برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1277 100 1

the elements


1- اصول، پایه ها، مبانی، بنیادها 2- آب و هوا، باد و باران

معنی عبارات مرتبط با the elements به فارسی

معنی کلمه the elements به انگلیسی

the elements
• natural environment, weather conditions, forces of nature; bread and wine that are used in holy communion (christianity)

the elements را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
آب و هوای بد
Are we going to brave the elements and go for a walk?
to be exposed to the elements
sailors battling against the elements

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی the elements
کلمه : the elements
املای فارسی : تاه المنتس
اشتباه تایپی : فاث ثمثئثدفس
عکس the elements : در گوگل

آیا معنی the elements مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )