برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1156 100 1

tape

/ˈteɪp/ /teɪp/

معنی: نوار چسب، نوار ضبط صوت، نوار ضبط صوت و امثال ان، نوار، روبان، با نوار بستن، ضبط کردن، بانوار یا قیطان بستن، نوار زدن
معانی دیگر: نوار (از پارچه یا کاغذ یا پلاستیک و غیره)، تسمه، نوار صدانگاری، نوار صوتی، (با نوار یا تسمه یا قیطان) بستن، بسته بندی کردن، نواربندی کردن، نوار چسباندن، (روی نوار صوتی یا ویدئو) ضبط کردن، نوار ویدئو، نوارچسب (adhesive tape هم می گویند)، مخفف: magnetic tape و red tape و tapeworm و ticker tape و tape-recorder، (نوار) متر (tape measure هم می گویند)، با نوار متر اندازه گرفتن، متر کردن، بند، ریسمان، قیطان، نوار خط پایان مسابقه، پایانبند

بررسی کلمه tape

اسم ( noun )
(1) تعریف: a long narrow strip of material, usu. of plastic, cloth, or paper, sometimes having adhesive on one side.

- He took out his tape and measured the dimensions of the room.
[ترجمه ترگمان] نوار خود را بیرون آورد و ابعاد اتاق را اندازه گرفت
[ترجمه گوگل] او نوار خود را خارج کرد و ابعاد اتاق را اندازه گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The envelope would not stay closed, so I put tape on it.
[ترجمه ترگمان] پاکت بسته نمیشه، واسه همین نوار رو روش گذاشتم
[ترجمه گوگل] پاکت بسته نخواهد شد، بنابراین روی آن نوار میگذارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a long magnetic strip used to record sounds and pictures.

- The music was recorded on tape.
[ترجمه ترگمان] موسیقی روی نوار ضبط شده‌بود
[ترجمه گوگل] موسیقی بر روی نوار ضبط شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) ...

واژه tape در جمله های نمونه

1. tape with good tack
نوار دارای چسبندگی زیاد

2. insulating tape
نوار عایق ساز

3. to tape a tv program
برنامه‌ی تلویزیونی را ضبط کردن

4. a plastic tape
نوار پلاستیکی

5. play the tape once more!
یکبار دیگر نوار را بگذار!

6. a red paper tape
نوار کاغذی قرمز

7. he tied the tape tightly around the box
نوار را محکم دور جعبه بست.

8. the old rubber tape has lost its spring
نوار کش کهنه کشسانی خود را از دست داده است.

9. to record something on tape
چیزی را روی نوار صوتی ضبط کردن

10. pari sealed the parcel up with adhesive tape
پری بسته را با نوار چسب محکم بست.

11. i stopped the cracks in the windows with adhesive tape
با نوار چسب درز پنجره‌ها را گرفتم.

12. he covered the injection mark with a patch and an adhesive tape
جای آمپول را با یک تکه باند و نوار چسب پوشاند.

13. We've got the film on tape.
[ترجمه ترگمان]فیلم را ضبط کرد ...

مترادف tape

نوار چسب (اسم)
tape , banderol , banderole
نوار ضبط صوت (اسم)
tape
نوار ضبط صوت و امثال ان (اسم)
tape
نوار (اسم)
screed , fillet , filet , ribbon , band , strip , tape , braid , swath , riband , swathe , lace , ligature , fascia , rand , ribband , welt
روبان (اسم)
ribbon , band , tape , riband , bandeau
با نوار بستن (فعل)
band , tape , bandage
ضبط کردن (فعل)
trace , attach , manage , record , confiscate , seize , file , place on file , tape
بانوار یا قیطان بستن (فعل)
tape
نوار زدن (فعل)
tape

معنی عبارات مرتبط با tape به فارسی

با تنگنای نواری
کابل نواری
(دستگاه ضبط صوت و غیره) چرخ نوار و بلندگو، پهنه ی نوار، (سیستم صوتی) دک، drive tape نوار ران، نوار چرخان
(کامپیوتر) نوار گردان، deck tape نوار ران، نوار چرخان
پرونده نواری
(گیاه شناسی) والیسنری (جنس vallisneria - گیاه زیرآبزی با برگ های نوار مانند)
گیر کردن نوار
برچسب نوار
کتابخانه نوارها
متر، قابدار، تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
رجوع شود به: loop
نوار مدرج (برای متر کردن و اندازه گیری)، متر (tapeline هم می گویند)، measure tape متر مخصوص اندازه گیری، نوار متر
نوار سورا  کن
نوار منگنه کن
نوار خوان
...

معنی tape در دیکشنری تخصصی

tape
[سینما] نوار
[عمران و معماری] قلاویز - نوار - نوار چسب
[کامپیوتر] نوار بستن ؛ نوار - نوار - مواد انعطاف پذیر نازکی که اطلاعات را می توان به صورت مغناطیسی روی آن ضبط کرد. نوارها بهترین وسیله ی پشتیبان گیری از فایلهای کامپیوتری و انتقال فایلهای بزرگ ( بزرگتر از ظرفیت یک دیسک با تراکم بالا) به اداره ی خدمات هستند. باید مطمئن شوید که اداره ی خدمات می توان نوار شما را یخواند. انواع نوارها با قالبها و ظرفیتهای گوناگونی وجود دارند. توجه داشته باشید که ضبط یک نوار ، منوط به صرف زمان است، شاید چندین ساعت برای 100 مگابات . همچنین هر نواری قبل از استفاده باید قالب بندی شود؛ قالب بندی یک نوار ممکن است چند ساعت طول بکشد ؛ از این رو ، نوارها جایگزین های عملی برای دیسک گردان هانیستند. ابر کامپیوترها ،از نوارهای حلقه ب حلقه استفاده می کنند که در سالهای 1950 ساخته شدند. ریزکامپیوترها از کارتریج های مختلف نوار استفاده می کنند.
[برق و الکترونیک] نوار
[مهندسی گاز] نوار ، نوارچسب
[نساجی] نوار - نخ نواری
[پلیمر] نوار
[برق و الکترونیک] بسته بندی نوار و جعبه مهمات روشی برای قرار دادن قطعات در کنار یکدیگر روی یک نوار برای جا به جا کردن انبار کردن و توزیع کردن در داخل جعبه های مستطیفی شکل . قطعاتی مانند خازنها و مقاومتها با فاصله برابر روی نوار پیوسته ای قرار داده می شوند . به طوری که پایه های قطعات محوری در هر دوطرف و پایه های قطعات شعاعی از یک طرذف داخل نوار قرار می گیرند . سپس این نوار تا شده ، تا جایی که امکانداشته باشد . در جعبه های نگهدارنده مستطیلی قرار داده می شوند .قطعات با استفاده از دستگاهی که به طور پیوسته قطعات را به قسطمت نصب خودکار می فرستند. از نوار بریده می شوند .
[برق و الکترونیک] بسته بندی نوار و چرخک روشی برای قرار دادن قطعات در کنار یکدیگر روی نوار که روی چرخکی ، برای جابه جا یی ، انبار کدرن و تزیع کردنپیچیده می شود . قطعاتی مانند خازنها و ...

معنی کلمه tape به انگلیسی

tape
• long narrow and flexible strip of some material; strip of paper or plastic with adhesive on one or both sides; strip of woven fabric used for tying or binding; string stretched across the finish line of a race; cassette, tape recording
• fasten or bind with tape; record sound or pictures on magnetic tape; measure with a tape measure
• tape is a narrow plastic strip covered with a magnetic substance. it is used to record sounds, pictures, and computer information.
• a tape is a cassette or spool with magnetic tape wound round it.
• if you tape music, sounds, or television pictures, you record them using a tape recorder or a video recorder.
• a tape is also a strip of cloth used to tie things together or to identify who a piece of clothing belongs to.
• tape is also a sticky strip of plastic used for sticking things together.
• if you tape one thing to another, you attach it using sticky tape.
• see also red tape, videotape.
tape backup unit
• device which writes data on a tape as a backup for the information on the hard drive
tape deck
• on a hi-fi system, a tape deck is a machine on which you can play or record tapes.
tape drive
• input/output device that reads and records to magnetic tape; cassette player, cassette drive
• a tape drive is a machine which can be used to transfer information from a tape onto a computer, or to store information from a computer.
tape measure
• long flexible strip used to measure distances
• a tape measure is a strip of plastic or cloth marked with centimetres or inches, which is used for measuring.
tape player
• device which can record and play sound on cassette tape
tape recorder
...

tape را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yekta
نوار چسب، نوار،چسب نواری
Aboliii
هر نوع چسبی
RAHA
نوار چسب
Hoooom
نوار
sara
چسب نواری
ارزو
نوارضبت صوت درس کردم
بنیامین
نام توعی موسیقی یا نوار چسب هایی که روی نوارای قدیمی استفاده میشد
sara
چسب نواری
زهرا
در زبان بورس به زمان و اندازه معاملات فردی هم tape گفته میشه.
Rehy
Red tape
کاغذبازی.تشریفات اداری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tape
کلمه : tape
املای فارسی : تپه
اشتباه تایپی : فشحث
عکس tape : در گوگل

آیا معنی tape مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )