برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1324 100 1

temperamental

/ˌtemprəˈmentl̩/ /ˌtemprəˈmentl̩/

معنی: خون گرم، مزاجی، خویی
معانی دیگر: وابسته به خلق و خو، منشی، سرشتی، خلقی

بررسی کلمه temperamental

صفت ( adjective )
مشتقات: temperamentally (adv.)
(1) تعریف: overly excitable or irritable.
مترادف: difficult, excitable, high-strung, hotheaded, mercurial, short-tempered, tempestuous, touchy
متضاد: equable, placid
مشابه: capricious, emotional, explosive, fiery, moody, nervous, peppery, thin-skinned, turbulent, volatile

(2) تعریف: changeable as to mood, nature, operability, or the like; unpredictable.
مترادف: capricious, changeable, unpredictable, unstable, variable
متضاد: steady
مشابه: fickle, impulsive, inconstant, mercurial, moody, rash, reckless, undependable, unreliable, volatile, whimsical

- The weather is temperamental in the early spring; we may have snow one day and warm air and sunshine the next.
[ترجمه ترگمان] آب و هوا در اوایل بهار temperamental است؛ ما ممکن است یک روز برفی داشته باشیم و هوای گرم و آفتاب را در آینده گرم کنیم
[ترجمه گوگل] در اوایل بهار هوا معطر است ممکن است یک روز برف بریزیم و بعد هوا و آفتاب گرم باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It's a temperamental engine and it may take a few tries to start it.
[ترجمه ترگمان] موتور temperamental است و ممکن است چند دقیقه طول بکشد تا آن را شروع کند
[ترجمه گوگل] این یک موتور درجه حرارت است و ممکن است چند تلاش برای شروع آن انجام شود
...

واژه temperamental در جمله های نمونه

1. Preston is particularly good at handling temperamental people.
[ترجمه ترگمان]پرستون به خصوص در کنترل کردن افراد خلقی بسیار خوب است
[ترجمه گوگل]پرستون به خصوص در مورد رفتارهای پرخاشگرانه خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is very temperamental and critical.
[ترجمه ترگمان]او بسیار حساس و حساس است
[ترجمه گوگل]او بسیار شاداب و حیاتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Youth means a temperamental predominance of courage over timidity.
[ترجمه ترگمان]جوانی به معنی برتری مزاجی شجاعت بر کمرویی است
[ترجمه گوگل]جوانان به معنای غلبه بر روحیه شجاعت بیش از بذر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I first started cruising in yachts with temperamental petrol engines.
[ترجمه ترگمان]اول شروع به گشت دریایی با موتورهای بنزینی تند و تند کردم
[ترجمه گوگل]من برای اولین بار در کشتی های قایق بادبانی با موتورهای بنزینی مضر شروع کردم
[ترجمه شما] ...

مترادف temperamental

خون گرم (صفت)
cordial , genial , affectionate , temperamental , haematothermal , hot-blooded , warm-blooded
مزاجی (صفت)
habitual , temperamental
خویی (صفت)
temperamental

معنی کلمه temperamental به انگلیسی

temperamental
• variable, changeable, irritable
• a temperamental person has moods that change often and suddenly.
• temperamental features relate to the temperament a person has.

temperamental را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ندا
دمدمی مزاج
تهمینه مظفری
آتشین مزاج
تهمینه مظفری
دمدمی مزاج
رویا
حالی به حالی
سجاد صالحی
سرشت؛ خوی؛ ذات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی temperamental
کلمه : temperamental
املای فارسی : تمپرمنتل
اشتباه تایپی : فثئحثقشئثدفشم
عکس temperamental : در گوگل

آیا معنی temperamental مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )