انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1052 100 1

the

تلفظ the
تلفظ the به آمریکایی/ði:/ تلفظ the به انگلیسی/ði:/

حرف معرفه، حرف تعریف (با a و an فرق دارد)، تا اینکه، مگر اینکه، برای اینکه، هر چه، حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی

بررسی کلمه the

( definite article )
(1) تعریف: used before nouns or noun phrases in order to specify something already understood.

- The book (that I just mentioned) is a classic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کتاب (که ذکر کردم)یک کتاب کلاسیک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کتاب (که من فقط آن را ذکر کردم) یک کلاسیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: used before titles.

- the Prime Minister
ترجمه کاربر [ترجمه سجاد مصلحی] نخست وزیر - صدر اعظم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نخست‌وزیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نخست وزیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: used to indicate something fashionable or distinctive.

- the restaurant in town
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رستورانی در شهر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رستوران در شهر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: used before nouns of climate or natural forces.

- the weather
ترجمه کاربر [ترجمه محمد] شرایط جوی
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آب و هوا …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آب و هوا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- the sun
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خورشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خورشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(5) تعریف: used before the proper name of a group.

- the English
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] انگلیسی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] انگلیسی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(6) تعریف: used before a proper geographic name.

- the Mississippi River
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رودخانه میسیسیپی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رودخانه می سی سی پی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(7) تعریف: used to indicate a decade.

- the sixties
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دهه شصت،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دهه شصت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(8) تعریف: used before an adjective to convert it into a noun.

- Should I wear the red or the green (dress)?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آیا من باید قرمز یا سبز (لباس)بپوشم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا باید قرمز یا سبز (لباس) را بپوشم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(9) تعریف: used to indicate a generic group.

- the animals
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حیوانات
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حیوانات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- the plants
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] گیاهان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] گیاهان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(10) تعریف: enough.

- He didn't have the stamina to finish.
ترجمه کاربر [ترجمه erfan] او قدرتی نداشت تا کارش را پایان دهد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون بنیه کافی برای تموم کردن نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او قدرت خستگی نداشت تا پایان یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(11) تعریف: per; each.

- It sells for sixty cents the bushel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شصت و هشت سنت می‌فروشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آن را برای شصت سنت بوشل فروخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They are paid by the hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تا یک ساعت دیگر پول می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها ساعت را پرداخت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
قید ( adverb )
(1) تعریف: used in comparisons to show that two things happen simultaneously.

- The older I get the more forgetful I become.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هرچه بزرگ‌تر می‌شوم، forgetful می‌شوم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هرچه قدیمی تر فراموش می کنم، تبدیل می شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: used in comparative statements to show relative degree.

- He went on a diet and looks the better for it.
ترجمه کاربر [ترجمه سودا] او رژیم گرفت و بنظر میرسد بهتر است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رژیم گرفت و بهتر به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او رفت و در رژیم غذایی به نظر می رسد بهتر است برای آن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: used before a superlative to indicate the thing or object so described.

- She is the smartest child in the class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او باهوش‌ترین کودک در کلاس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او باهوش ترین کودک در کلاس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه the در جمله های نمونه

1. the "i" in "bride" has greater length than the "i" in "bright"
ترجمه "i" در واژه‌ی "bride" دیرش بیشتری دارد تا "i" در "bright".

2. the "t" in "cattail" is geminated
ترجمه حرف "t" در واژه‌ی "cattail" مضاعف شده است.

3. the "we" is more important than the "i"
ترجمه ((ما)) از ((من)) مهمتر است.

4. the (beating of the) pulse
ترجمه (تپش) نبض

5. the (british) royal society
ترجمه فرهنگستان سلطنتی (بریتانیا)

6. the (tree) branch broke
ترجمه شاخه‌ی درخت شکست.

7. the 14 million tabbed for school districts
ترجمه 14 میلیونی که برای حوزه‌های آموزشی کنار گذاشته شده است

8. the 1st battalion of the infantry regiment
ترجمه گردان اول هنگ پیاده

9. the 20th of mordad
ترجمه بیستم مرداد

10. the 49th parallel
ترجمه مدار جغرافیایی چهل و نهم

11. the abandoned child was found in a state of undress
ترجمه کودک رها شده را لخت و پتی پیدا کردند.

12. the abased tips of some birds' wings
ترجمه نوک خمیده‌ی بال برخی از پرندگان

13. the abatement of mutual hatred
ترجمه کاهش انزجار متقابل

14. the abbreviation of christmas into xmas
ترجمه مخفف سازی "christmas" به صورت "xmas"

15. the abdominal region
ترجمه ناحیه‌ی شکم

16. the abduction of a limb
ترجمه ورابری یک اندام

17. the ability to read and do simple figuring
ترجمه قدرت خواندن و محاسبه‌ی ساده کردن

18. the abnormality of his behavior
ترجمه نابهنجاری رفتار او

19. the abode of the immortals
ترجمه جایگاه خدایان

20. the abolition of slavery in america
ترجمه الغای بردگی در امریکا

21. the abortion of a cold
ترجمه برطرف شدن سرماخوردگی در مراحل اولیه

22. the above is the owner of the horse
ترجمه شخص نامبرده مالک آن اسب است.

23. the abragation of the peace treaty
ترجمه لغو قرارداد صلح

24. the abstraction of money from the company's account
ترجمه دزدیدن پول از حساب شرکت

25. the academic interests of a scholar
ترجمه علایق علمی یک دانشمند

26. the academic world
ترجمه دانشگاه‌ها،عالم دانشگاهی

27. the academic year commences in september
ترجمه سال تحصیلی در سپتامبر آغاز می‌شود.

28. the academy of persian language
ترجمه فرهنگستان زبان فارسی

29. the acccession of nader
ترجمه به سلطنت رسیدن نادر

30. the accent falls on the third syllable
ترجمه فشار (یا تاکید) روی هجای سوم است.

31. the accessory functions of the tongue
ترجمه کنش‌های ثانوی زبان

32. the accident happened in this place
ترجمه تصادف در اینجا اتفاق افتاد.

33. the accident reduced the car to squash
ترجمه تصادف ماشین را خرد و خمیر کرد.

34. the accident was caused by the driver's negligence
ترجمه تصادف به خاطر بی‌دقتی راننده بود.

35. the accidental firing of a gun
ترجمه شلیک تصادفی اسلحه

36. the accommodations on this train were very inadequate
ترجمه وسائل رفاهی این ترن اصلا کافی نبود.

37. the accordance of privilege
ترجمه اعطای امتیاز

38. the accountant embezzled the bank's money
ترجمه حسابدار پول‌های بانک را به جیب زد.

39. the accountant has salted the books
ترجمه حسابدار توی دفاتر دست برده است.

40. the accountants stewed in a windowless room eight hours a day
ترجمه حسابدارها در یک اتاق بی پنجره روزی هشت ساعت از گرما کلافه می‌شدند.

41. the accounting department
ترجمه بخش حسابداری،اداره‌ی امور مالی

42. the accounts check
ترجمه حساب‌ها با هم می‌خوانند.

43. the accounts do not agree
ترجمه حساب‌ها با هم نمی‌خواند.

44. the accouterments of war
ترجمه تجهیزات جنگی

45. the accretion of sand on the shore
ترجمه انباشتگی شن روی ساحل

46. the accumulation of wealth, property, and privilege
ترجمه گردآوری ثروت و ملک و امتیاز

47. the accuracy of this calculating machine
ترجمه دقت این ماشین حساب

48. the accuracy of this predictions
ترجمه صحت پیش‌بینی‌های او

49. the accusations brought against him were not answerable
ترجمه اتهامات وارد بر او قابل دفاع نبود.

50. the accusative case
ترجمه حالت مفعولی،حالت رایی

51. the accused is missing and presumed dead
ترجمه متهم مفقود شده است و احتمال می‌رود که مرده باشد.

52. the accused man was summoned to the bar
ترجمه (مرد) متهم به دادگاه احضار شد.

53. the accused man's contradictory statements
ترجمه اظهارات ضد و نقیض متهم

54. the accused man's inconsistent statements
ترجمه اظهارات ضد و نقیض متهم

55. the accused paused but the judge ordered her to proceed
ترجمه متهم مکث کرد ولی قاضی به او دستور داد که ادامه دهد.

56. the accused retracted his confession and claimed that he had been tortured
ترجمه متهم اعتراف خود را پس گرفت و ادعا کرد که او را شکنجه کرده بودند.

57. the accused spoke in a faltering voice
ترجمه متهم با صدایی لرزان سخن می‌گفت.

58. the accused will be tried tomorrow
ترجمه متهم فردا محاکمه خواهد شد.

59. the ace of hearts
ترجمه آس دل

60. the acerbity of his words
ترجمه تندی حرف‌های او

61. the achievement of goals
ترجمه دستیابی به هدف‌ها

62. the achievements that illuminated that period
ترجمه دستاوردهایی که آن دوره را منور نمود.

63. the acid juice of unripe grapes
ترجمه آب ترش‌مزه‌ی غوره

64. the acidity of lime juice
ترجمه ترشی آب لیمو

65. the acquisition of learning
ترجمه کسب دانش

66. the act received royal assent on the fifth of october
ترجمه لایحه در تاریخ پنج اکتبر به صحه‌ی ملوکانه رسید.

67. the acting president of the society
ترجمه رئیس موقت انجمن،کفیل ریاست انجمن

68. the acting version of the story
ترجمه متن نمایش‌نامه‌ای داستان

69. the action of a drug
ترجمه اثر دارو

70. the action of water on rocks
ترجمه اثر آب بر سنگ

معنی عبارات مرتبط با the به فارسی

هاویه، چاه دوز، چاه جهنم
دولت های بزرگ، دول معظمه
تنباکو، توتون
پسمان دست کشیدن از میگساری، قول نخوردن نوشابه
اسباط 21 گانه یهود
پنجم همین ماه، پنجم بماه جاری
برنامه دانشپایه ششم
صورت حساب ضمیمه
سوداگرمعمولی
خوانندگان کتابی
درستی ترجمه، صحت ترجمه
ظهورمسیح
خدای ازلی، خدای سرمدی، قدیم الایام
دوره بچگی
شام عمر
پیشرفت ارتش
کارجگر
دریای عربستان (شاخه ای از اقیانوس هند بین هند و عربستان)، داستان هزار و یک شب (the thousand and one nights هم می گویند)
ناحیه ی باسک (در شمال اسپانیا) (basque provinces هم میگویند)
(امریکا) شهر نیویورک
(امریکا - خودمانی) ندامتگاه، دارالتادیب
دروغ بزرگ، دروغگویی و تحریف از راه تکرار و تلقین (به ویژه از سوی دولت)
تصویر کلی و دراز مدت (هر چیز پیچیده)
کوه هولی کراس (صلیب مقدس) در باختر ایالت کلرادو (امریکا)
نفع شخصی، سود شخصی
نمایشنامه ی تاجر ونیزی اثر شکسپیر
(عامیانه) تلویزیون
رجوع شود به: bede, saint
کاخ سفید (محل زندگی و کار رییس جمهور امریکا)

معنی کلمه the به انگلیسی

the
• definite article used to specify one person or item in particular (grammar)
• (grammar) word used to modify adjectives and adverbs and show relation between two conditions (i.e. the more i study, the more i learn)
the 1967 borders
• green line, limits which were set at the cease fire agreements after the war of independence (israeli history)
the 2004 tsunami
• great tsunami of december 26th 2004, devastating tsunami that occurred on december 26, 2004 which was triggered by an earthquake and caused about 225,000 casualties in 8 countries (thailand, india, indonesia, malaysia, maldives, seychelles, somalia and sri lanka) on 2 continents
the a team
• name of a television suspense series
your letter of the
• the letter you sent on (date)

the را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی ١٦:٢١ - ١٣٩٥/١٠/١٦
the حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
برای همه
|

محمدحسین ٢١:١٠ - ١٣٩٥/١٢/١٧
پشت بعضی از کلمات به کار برده می شود. مانند :the taxi=تاکسی
|

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٣/٣١
the' or 'theo' as a Greec's root in meaning of God or gods'
|

Reza ١٤:٠٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
The خودش به تنهایی هیچ معنی نمی‌ده فقط وقتی معنی میده که قبل کلمه ای بیاد مثل The car
|

Momomo ٢٠:٣٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
The حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
برای همه
|

Salar mard ١٧:٥٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
چند نمونه جمله با the
The men are watching TV
The squirrel has a cell phone
The man in the meadow
اگه دوست داشتید لایک فراموش نشه
|

رها ١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
برای چیزی یا شخص معینی
|

مهسا ١٤:٣٥ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
سوال: الان the comet معنی ستاره دنباله دار رو میده؟
|

حامد ٢٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٤
نگاه کردن به چیزی یا شخصی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی the
کلمه : the
املای فارسی : تاه
اشتباه تایپی : فاث
عکس the : در گوگل


آیا معنی the مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )