برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1318 100 1

tarnation

/tɑːrˈneɪʃən/ /tɑːˈneɪʃən/

(محلی) رجوع شود به: damnation

واژه tarnation در جمله های نمونه

1. what in tarnation is that?
این دیگر چه لعنتی است‌؟

معنی کلمه tarnation به انگلیسی

tarnation
• cursed, damnable
• tarnation; hell

tarnation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اورانوس
افتضاح ، رسوایی ، نفرین ، لعنت

What in tarnation is that
این چه رسواییه دیگه
این دیگه چه گندیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tarnation
کلمه : tarnation
املای فارسی : ترنتین
اشتباه تایپی : فشقدشفهخد
عکس tarnation : در گوگل

آیا معنی tarnation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )