برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1291 100 1

tease

/ˈtiːz/ /tiːz/

معنی: اذیت، طنازی کردن، ازار دادن، کسی را دست انداختن، سخنان نیشدارگفتن، پوشدادن مو، اذیت کردن
معانی دیگر: پاپی کسی شدن، مسخره کردن، گال دادن، سر به سر کسی گذاشتن، به بازی گرفتن، (با کوشش) به دست آوردن، رسیدن (به)، آشکار کردن، (پرز پارچه یا الیاف پشم یا موی سر و غیره را با شانه زدن) وز کرده کردن، وزاندن، خار کردن، (گیسو) پوش دادن (teasel هم می گویند)، اهل شوخی و سر به سر گذاری، اذیت کن، رجوع شود به: tantalize، (از نظر جنسی) تحریک کردن (ولی اقناع نکردن)، عشوه گری کردن، شهوت انگیزی کردن، سر به سر گذاری، تمسخر، teaze ازاردادن

بررسی کلمه tease

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: teases, teasing, teased
(1) تعریف: to make fun of or attempt to provoke in a playful or mocking way.
مترادف: kid, make fun of, needle, rib, ridicule
مشابه: devil, gibe, jest, josh, make fun of, mock, pick on, poke fun at, rally, taunt, twit

- His way of flirting with a girl he likes is to tease her.
[ترجمه ترگمان] روش لاس زدن با یه دختری که دوست داره اذیتش کنه
[ترجمه گوگل] راه او برای فریب دادن با یک دختر که دوستش دارد، او را دوست دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He walked with a limp and was often teased by the other boys.
[ترجمه ترگمان] او با یک لنگ لنگان راه می‌رفت و اغلب توسط بچه‌های دیگر به ستوه می‌آمد
[ترجمه گوگل] او با لمس راه می رفت و اغلب توسط پسران دیگر تزیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She teased her sister about her boyfriend, but secretly she was jealous.
[ترجمه محمد] او خواهرش را در مورد دوست پسرش مسخره میکرد، اما در نهان به او حسودی می کرد|
...

واژه tease در جمله های نمونه

1. don't tease your brother, dear!
جانم،برادرت را اذیت نکن‌!

2. don't tease your younger brother
سر به سر برادر کوچکترت نگذار!

3. they used to tease him over his kashi accent
به خاطر لهجه‌ی کاشی اش او را مسخره می‌کردند.

4. it took hours to tease out the meaning of the story
دستیابی به معنی داستان ساعت‌ها طول کشید.

5. If you always tease others like that, you'll forfeit the good opinion of your friends.
[ترجمه ترگمان]اگر تو همیشه دیگران را اذیت کنی، نظرت را درباره دوستانت از دست خواهی داد
[ترجمه گوگل]اگر شما همیشه مثل دیگران کسی را دوست دارید، از نظرات خوب دوستانتان محروم خواهید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They try to tease out the answers without appearing to ask.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها سعی می‌کنند بدون این که ظاهر شوند، پاسخ‌های خود را به دست آورند
[ترجمه گوگل]آنها سعی می کنند پاسخ ها را بدون ظاهر شدن بپرسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Don't tease him about his weight - it's cruel.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف tease

اذیت (اسم)
fret , annoyance , persecution , inconvenience , tease , harassment , harm , nuisance , mischief , hindrance
طنازی کردن (فعل)
tease , coquet , flirt
ازار دادن (فعل)
trouble , tease , dun , nag , imp , excruciate , tantalize
کسی را دست انداختن (فعل)
tease , tantalize , josh
سخنان نیشدارگفتن (فعل)
tease
پوشدادن مو (فعل)
tease
اذیت کردن (فعل)
grind , annoy , hurt , pester , grieve , worry , offend , hock , harass , tease , badger , bedevil , chivvy , chive , indemnify , tousle , needle

معنی tease در دیکشنری تخصصی

[نساجی] خارزنی ( پارچه )
[سینما] آزار و اذیت کردن

معنی کلمه tease به انگلیسی

tease
• one who mocks or taunts; act of mocking; annoyance, nuisance
• pester, taunt, mock; annoy, irritate; comb in the opposite direction, pull hair away from scalp and comb towards the head in order to make hair look thicker
• if you tease someone, you deliberately embarrass them or make fun of them, because this amuses you.
strip tease
• burlesque, show where a woman takes off her clothes slowly and seductively

tease را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد علیزاده
Deride some one
مهرانا
دست انداختن
لیلا مارال
سر به سر کسی گداشتن
مهدی داودی
اذیت کردن(کخ ریختن)
مهناز
مسخره کردن
Star traveler
Syn: Scoff

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tease
کلمه : tease
املای فارسی : تیز
اشتباه تایپی : فثشسث
عکس tease : در گوگل

آیا معنی tease مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )