برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

tenderness


معنی: مهربانی، محبت، عطوفت
معانی دیگر: نازکی، تردی، دلسوزی، رقت، شفقت

واژه tenderness در جمله های نمونه

1. He felt a brief wave of tenderness towards his old teacher.
[ترجمه ترگمان]موجی از مهربانی نسبت به معلم سابقش حس کرد
[ترجمه گوگل]او موج کوتاهی از حساسیت به معلم قدیمی خود را احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I like her tenderness.
[ترجمه ترگمان]من از مهربانی او خوشم می‌آید
[ترجمه گوگل]من حساسیتش را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She spoke with loving tenderness.
[ترجمه ترگمان]با مهربانی و مهربانی حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]او با حساسیت دوست داشتنی صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Symptoms of PMS include breast tenderness and a craving for sweet food.
[ترجمه ترگمان]نشانه‌های PMS شامل مهربانی سینه و تمایل به غذای شیرین می‌باشد
[ترجمه گوگل]علائم PMS شامل حساسیت به پستان و میل به غذای شیرین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف tenderness

مهربانی (اسم)
affection , affability , amiability , cordiality , kindness , tenderness , love , kindliness , benignity , loving kindness , tender-heartedness , warm-heartedness
محبت (اسم)
friendship , affection , kindness , tenderness , love , kindliness
عطوفت (اسم)
caress , tenderness , endearment , dearness

معنی کلمه tenderness به انگلیسی

tenderness
• gentleness, softness

tenderness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
حساسیت
سعيد جعفري رزجي
حساس به لمس
احساس درد هنگام لمس
مثال
Tenderness occurs in 75% of patients but is also found in 50% of patients without objectively confirmed DVT. When tenderness is present, it is usually confined to the calf muscles or along the course of the deep veins in the medial thigh
Zahra Eshraghi
دلسوزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tenderness
کلمه : tenderness
املای فارسی : تندرنس
اشتباه تایپی : فثدیثقدثسس
عکس tenderness : در گوگل

آیا معنی tenderness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )