انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1058 100 1

take it for granted

تلفظ take it for granted
تلفظ take it for granted به آمریکایی تلفظ take it for granted به انگلیسی

معنی کلمه take it for granted به انگلیسی

take it for granted
• accept something unquestioningly; show disregard for something, treat something in an unappreciative manner

take it for granted را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فاطمه ٠٩:٢٨ - ١٣٩٥/٠٩/٢٠
باور داشتن
|

ashkan ٠١:٥٠ - ١٣٩٥/٠٩/٢١
قدر ندانستن
|

mostafa ١٤:٤٨ - ١٣٩٦/٠٥/١٩
ﺑﺪﯾﻬﯽ ~ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ، ﺣﻖ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ
|

رهام ١٩:٢٩ - ١٣٩٧/٠١/١٦
بدون فکر، اطمینان حاصل کردن
|

مهرداد ١٨:٤٠ - ١٣٩٧/٠٢/٠٢
بی چون و چرا پذیرفتن
|

فهیمه ١٨:٤٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢١
قدر ندانستن، از کسی انتظار بی‌جا داشتن، بی‌چون و چرا پذیرفتن
|

فاطمه ١٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩
همين طوري چيزي را به عنوان درست پذيرفتن
|

Sina ١٢:١٦ - ١٣٩٧/١٠/٠١
عادی دانستن،حق مسلم خود دانستن
|

Bahar ٠٩:١٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
بدون فکر،اطیمنان حاصل کردن و همین طوری چیزی را به عنوان درست پذیرفتن
|

آرزو شاین ١١:١١ - ١٣٩٧/١٢/٢٠
بدون فکر اطمینان حاصل پیدا کردن وهمینطوری چیزی را ب عنوان درست پذیرفتن
|

حسن امامی ٠٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠١/١١
مسلم و تضمین شده فرض کردن چیزی
|

م ف ٢٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/١١
بدیهی پنداشتن
|

Javidan ١٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٤/١١
Accept sth true without thinking about it
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی take it for granted مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )