انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1048 100 1

than

تلفظ than
تلفظ than به آمریکایی/ðæn/ تلفظ than به انگلیسی/ðæn/

معنی: تا، بجز، نسبت به، که، تا اینکه
معانی دیگر: (در مقایسه - پس از قید یا صفت تفضیلی) از، (برای بیان استثنا) جز، سوای، به استثنای، غیر از، (به ویژه پس از ساختارهای وارونه در آغاز جمله) تا، هنگامی (که)، به مجرد، هنوز نه (همراه با scarcely یا hardly یا barely و غیره می آید)، در مقایسه با، که از-

بررسی کلمه than

حرف ربط ( conjunction )
(1) تعریف: used to introduce the alternative part of a comparison.

- She is more gifted than her cousin.
ترجمه کاربر [ترجمه ه] او نسبت به پسرعمه اش بیشتر جایزه گرفت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او از پسر خاله‌اش با استعداد تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او بیشتر از پسر عموی خود راضی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: used to demonstrate preference or express exception when following an adjective or an adverb.

- Nothing is more delicious than chocolate ice cream.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هیچی از بستنی شکلاتی خوش‌مزه تره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هیچ چیز خوشمزه تر از بستنی شکلاتی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I have no coat other than this one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من هیچ لباسی جز این ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من هیچ کدام از این کت را ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It costs less than thirty cents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قیمت آن کم‌تر از سی سنت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این هزینه کمتر از سی سنت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه than در جمله های نمونه

1. better than an hour
ترجمه بیش از یک ساعت

2. less than 25 words
ترجمه کمتر از 25 واژه

3. littler than you think
ترجمه کوچکتر از آنچه که فکر می‌کنی

4. more than a score of cities
ترجمه بیش از بیست شهر

5. more than flesh can bear
ترجمه بیش از طاقت بدن انسان

6. sooner than i expected
ترجمه زودتر از آنچه انتظار داشتم

7. stronger than us
ترجمه قوی‌تر از ما

8. larger than life
ترجمه خارق‌العاده،ابر روال،فوق‌العاده

9. more than pleased (or sorry, etc. )
ترجمه بسیار خشنود (یا متاسف و غیره)

10. rather than
ترجمه 1- در عوض،به جای 2- تا اینکه،به جای آنکه

11. a writer than whom there is none finer
ترجمه نویسنده‌ای که خوبتر از او وجود ندارد

12. anything lighter than air rises in the sky
ترجمه هرچیز سبک‌تر از هوا در آسمان صعود می‌کند.

13. anywhere else than at home
ترجمه هر جای دیگر به جز خانه

14. in less than ten seconds
ترجمه در کمتر از ده ثانیه

15. it's later than you think!
ترجمه دیرتر از آن است که فکر می‌کنی‌!

16. more birds than i could enumerate
ترجمه پرندگانی بیش از آنچه که می‌توانستم بشمارم

17. no fewer than five children died
ترجمه شمار بچه هائی که مردند از پنج کمتر نبود.

18. none other than hassan could do it
ترجمه کسی جز حسن نمی‌توانست آن کار را انجام بدهد.

19. reason rather than emotion forms the main basis of his marriage
ترجمه شالوده‌ی اصلی زناشویی او بر عقل استوار است نه بر احساسات.

20. scarcely more than two miles from my house
ترجمه اندکی بیش از دو میل از خانه‌ی من

21. "a" is taller than "b"
ترجمه ((الف)) از ((ب)) بلندتر است.

22. "is health better than money?" "of course! there is really no comparison!"
ترجمه ((آیا سلامتی از پول بهتر است‌؟)) ((البته‌! اصلا قابل مقایسه نیست‌!))

23. (j. keats) other woe than ours
ترجمه اندوه‌هایی سوای اندوه ما

24. better safe than sorry
ترجمه کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند،احتیاط بهتر از پشیمانی در آخر کار است

25. easier said than done
ترجمه (آنچه که) گفتنش آسان و انجامش دشوار است

26. more often than not
ترجمه اغلب،اکثرا،معمولا

27. no fewer than
ترجمه نه کمتر از،کم نه،کم نبودند کسانی که

28. a richer fuel than wood
ترجمه یک سوخت قوی‌تر از چوب

29. a sight better than his brother
ترجمه یک دنیا بهتر از برادرش

30. a tad more than that
ترجمه یک ذره بیشتر از آن

31. a whisker less than two centimeters
ترجمه به اندازه‌ی یک مو کمتر از دو سانتی‌متر

32. an infamy greater than any mutiny
ترجمه رذالتی که از هر گونه نافرمانی و شورش هم بدتر بود.

33. he is lighter than his brother
ترجمه او از برادرش سفیدتر است.

34. he writes faster than you do
ترجمه او از شما تندتر می‌نویسد.

35. i am elder than her
ترجمه من از او مسن‌ترم.

36. john is busier than ever
ترجمه جان از همیشه کارش بیشتر است.

37. meat costs more than bread
ترجمه گوشت از نان گران‌تر است.

38. mine is better than yours!
ترجمه مال من بهتر از مال تو است‌!

39. planes are quicker than busses
ترجمه هواپیما از اتوبوس تندتر است.

40. she arrived later than others
ترجمه از دیگران دیرتر آمد.

41. she is taller than her sister by a handbreadth
ترجمه او چهار انگشت از خواهرش بلندتر است.

42. she was less than kind toward me
ترجمه او نسبت به من کمتر مهربان (نامهربان) بود.

43. this is larger than that one
ترجمه این از آن یکی بزرگتر است.

44. this is longer than that
ترجمه این از آن دراز تر است.

45. towns are larger than villages and smaller than cities
ترجمه شهرک ها از دهات بزرگتر و از شهرها کوچک تراند.

46. you are heavier than i am
ترجمه شما از من سنگین‌تر هستید.

47. zarry spends more than she earns
ترجمه زری بیش از درآمدش خرج می‌کند.

48. actions speak louder than words
ترجمه (ضرب‌المثل) دو صد گفته چون نیم کردار نیست

49. bite off more than one can chew
ترجمه (عامیانه) لقمه را بزرگتر از دهان گرفتن،بیش از توانایی خود کاری به عهده گرفتن

50. bite off more than one can chew
ترجمه بیش از توانایی خود کار به عهده گرفتن،پا از گلیم خود درازتر کردن

51. blood is thicker than water
ترجمه رشته‌های خویشاوندی از روابط دیگر پایاتر و قوی‌ترند

52. more by luck than judgement
ترجمه بیشتر به خاطر شانس تا درایت

53. no sooner . . . than
ترجمه فورا،بلافاصله،به مجرد اینکه،تا

54. no sooner said than done
ترجمه گفتن همان و انجام شدن همان،تا گفته شد انجام شد

55. on more scores than one
ترجمه به دلایل متعدد

56. . . what remedy other than surrender and resignation?
ترجمه . . . غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای‌؟

57. a division is larger than a regiment
ترجمه لشکر از تیپ بزرگتر است.

58. a hill is smaller than a mountain
ترجمه تپه از کوه کوچکتر است.

59. a rope is stronger than a thread
ترجمه طناب از نخ محکم‌تر است.

60. afternoon newspapers sell better than morning
ترجمه فروش روزنامه‌های عصر از روزنامه‌های صبح بیشتر است.

61. draft beer is better than bottled beer
ترجمه آبجو بشکه‌ای از آبجو بطری شده بهتر است.

62. eating corn is sweeter than feed corn
ترجمه ذرت خوراکی از ذرت دامی شیرین‌تر است.

63. fresh tea is better than stale tea
ترجمه چای تازه از چای مانده بهتر است.

64. gases are more expansile than liquids
ترجمه گازها از آبگونه‌ها گسترش پذیرترند.

65. hassan is no more than a cipher in this organization
ترجمه در این سازمان حسن کاملا صفر است (کم اهمیت است).

66. he has more brawn than brain
ترجمه عضله‌ی قوی بیشتر دارد تا عقل و درایت.

67. he shone far more than the other participants
ترجمه او خیلی بیشتر از سایر شرکت کنندگان جلوه کرد.

68. he was more kind-hearted than his mask indicated
ترجمه او از آنچه ظاهرش نشان می‌داد مهربان‌تر بود.

69. he won more money than all the others together
ترجمه او از همه‌ی پولی که دیگران برده بودند بیشتر برد.

70. he would rather die than to live dishonorably
ترجمه او ترجیح می‌داد بمیرد ولی ناشرافتمندانه زندگی نکند.

مترادف than

تا (حرف اضافه)
than , till , until , up to
بجز (حرف اضافه)
bar , except , than , bating , barring
نسبت به (حرف اضافه)
into , toward , than
که (حرف ربط)
as if , that , than
تا اینکه (حرف ربط)
than , till , in order to , until

معنی عبارات مرتبط با than به فارسی

نه کمتر از، کم نه، کم نبودند کسانی که
فورا، بلافاصله، به مجرد اینکه، تا
هیچکس دیگر جز
1- در عوض، به جای 2- تا اینکه، به جای آنکه

معنی than در دیکشنری تخصصی

than
[ریاضیات] نسبت به، از
[کامپیوتر] بزرگتر از
[ریاضیات] بزرگتر از
[ریاضیات] بزرگ تر از
[کامپیوتر] کمتر از .
[ریاضیات] کوچکتر از
[ریاضیات] پائین تر از، کمتر از
[کامپیوتر] بیشتر از .
[ریاضیات] بزرگ تر از، بیشتر از
[ریاضیات] به غیر از، غیر از، متفاوت با، مخالف
[ریاضیات] و نه، نه مانند، نه با، به جای
[ریاضیات] کوچکتر از
[ریاضیات] اکیدا بزرگتر از

معنی کلمه than به انگلیسی

than
• as compared to
• from
• you use than to link two parts of a comparison.
• you use than in order to state a preference or to link two parts of a contrast.
than shwe
• general than shwe became prime minister of burma and chairman of the state law and order restoration council (slorc) in 1992. he was formerly defence minister.
cheaper than
• relatively lower in cost than
fewer than
• less than, a smaller amount than
hardly more than
• all in all, in total, only, not more than
higher than
• more high than - in a higher location than -
less than
• lesser than, to a smaller extent than, downwards from
more expensive than
• more costly than, costs more than...
more than
• greater -, larger than -
much more than
• much beyond
no longer than
• not for a period of time that exceeds - ; not exceeding a particular length
no more than
• not above-, not over-, not greater than
no worse than
• no less successful, equally as good as
none other than
• it could be no one but (him/her)
nothing less than
• only, no less than
other than
• in addition to, besides, apart from, except
rather than
• instead of
• and not (e.g.: "the legs of the table are glued to the body, rather than screwed onto it.")
was better than
• exceeded
worse than
• more bad than -, of a lower quality than -

than را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محیا ١٢:٥٢ - ١٣٩٦/٠٦/٠٣
از (مقایسه) نسبت به
|

نیازعلی شمس ٠٩:٤٨ - ١٣٩٧/١١/٠٤
در سنجش با
کزازی واژه بسته بسته به را پیشنهاد کرده که فراگیر نیست گرچه خوب است.
باسپاس
|

... ١١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
از اینکه
|

ساسان ١٣:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
تا،بجز،نسبت به،که،تااینکه
معانی دیگر:�درمقایسه-پس از قید یا صفت تفضیلی�از،�برای بیان استثنا�جز،سوای،به استثنای،غیر از�به ویژه پس از ساختارهای وارونه در آغاز جمله�تا،هنگامی�که�،به مجرد،هنوزنه�همراه با scarcely یا hardly یا barely و غیره می آید�،درمقایسه با،که از-
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی than
کلمه : than
املای فارسی : تحن
اشتباه تایپی : فاشد
عکس than : در گوگل


آیا معنی than مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )