برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1224 100 1

taxi rank

واژه taxi rank در جمله های نمونه

1. The man led the way to the taxi rank.
[ترجمه ترگمان]مرد راه سمت تاکسی را پیش گرفت
[ترجمه گوگل]این مرد راه را به سمت تاکسی هدایت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The front line is this taxi rank in the town centre.
[ترجمه ترگمان]خط مقدم این خط تاکسی در مرکز شهر است
[ترجمه گوگل]خط مقدم این رتبه تاکسی در مرکز شهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He scurried over to the taxi rank.
[ترجمه ترگمان]با عجله به طرف صندوق تاکسی رفت
[ترجمه گوگل]او به سمت تاکسی سرازیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But the taxi rank outside the hotel had been full and idle and the target had been straight into a vehicle.
[ترجمه ترگمان]اما رتبه تاکسی در خارج از هتل پر از سکنه و تنبل بود و هدف مستقیما وارد یک وسیله نقلیه شده بود
[ترجمه گوگل]اما تاکسی که در خارج از هتل رتبه بندی شده بود کامل و بی روح بود و هدف مستقیم به یک وسیله نقلیه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ت ...

معنی کلمه taxi rank به انگلیسی

taxi rank
• a taxi rank is a place where taxis wait for passengers, for example at an airport or outside a station.

taxi rank را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
a place where taxis wait for customers
"dictionary.cambridge"
Aylar,
ايستگاه تاكسي
محل توقف تاكسي ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی taxi rank مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )