برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

Turn out

/ˈtɜːrnˈaʊt/ /tɜːnaʊt/

معنی: تولید کردن، وارونه کردن، با کلید خاموش کردن، از کار درامدن، بنتیجه مطلوبی رسیدن
معانی دیگر: 1- انجامیدن، شدن، از آب در آمدن، 2- (چراغ) خاموش کردن 3- خارج گذاشتن، در بیرون قرار دادن 4- بیرون کردن، اخراج کردن، مرخص کردن 5- پشت و رو کردن 6-خارج شدن، رفتن، 7- تولید کردن 8- (از بستر) خارج شدن، برخاستن 9- مجهز کردن، ملبس کردن، اجتماع، ازدحام، انگلیس اعتصاب، اعتصابگر

واژه Turn out در جمله های نمونه

1. Everything will be fine. /Things will turn out all right. /Things will work out all right.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خوب خواهد بود همه چیز روبه‌راه خواهد شد همه چیز درست حل خواهد شد
[ترجمه گوگل]همه چیز خوب خواهد بود / چیزها همه درست خواهند شد / چیزها همه کار خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I knew that everything would turn out fine in the end.
[ترجمه ترگمان]می‌دانستم که در پایان همه چیز روبه‌راه خواهد شد
[ترجمه گوگل]من می دانستم که در پایان همه چیز خوب خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It take courage to grow up and turn out to be who you really are.
[ترجمه ترگمان]آن شجاعت را به خود می‌گیرد که بزرگ شود و تبدیل به کسی شود که واقعا هستید
[ترجمه گوگل]شجاعت رشد و شکوفایی است و به نظر شما واقعا چه کسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't forget to turn out the light when you leave the classroom.
[ترجمه ترگمان]یادت نره وقتی از کلاس خارج شدی نور رو خاموش کنی
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که هنگامی که کلاس ...

مترادف Turn out

تولید کردن (فعل)
breed , raise , fetch up , supply , generate , produce , beget , turn out , procreate , inbreed , bring forward , manufacture
وارونه کردن (فعل)
turn , cant , reverse , turn out , keel , convert , turn over
با کلید خاموش کردن (فعل)
turn out
از کار درامدن (فعل)
turn out
بنتیجه مطلوبی رسیدن (فعل)
turn out

معنی Turn out در دیکشنری تخصصی

turn out
[ریاضیات] معلوم شدن، ثابت کردن، نتیجه دادن
[معدن] دوراهی (ترابری)

معنی کلمه Turn out به انگلیسی

turn out
• drive away; discharge; gather; remove; clear, evacuate
turn out the government
• scatter a government, disband a government
turn out to be
• be revealed as; work out to be; become
turn out well
• end successfully

Turn out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
معلوم شدن، مشخص شدن
ایمان
معلوم شدن، مشخص شدن
It turned out that he was studying at the same collage.
Aylin
متوجه شدن یا فهمیدن
ایمان حجتی
I always longed for the man of my dreams to be a kind and honest doctor, but he turned out to be a inveterate criminal.
همیشه آرزو داشتم که مرد آرزوهایم، یک دکتر مهربان و باصداقت باشد، اما او یک مجرم سابقه دار از آب در آمد (اما مشخص شد که یک مجرم سابقه دار است)
Amir1988
حضور داشتن
mobina
پیدا شدن
کوشش
برآمدن، معلوم شدن
a.r
to happen
to end up
to result
A
نتیجه دادن
سلیمان اصلان گیر
علاوه بر فهمیدن، معلوم و مشخص شدن، معنیه حضور داشتن هم میده
Over 80000 people turned out at Azadi
سعید صفاری مقدم
کاشف بعمل اومد که...
معلوم شد که...
متوجه شدیم که...
R
یه چیزی خوب از کار دربیاد
زكريا
علاوه بر معاني گفته شده، معني رفتن هم ميده، مثلا:
Thousands of people turned out to welcome the team
مهدی صباغ
مشخص بودن
واضح بودن
قابل درک بودن
نتیجه دادن
Armioun
turn out for بمعنای حضور پیدا کردن، شرکت کردن، دخیل بودن. برای مثال،
About 70% of the population turned out for the election.
افشین حاجی طرخانی
اصطلاح:
1- روی دادن
2- سرانجام مشخص شدن، شناخته شدن،‌ کشف شدن
3- رفتن
4- آمدن، حضور یافتن

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/turn-out
بابک
اتفاق افتادن یک چیزی که شما انتظارشو نداشتین به طور مثال
To my surprise, it turned out that I was wrong
میلاد علی پور
نشان دادن
jahanaks.blog.ir
از قرار معلوم
زارعی
مشارکت کردن (مخصوصا در انتخابات)
سید ایمان علیزاده (گچساران)
معلوم شد
All af a suden the phone starts ring
And it's turns out itsmy mother
ناگهان تلفن شروع ب زنگ زدن کرد
و معلوم شد ک مادرمِ
Mona
whose wife will be turned out better than I shall."

که زنش بهتر از من حضور خواهد داشت(از نظر لباس و ....)
🖤Ayda🖤
Sometimes your first love turns out to be .the best
عادل چایچیان
ثابت کردن، نشان دادن، معلوم کردن
میثم علیزاده
معلوم شدن، کاشف به عمل آمدن
محدثه فرومدی
رقم خوردن، به عمل آمدن
لودر پیر
Stop paying attention
دکتر محمد خرمی
مشخص شدن.
رضایی
معلوم میشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turn out
کلمه : turn out
املای فارسی : ترن آوت
اشتباه تایپی : فعقد خعف
عکس turn out : در گوگل

آیا معنی Turn out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )