برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

take away

/teɪk əˈweɪ/ /teɪk əˈweɪ/

System.String[]

واژه take away در جمله های نمونه

1. Take away my good name and take away my life.
[ترجمه ترگمان]نام good را از من دور کنید و از زندگی من دور شوید
[ترجمه گوگل]نام خوب من را بیرون بیاورید و زندگی خود را از بین ببرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Paper plane fly farther take away my heart.
[ترجمه همیشه] هواپیمای کاغذی پرواز کرد و از قلب من دور شد
|
[ترجمه ترگمان] هواپیمای بدون کاغذ از قلب من دور میشه
[ترجمه گوگل]هواپیما به هواپیما پرواز می کند دورتر قلب من را از بین ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Time would take away many memories ,but it can't take away my mood to love you.
[ترجمه گلسک] گذر زمان می‌تواند خاطرات زیادی را با خود ببرد، ولی قادر نیست عشق تو را از من بستاند.|
...

مترادف take away

بردن (فعل)
snatch , remove , bear , abstract , take , win , take away , carry , convey , conduct , propel , lead , steer , pack , transport , drive , port

معنی کلمه take away به انگلیسی

take away
• take off, remove, dismiss

take away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد گرامی
از بین بردن - خراب کردن
Amir
مفقودالاثر کردن
Homa
برداشت کردن، فهمیدن
78
غذای آماده

حامد
بردار و برو
بزن بچاک
طیبه
گرفتن
zari
کندن
علی
آقا حامد اون buzz off هستش
esobhani
چیزی را از کسی گرفتن، دور کردن، بردن
امیر
منها کردن _ تفریق کردن
امیر
Ten take away three is seven
النا
تصاحب کردن
علی
پس گرفتن
امیرزمانی
نادیده گرغتن
نازنینم
در آخرین تیتر یه پاراگراف از یه خبر در مجله تهران تایمز "نتیجه" معنی کردم
A.A
غذای بیرون بر
کارولین
بند آوردن
Take my breath away
حسام
نکته اصلی، مسئله اصلی، حقیقت اصلی، ایده اصلی که از یک مسئله ای یا بحثی باید در نظر گرفت.
Naz
بگیر وببر
محسن
کنار گذاشتن
فاطمه
دست برد زدن
علی
کسی که شعور ندارد
شاهین
بیرون از کافه خوردن
Ramin
برداشت کردن یا فهمیدن-تفریق یا کم کردن-برداشتن و بردن-غذای خود را از جایی خریدن و در جایی دیگر خوردن(همان بیرون بر)-نفس کسی بند امدن به خاطر زیبایی،هیجان انگیز،تعجب برانگیز و...بودن چیزی
الهام حسینی
Take away food:غذای اماده،غذای بیرون
آرزو
از چنگ کسی درآوردن
Poya
میشه: eat in another place( not in the cafe) . همون بردار برو که اقا حامد گفتش . خوردن در یک مکانی بجز اونجایی ک غذا رو سرو میکنن .
Sarah
از دست دادن
سهیل
دور کردن..جداکردن..فاصله انداختن
علی سواری
1-بردن،بیرون بردن
2-(درد و غیره) تسکین دادن
ملیکا
از دست دادن چیزی
Eli
بیرون آوردن
nima
ازدست دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی take awayکلمه : take away
املای فارسی : تک آاوای
اشتباه تایپی : فشنث شصشغ
عکس take away : در گوگل

آیا معنی take away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )