برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1327 100 1

them

/ðəm/ /ðəm/

معنی: ایشان را، بایشان، بانها
معانی دیگر: (حالت مفعولی: they) به آنها، آنها را، آنان را، برایشان، (عامیانه) به جای he یا she به کار می رود: به او، (محلی) به جای those به کار می رود: آنها، آن -

بررسی کلمه them

ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: the persons or things already mentioned; a form of "they" used as the object of a verb or preposition.

- They were riding bikes when I saw them.
[ترجمه حسین خانی] انها در حال دوچرخه سواری بودند وقتی که من انها را دیدم
|
[ترجمه ترگمان] وقتی دیدمشون سوار دوچرخه بودن
[ترجمه گوگل] وقتی آنها را دیدم دوچرخه سواری می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They asked for the bill, and I gave it to them.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها صورت‌حساب را می‌خواستند و من آن را به آن‌ها دادم
[ترجمه گوگل] آنها از این لایحه خواسته بودند، و من به آنها دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used to mean "him or her," especially when the gender of the referred to person is not known or is not important.

- Somebody called, but I told them you were too busy to talk.
...

واژه them در جمله های نمونه

1. amongst them it is conventional to wear black for five years after the husband's death
در بین آنان معمول است که پس از مرگ شوهر تا پنج سال سیاه بپوشند.

2. amongst them it is taboo to eat pork
در میان آنان خوردن گوشت خوک حرام است.

3. amongst them it was usual to marry very young
در میان آنها معمول بود که خیلی جوان ازدواج کنند.

4. between them they lifted the stone
به کمک هم سنگ را بلند کردند.

5. for them america was the land of hope
برای آنان امریکا سرزمین امید و آرزو بود.

6. for them the sovereign's word were like law
در نظر آنها حرف پادشاه مثل قانون بود.

7. give them to me
آنها را به من بده.

8. have them black my boots
دستور بده چکمه‌هایم را واکس بزنند.

9. let them go whither they please
بگذار هر کجا که دلشان می‌خواهد بروند.

10. list them chronologically (not alphabetically)
آنها را به ترتیب زمان رویداد (و نه به ترتیب حروف الفبا) فهرست کنید.

11. mix them good
خوب آنها را مخلوط کن

12. take them dirty boots off!
آن پوتین‌های کثی ...

مترادف them

ایشان را (ضمير)
them
بایشان (ضمير)
them
بانها (ضمير)
them

معنی عبارات مرتبط با them به فارسی

با ادب خود را طرف توجه قرار داد
اگر نمی توانی از پس آنها بر بیایی به آنها بپیوند
بسیاری از آنها، عده زیادی از آنها
بیشتر آنها

معنی کلمه them به انگلیسی

them
• those people (3rd person)
• you use them to refer to people or things that have just been mentioned or whose identity is known. them is used as the object of a verb or preposition.
• you can use them instead of `him' or `her' to refer to a person whose sex is not known or not stated. some people consider this use to be incorrect. them is used as the object of a verb or preposition.
all of them
• everyone, each one
deepened the gulf between them
• deepened their estrangement from each other, deepened the differences of opinion between them, created more problems between them
from them
• originating with them
if you can't beat them join them
• if you are unable to defeat them then work with them
none of them
• not one of them, nobody from that group, not a single one of them
there is no love lost between them
• they do not like each other, they can't stand one another
there was chemistry between them
• there were attracted to one other, they had an immediate mutual understanding
there's a gulf between them
• there's a sea of disagreement between them, there is a substantial difference between them, they do not agree with an essential difference of opinion

them را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

iliys
به آنها, آنها را
na
این ها آن ها
D.j
انها, انهارا, چیزی که به انها ربط پیدا می کند
Eli
You hit them
اینو تو بازی یه نفر بم گف.اما نمیدونم ینی چی
بااینکه بازیو من تموم کردمو بردیم.اون ب من اینو گف.بازیه ۴ نفره و دو به دو..یار من اینو گف، وقتی اون دوتا بازیو ترک کردن ب نشان باخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی them
کلمه : them
املای فارسی : تم‌
اشتباه تایپی : فاثئ
عکس them : در گوگل

آیا معنی them مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )