انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 988 100 1

take over

تلفظ take over
تلفظ take over به آمریکایی/teɪk ˈoʊvər/ تلفظ take over به انگلیسی/teɪk ˈəʊvə/

به عهده گرفتن، تصدی چیزی را قبول کردن

بررسی کلمه take over

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to begin to have control of something.

- New management took over the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مدیریت جدید شرکت را اشغال کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مدیریت جدید شرکت را بر عهده گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه take over در جمله های نمونه

1. Kalan called his assistant, Hashim, to take over while he went out.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] كالان دستيارش هاشم (معاون) راصدا كرد ( فراخواند ) تا اينكه او را جايگزين كند هنگامي كه ميخواست بيرون رود ( به منظور تفريح )
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Kalan، دستیارش، Hashim، تا وقتی که از خانه بیرون می‌رفت، به او مراجعه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کالان معاونش، هاشیم را به دست آورد، تا زمانی که او بیرون رفت، دستگیر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He will take over Class 9801 next week.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] مسعوليت كلاس ٩٨٠١ را به عهده خواهد گرفت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هفته آینده کلاس کلاس را به عهده خواهد گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هفته آینده کلاس 9801 را خواهد گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A British newspaper says British Airways plan to take over Trans World Airways.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک روزنامه انگلیسی می‌گوید که خطوط هوایی انگلیس قصد دارد خطوط هوایی سراسری را بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک روزنامه بریتانیایی میگوید: British Airways قصد دارد تا Trans World Airways را برداشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Who will take over the leadership of the club?
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] چه كسي رهبري باشگاه را به عهده خواهد گرفت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه کسی رهبری این باشگاه را بر عهده خواهد گرفت؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه کسی رهبری باشگاه را خواهد گرفت؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. take over the British Beer Company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت آبجو انگلیسی را تصرف کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت آبجو انگلیسی را بر عهده بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Would you like me to take over for a while?
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] ايا شما دوست داريد كه من را براي مدتي جايگزين كنيد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست داری یه مدت اینجا بمونم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا دوست دارید که من برای مدتی طول بکشد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The wife can push in,and take over the man's place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زن می‌تواند به داخل فشار بیاورد و جای آن مرد را بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسر می تواند در جایگاه مرد قرار بگیرد و جای خود را بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It's time for someone new to take over.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتشه که یه نفر جدید بیاد اینجا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمان آن فرا رسیده است که فردی جدیدی را بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I intend you to take over.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] من قصد دارم شما رو جايگزين كنم .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من قصد دارم که تو از اینجا بری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من قصد دارم شما را بردارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Peter will take over as managing director when Bill retires.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] پيت به عنوان مدير عامل جايگزين بيل خواهد شد هنگامي كه بيل بازنشست شود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی بیل بازنشسته می‌شود، پیتر ریاست مدیر را بر عهده خواهد گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیتر به عنوان مدیرعامل وقتی که بیل بازنشسته خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He understands the business and can take over when I'm away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او کسب‌وکار را درک می‌کند و می‌تواند زمانی که من از اینجا می‌روم، طول بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کسب و کار را درک می کند و زمانی که من دور هستم می توانم از آن استفاده کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Our plan to take over the business could boomerang on us if we're not careful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر مراقب نباشیم، نقشه ما این است که با ما معامله کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ریزی ما برای کسب کسب و کار ما می تواند بومرنگ باشد، اگر ما دقت نکنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We'll let ourselves in for trouble if we take over this business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر به این کار رسیدگی کنیم، به دردسر می‌افتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ما این کار را انجام دهیم خودمان را برای مشکل آماده خواهیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The eldest son is being groomed to take over when his father dies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پسر بزرگ‌تر، وقتی پدرش بمیرد، به کار گرفته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسر بزرگتر وقتی که پدرش میمیرد، ازدواج می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The army is/are threatening to take over if civil unrest continues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در صورتی که ناآرامی‌های مدنی ادامه یابد، ارتش تهدید به انجام این کار خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش در صورت ادامه ناآرامی های داخلی، تهدید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی take over در دیکشنری تخصصی

take over
[فوتبال] تیک اور
[حقوق] تعهد کردن، تقبل کردن، عهده دار شدن، تحویل گرفتن، کنترل کردن، تصرف کردن
[ریاضیات] انجام شدن
[حسابداری] تحویل قطعی
[حسابداری] تحویل گرفتن موقت

معنی کلمه take over به انگلیسی

take over
• capture, take into command

take over را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی take over

Mehran PVZ ١٧:٢٩ - ١٣٩٦/١٠/١٤
به عهده گرفتن بدهی یا پرداخت بابت بدهی
|

بهروز ١٢:٣٧ - ١٣٩٧/٠٢/٠٩
کنترل(جایی یا چیزی) به دست کسی افتادن
|

فیض ٠٨:٠٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢١
تصاحب
|

ویکتوریا ١١:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤
تسلط داشتن بر کاری
|

a.r ١٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
جای چیزی را گرفتن
to take the place of something
to become dominant
to assume control of, management of, or responsibility for something
|

Sina ١٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٦/١١
به معني جايگزين كردن چيزي يا كسي
Some workers will lose their jobs as machines take over
( تعدادي از كارگرها كار خودشان را از دست خواهند داد به دليل اينكه ماشين ها جايگزين انها مي شوند )
|

fateme ١٣:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
رخ دادن، اتفاق افتادن
|

مهدی صباغ ١٤:٢٥ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
اشغال کردن
تصرف کردن (از سر قدرت و زورگویی)
|

محدثه فرومدی ٢٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٣
به دست گرفتن، عهده دار شدن
|

mm ١٢:١١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
begin to have control of or responsibility for sth esp in place of sb else
|

پیشنهاد شما درباره معنی take over



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی take over
کلمه : take over
املای فارسی : تک اور
اشتباه تایپی : فشنث خرثق
عکس take over : در گوگل


آیا معنی take over مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )