برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

tasteful

/ˈteɪstfəl/ /ˈteɪstfəl/

معنی: با سلیقه، خوش ذوق، خوش سلیقه، با ذوق
معانی دیگر: پر سلیقه، با سلیقه درست شده، خوشمزه

بررسی کلمه tasteful

صفت ( adjective )
مشتقات: tastefully (adv.), tastefulness (n.)
(1) تعریف: demonstrating good taste.
مترادف: cultured, discerning, discriminating, polite, proper, refined, understated
متضاد: cheap, distasteful, gaudy, loud, tacky, tasteless, vulgar
مشابه: chic, comme il faut, decorous, elegant, fitting, gracious, respectable, sophisticated, subtle, tactful

- tasteful attire
[ترجمه ترگمان] آرایش غلیظی کرده بود
[ترجمه گوگل] لباس ممتاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: full of flavor; tasty.
مترادف: delicious, flavorful, savory, tasty
متضاد: savorless, tasteless
مشابه: appetizing, delectable, palatable, scrumptious, toothsome, yummy

- a tasteful meal
[ترجمه ترگمان] یه غذای خوش‌مزه
[ترجمه گوگل] یک وعده صبحانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه tasteful در جمله های نمونه

1. Most of the furniture was quite tasteful.
[ترجمه ترگمان]بیشتر اسباب و اثاث قشنگ بود
[ترجمه گوگل]اکثر مبلمان کاملا صاف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The gift store sells both tasteful gifts and cheap schlock.
[ترجمه ترگمان]این فروشگاه هدیه هم هدایای تجملی و هم schlock ارزان می‌فروشد
[ترجمه گوگل]فروشگاه هدیه، هدایای طعم دار و شلوار ارزان را به فروش می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The decor is tasteful and restrained.
[ترجمه ترگمان]دکوراسیون (دکوراسیون)شیک و مهار نشده است
[ترجمه گوگل]دکور مزه و محکم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's very tasteful, their house, but I can't help thinking it lacks a little character.
[ترجمه ترگمان]خیلی خفنن، خونه اونا، اما من نمیتونم به این فکر نکنم که یه کم به یه شخصیت کم احتیاج داره
[ترجمه گوگل]خانه بسیار خوشمزه است، اما من نمی توانم فکر کنم که شخصیت کمی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف tasteful

با سلیقه (صفت)
elegant , stylish , tasteful
خوش ذوق (صفت)
talented , gifted , tasteful
خوش سلیقه (صفت)
stylish , tasteful
با ذوق (صفت)
tasteful , virtuosa

معنی کلمه tasteful به انگلیسی

tasteful
• tasty, delicious; exhibiting good taste
• something that is tasteful is attractive and elegant.

tasteful را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خورشيدوند
از روي سليقه وتهيه شدن ، باذوق خوش ذوق ،خوشمزه
بهترين نوشيدني گوارا خوشمزه
The best delicious gustatory drink
يار دلواري
خوش ذوق خوش سليقه ☺️
مهدی باقری
این کلمه برای غذا استفاده نمیشه
برای خوشمزگی غذا میتونید از tasty استفاده کنید
بنابراین tasty و tasrful متفاوتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tasteful
کلمه : tasteful
املای فارسی : تستفول
اشتباه تایپی : فشسفثبعم
عکس tasteful : در گوگل

آیا معنی tasteful مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )