برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

tablet

/ˈtæblət/ /ˈtæblɪt/

معنی: تخته، لوحه، لوح، قرص، صفحه، ورقه
معانی دیگر: (سنگ یا فلز یا تخته چوب مسطح) لوح، تابلو، پلمه، سنگ نبشته، (دارو) قرص، حب، پلاک، دیوار نگاشت، کتیبه، دفتر، دفترچه، دفتر رسم یا نقاشی، (انگلیس) دانه ی آبنبات، حب نبات، بر لوح نوشتن

بررسی کلمه tablet

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small, molded, regular mass or lump, usu. of medicine.
مشابه: bolus, caplet, capsule, pellet, pill

(2) تعریف: a pad consisting of sheets of paper bound together at one edge.
مترادف: pad
مشابه: notebook

(3) تعریف: a flat piece of stone, metal, or the like, with one surface bearing an inscription; plaque.
مترادف: plaque
مشابه: headstone, inscription, memorial, panel

واژه tablet در جمله های نمونه

1. aspirin tablet
قرص آسپرین

2. the inscription of the names of the dead on the memorial tablet
حک نام کشته شدگان بر لوحه‌ی یادبود

3. The laptop drawing tablet is a very useful piece of hardware.
[ترجمه ترگمان]لوح نقاشی لب تاپ یک قطعه بسیار مفید از سخت‌افزار است
[ترجمه گوگل]قرص قرص رسم یک قطعه سخت افزاری بسیار مفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They put up a marble tablet in memory of his father.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها یک لوح مرمرین در خاطره پدرش قرار دادند
[ترجمه گوگل]آنها به یاد پدرش، قرص سنگ مرمر را گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The tablet hasn't dissolved completely yet.
[ترجمه ترگمان]این لوح هنوز کاملا حل نشده است
[ترجمه گوگل]قرص هنوز به طور کامل حل نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The inscription on the stone tablet has been rubbed away by the hands of countless tourists over the centuries.
...

مترادف tablet

تخته (اسم)
stock , shield , sheet , board , plank , lumber , tablet , ledger
لوحه (اسم)
plate , tablet , slab , bred , signboard , plaque
لوح (اسم)
plate , tablet , bred , table
قرص (اسم)
pellet , pill , cake , tablet , disk , disc
صفحه (اسم)
plane , sheet , leaf , plate , tablet , page , disk , disc , folio , lamella
ورقه (اسم)
ticket , form , flake , sheet , paper , leaf , streak , tablet , leaflet , slab , layer , writ , lamina

معنی tablet در دیکشنری تخصصی

tablet
[کامپیوتر] تابلو؛ لوح ؛ مکان نما روی صفحه
[ریاضیات] لوح
[کامپیوتر] یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش (گرافیکی ) ؛ صفحه داده دهی
[کامپیوتر] لوح دیجیتالی کننده
[کامپیوتر] تخته نگاره سازی ؛ لوح گرافیکی - لوح گرافیکی - نوعی دستگاه اشاره گر . لوح گرافیکی دارای یک صفحه ی حساس به فشار است که می توان به کمک یک ابزار اشاره ای ( مانند قلم ) روی آن شکلها را ترسیم کرد. این اشاره گر بسیار طبیعی تر از دستگاه ماوس است که دربرنامه های نقاشی یا ترسیم مورد استفاده قرار می گیرد.
[زمین شناسی] لوح طراحی دستگاه رقومی گر کوچک مورد استفاده برای انتقال موردی برخی داده های فضایی به نرم افزارها.
[کامپیوتر] تابلو حساس به تماس .
[ریاضیات] لوح طراحی

معنی کلمه tablet به انگلیسی

tablet
• pill, capsule; pad of paper bound together at one end; flat piece of stone or other material bearing an inscription
• a tablet is a small capsule or pill containing a dose of medicine, which you swallow.
• a tablet is also a flat piece of stone with words cut into it; a formal use.
digitizing tablet
• pointing device which includes a tablet and a stylus, input device which translates an artists pen strokes into computer graphics
graphics tablet
• input device in the shape of a pen which is moved across a pad

tablet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MOHAMMAD
قرص
Antihistamin tablet
Setayesh-Arya
means pill and drug
یزدان
لوح، قرص، تبلت (رایانه تخت)
علی اصغر آرزویی
همون تبلت خودمون
مهدی
به یه چیز تخت میگن تابلت
Younes
قرص
آرمان
سنگ نگاره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tablet
کلمه : tablet
املای فارسی : تبلت
اشتباه تایپی : فشذمثف
عکس tablet : در گوگل

آیا معنی tablet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )