انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 957 100 1

tempt

تلفظ tempt
تلفظ tempt به آمریکایی/ˈtempt/ تلفظ tempt به انگلیسی/tempt/

معنی: فریفتن، اغوا کردن، دچار وسوسه کردن
معانی دیگر: تحریک جنسی کردن، انگیزاندن، بر انگیختن، تطمیع کردن، گمراه کردن، از راه به در کردن، به خود هموار کردن، تقبل کردن، (در اصل) آزمودن، امتحان کردن

بررسی کلمه tempt

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: tempts, tempting, tempted
مشتقات: temptable (adj.)
(1) تعریف: to entice or try to entice (someone) to do something unwise or wrong, as by promising pleasure or reward.
مترادف: allure, entice, lure, seduce
متضاد: deter, discourage
مشابه: attract, bait, bewitch, charm, fascinate, invite, solicit, spellbind, tantalize, titillate

- His friends tempted him to skip class with them, but he refused.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] دوستانش او را وسوسه کردند که با آنها از کلاس جیم شود ولی او قبول نکرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دوستانش او را وسوسه کردند که با آن‌ها به کلاس برود، اما قبول نکرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دوستانش او را وسوسه کرد که کلاس را با آنها بگذراند، اما او خودداری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Please don't tempt me with your delicious desserts!
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] لطفا منو با دسرهای خوشمزه ات وسوسه نکن
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا مرا با دسر خوش‌مزه شما تحریک نکنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لطفا من را با دسر خوشمزه خود راضی نکنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to be attractive or strongly appealing to.
مترادف: appeal to, attract, beckon
متضاد: repel
مشابه: allure, call, draw, enchant, entice, excite, invite, lure

- The idea of a swim right now tempts me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فکر شنا در حال حاضر وسوسه من است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ایده ی شنا در حال حاضر مرا وسوسه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to provoke or put to the test.
مترادف: ask for, court, invite, risk
مشابه: bait, flirt with, incite, provoke

- Such recklessness tempts fate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این recklessness سرنوشت را وسوسه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چنین بی پروایی وسوسه سرنوشت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: to cause to be strongly inclined or disposed.
مترادف: motivate, move
مشابه: dispose, goad, incline, inspire, prick, prod, prompt

- I was tempted to reply to their rudeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وسوسه شدم که به rudeness پاسخ دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من وسوسه شدم به ناراحتی خود پاسخ دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه tempt در جمله های نمونه

1. A banana split can tempt me to break my diet.
ترجمه دسر موز می تواند مرا وسوسه کند، تا رژیم غذایی ام را بشکنم

2. The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.
ترجمه با دیدن لویس زیبا مرد مجرد وسوسه شد تا دیدگاهش را نسبت به ازدواج تغییر دهد

3. Your offer of a job tempts me greatly.
ترجمه پیشنهاد کاری تو مرا به شدت وسوسه کرد

4. tempt fate (or providence)
ترجمه با سرنوشت خود بازی کردن،مخاطره کردن

5. the judge sequestered the jury so that nobody would threaten or tempt them
ترجمه قاضی هیات داوران را منزوی کرد که کسی آنها را تهدید یا تطمیع نکند.

6. An open door may tempt a saint.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک در باز ممکن است یک قدیس را وسوسه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درب باز ممکن است یک مقدس را وسوسه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Don't tempt thieves by leaving valuables clearly visible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با گذاشتن اشیا گران بها، دزدها را وسوسه نکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دزدها را تحمل نکنید، با ترک اشیاء با ارزش به وضوح قابل مشاهده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Credit cards can tempt you to overstretch yourself .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت‌های اعتباری می‌تواند شما را وسوسه کند که خود را آرام کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارت های اعتباری می تواند شما را تحریم کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The new program is designed to tempt young people into studying engineering.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه جدید برای تحریک جوانان به مطالعه مهندسی طراحی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه جدید طراحی شده است تا جوانان را به تحصیل در مهندسی وسوسه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Don't let credit tempt you to buy something you can't afford.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نذار کسی چیزی بخره که از پسش بر بیای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید که اعتبار شما را امتحان کند چیزی را که نمیتوانید بفروشید خریداری کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Nothing would tempt me to live here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ چیز مرا وسوسه نمی‌کرد که اینجا زندگی کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ چیز من را ترغیب به زندگی در اینجا نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It was a meal to tempt even the most jaded palate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک وعده غذا بود که حتی the را هم تحریک می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این وعده غذایی بود که حتی بیشترین زباله را تحریک می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Perhaps some caviar can tempt your jaded palate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید بعضی از خاویار طعم jaded را به وسوسه بیندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید خاویار بتواند عصای خود را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It would take a lot of money to tempt me to quit this job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار پول زیادی می‌برد تا من بتوانم این شغل را رها کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقدار زیادی پول را به من تحمیل می کند تا این کار را ترک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They tried to tempt her with offers of promotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها سعی کردند او را با پیشنهاد ترفیع فریب دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها سعی کردند او را با پیشنهادات ارتقاء وسوسه کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. What gives it the power to tempt millions of would-be basketball stars is the years of advertising behind it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که به آن قدرت وسوسه کردن میلیون ها ستاره بسکتبال را می‌دهد، سال‌ها تبلیغات پشت آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه چیزی قدرت را برای متقاعد کردن میلیونها ستاره بسکتبال میتواند سالهای تبلیغ در پشت آن باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Most infomercials try to tempt television viewers into buying beauty aids, kitchen gadgets and other products.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر infomercials سعی می‌کنند که بینندگان تلویزیون را به خرید لوازم آرایشی، لوازم آشپزخانه و محصولات دیگر اغوا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر فروشندگان سعی می کنند تماشاگران تلویزیون را به خرید وسایل کمک های زیبایی، وسایل آشپزخانه و سایر محصولات سعی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف tempt

فریفتن (فعل)
fudge , cheat , hustle , wile , lure , decoy , charm , inveigle , entice , deceive , bewitch , delude , enchant , seduce , skunk , captivate , diddle , tempt , euchre , fob , jilt , mesmerize
اغوا کردن (فعل)
wile , lure , entice , seduce , crimp , tempt
دچار وسوسه کردن (فعل)
tempt

معنی عبارات مرتبط با tempt به فارسی

با سرنوشت خود بازی کردن، مخاطره کردن

معنی کلمه tempt به انگلیسی

tempt
• allure, entice, tantalize, seduce
• if you tempt someone, you try to persuade them to do a particular thing, by offering them something.
• if something tempts you, it attracts you and makes you want to do or have something, although you know it might be wrong or harmful.
• see also tempting.
tempt providence
• take an unnecessary risk
tempt the appetite
• excite a desire to eat

tempt را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی tempt

شکوفه ١٢:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٢
اغوا،وسوسه
|

ستایش قربانی ٠٠:١٠ - ١٣٩٧/١٠/١٤
تحریک کردن اغوا کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی tempt



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tempt
کلمه : tempt
املای فارسی : تمپت
اشتباه تایپی : فثئحف
عکس tempt : در گوگل


آیا معنی tempt مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )