برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

taken for granted

taken for granted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
پذیرش چیزی بدون هرگونه سؤال و جواب، انجام چیزی بدون هرگونه شک، عدم شک و تردی، مسلم دانستن چیزی
آرزو
قدر ندانستن
taken for granted. to use, accept, or treat in a careless or indifferent manner: A marriage can be headed for trouble if either spouse begins to take the other for granted
محمد علی کریمی
بدیهی پنداشتن،بدیهی پنداشته شده
هادی سلیمی
پذیرش چیزی بدون چون و چرا؛انتظار خدمت همیشگی از کسی یا چیزی بدون تشکر یا بدون به رسمیت شناختن وی
نادر گنجی
مهم نبودن ، بی اهمیت پنداشته شدن
بیتا قوچانی
بدیهی فرض شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی taken for granted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )