انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

take down

تلفظ take down
تلفظ take down به آمریکایی/ˈteɪkˈdaʊn/ تلفظ take down به انگلیسی/teɪkdaʊn/

معنی: خراب کردن، پیاده کردن
معانی دیگر: 1- یادداشت کردن 2- در جای پایین تر قرار دادن، تنزل دادن، پایین بردن 3- (شلوار و غیره) پایین کشیدن 4- خوار کردن، خفیف کردن، پست کردن 5- از هم باز کردن

واژه take down در جمله های نمونه

1. She made us take down all the posters.
ترجمه کاربر [ترجمه سیامک] او مارا مجبور کرد همه پوسترهارا پایین بکشیم
|

ترجمه کاربر [ترجمه امید] او مجبورمان کرد همه پوسترها را بکنیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجبورمون کرد همه پوستر رو بندازیم پایین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ما را کشت همه پوسترها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Workmen arrived to take down the scaffolding.
ترجمه کاربر [ترجمه امیر] کارگران جهت باز کردن داربست ، رسیدند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارگران از روی چوب‌بست بالا رفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارگران برای تخلیه داربست وارد شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Your removal men will dismantle bedsteads and take down pictures and wall decorations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاک کردن تخت‌ها و گرفتن تصاویر و تزیینات دیواره‌ای آن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردان حذف شما، تختخواب را برچیند و تصاویر و دکوراسیون دیوار را بردارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Rail removal I want to take down some dado and picture rails.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برکناری ریلی که من می‌خواهم برخی از ریل و ریل را یادداشت کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حذف راه آهن من می خواهم برخی از ریل های قدیمی و عکس را از بین ببرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He ordered his men to take down the limp body and remove the handcuffs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به افرادش دستور داد بدن بی‌جان را پایین بیاورند و دستبندها را باز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به مردان خود دستور داد که بدن مرطوب را بردارند و دستبند را بردارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It would also be easy to take down and stow in stormy weather.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پایین رفتن و پنهان کردن در آب و هوای توفانی نیز آسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین می توانید در آب و هوای طوفانی از بین بردن و ایستادن آن آسان باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I vote we take down the pictures, except for the two painted by Nina.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من رای می‌دهم، جز برای دو نقاشی که نی نا نوشته شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من رأی می دهیم که عکس ها را می گیریم، به غیر از دو نقاشی توسط نینا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The Government could take down the watchtowers in South Armagh with few consequences for security; it could also reduce troop numbers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت می‌تواند برج‌های مراقبت در جنوب Armagh را با نتایج کمی برای امنیت کاهش دهد؛ همچنین می‌تواند تعداد سربازان را کاهش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت می تواند برج های نگهبان در ارمغان جنوبی را با عواقب کمی برای امنیت کنار بگذارد؛ همچنین می تواند تعداد نیروهای نظامی را کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. To take down all the barriers that divide us one from the other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای پایین بردن همه موانعی که ما را از یکدیگر جدا می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای برداشتن همه موانعی که ما را از یکدیگر جدا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Do you think we should take down the decorations?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر می‌کنی ما باید تزئینات رو کم کنیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا فکر میکنی ما باید تزئینات را برداریم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Take down the pot without even seeing a flop is better than checking and playing a multiway un raised pot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلدان را بدون اینکه ببینید یک شکست بهتر از چک کردن و بازی کردن یک قابلمه بزرگ است بردارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلدان را بدون اینکه فلاپ را ببیند بهتر است از چک کردن و بازی کردن یک گلدان چند منظوره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Properly take down pre - booking calls for schedule appointment ( data and time ).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور مناسب از درخواست‌های قبل از رزرو برای قرار دادن زمانبندی (داده‌ها و زمان)استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور منظم تماس های قبل از رزرو را برای قرار ملاقات برنامه (داده ها و زمان) انجام دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Having said that, it's actually quite hard to take down your enemy when they appear to be little more than a splodge on a far-off hill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از اینکه این را گفت خیلی سخت است که دشمن شما را وقتی که به نظر می‌رسد کمی بیشتر از یک splodge در یک تپه دوردست باشند، بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از گفتن این، واقعا دشوار است که دشمن خود را از بین ببرید، زمانی که به نظر می رسد کمی بیش از یک تپه در یک تپه دور وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Some girls in the office are trained to take down dictation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از دختران در این اداره آموزش دیده‌اند که دیکته کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از دختران در دفتر آموزش داده میشوند تا ضرب المثل را حذف کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف take down

خراب کردن (فعل)
ruin , destroy , undo , corrupt , spoil , debauch , deteriorate , wreck , pull down , batter , take down , botch , disfigure , muck , vitiate , impair , demolish , devastate , dilapidate , muddle , ruinate , wrack , immoralize , unmake
پیاده کردن (فعل)
disembark , take down , set down , disassemble , demodulate , dismount , dismantle , overhaul , unsaddle

معنی عبارات مرتبط با take down به فارسی

(غرور یا جاه طلبی کسی را) کاستن، سر جای خود نشاندن، خوار کردن

معنی کلمه take down به انگلیسی

take down
• record, write down, put in writing; remove, lower; take apart, disassemble; (slang) kill

take down را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهدی شیران ١٩:٠٧ - ١٣٩٦/٠٥/١٠
قرار دادن
|

مهدی ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/٠٣/٠٣
داغون کردن (شخصیت و غرور کسی رو شکستن)
Wildest dreams- Taylor Swift:

...This is gonna take me down
این داره داغونم میکنه...
|

amir777 ٠٠:٤٦ - ١٣٩٧/٠٣/٠٧
Take us both down
هر دوی مارو بکشی(از بین ببری)
|

نسرین ١٥:٢٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
رها کردن
|

سايه٦١ ٠٩:١٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
از ريخت انداختن كسي
To take down sb’s decoration
|

Sea waves ١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
خراب کردن- داغون کردن- از بین بردن.
|

علی اکبر منصوری ١٣:٤٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
اینفرمال) زمین گیر کردن، از پا در آوردن، شلیک کردن به کسی، شکست دادن،
Police took down the suspected terrorist
پلیس تروریست مظنون را زمین گیر کرد.
|

میثم کنعانی ١٥:٣٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٨
نوشتن چیزی از روی متن یا به وسیله ی گوش داد.
to write something that you are looking at or listening to: I can take down the messages that come in.
|

مهدی ٢٣:١٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣
take it down نابودش کن
|

Faeiz ١٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
Write something that somebody says
نوشتن چیزی ک کسی میگوید
|

کوثر ٠٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/١١
بر زمین زدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی take down
کلمه : take down
املای فارسی : تک دون
اشتباه تایپی : فشنث یخصد
عکس take down : در گوگل


آیا معنی take down مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )