برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1352 100 1

there

/ðer/ /ðeə/

معنی: در این جا، آنجا، به آنجا، در انجا، بدانجا، در این موضوع، ان مکان، بدانسو، انسو، انطرف
معانی دیگر: در آنجا، (برای جلب توجه به چیزی)، در آن باره، در آن موضوع، در آن مورد، (در فارسی معادل ندارد) در آغاز جمله هایی که فاعل آنها پس از فعل می آید، (ندا به نشان خرسندی یا همدردی یا نومیدی یا عرض اندام و غیره)

بررسی کلمه there

قید ( adverb )
(1) تعریف: in, at, or to that place.

- Be there by morning.
[ترجمه حسین رحمانی] صبح زود آن‌جا باش.
|
[ترجمه نگین] صبح زود انجا باش
|
[ترجمه ب] صبح زود در آن جاباش
|
[ترجمه ترگمان] تا صبح اونجا باش
[ترجمه گوگل] صبح بخیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Go there now.
[ترجمه روژیا] اکنون به انجا برو
...

واژه there در جمله های نمونه

1. there are a number of outlooks affording a view of the peak
تعدادی محل برای تماشا وجود دارد که نظاره‌ی قله‌ی کوه را میسر می‌سازد.

2. there are agencies that specialize in catering for large parties
بنگاه‌هایی وجود دارد که کارشان تهیه‌ی غذا برای مهمانی‌های بزرگ است.

3. there are always openings for qualified engineers
برای مهندسان واجد شرایط همیشه جای خالی وجود دارد.

4. there are beautiful walks in every direction from here
در تمام اطراف اینجا،راه‌های زیبایی برای پیاده‌روی وجود دارد.

5. there are certain limits which one should never overpass
محدودیت‌های خاصی وجود دارد که انسان هرگز نباید از آن پا فرا بگذارد.

6. there are chips that can hold a million words
بعضی از تراشه‌های کامپیوتری می‌توانند بیش از یک میلیون واژه را ذخیره کنند.

7. there are fears that the casualty toll may be higher
بیم آن می‌رود که میزان تلفات بیشتر باشد.

8. there are lockers all along the school hallway and each student has a locker
در سرتاسر راهروی مدرسه،قفسه‌های فلزی کار گذاشته‌اند و هر دانش آموز یک قفسه دارد.

9. there are many foreigners in new york
در نیویورک خارجی زیاد است.

10. there are many parallels in the lives of these two people
...

مترادف there

در این جا (قید)
here , there , hereon
آنجا (قید)
yonder , thither , there
به آنجا (قید)
thither , there
در انجا (قید)
there , thereon , therein , thereat , whereon
بدانجا (قید)
there
در این موضوع (قید)
there
ان مکان (قید)
there
بدانسو (قید)
thither , there , thitherward
انسو (قید)
yonder , there
انطرف (قید)
without , yonder , there

معنی عبارات مرتبط با there به فارسی

در آن زمان و مکان، بی معطلی، همانجا
ظرفیت منم حدی داره - تحمل منم حدی داره
(این کار را) از چندین راه می توان انجام داد، می توان بامبول زد
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
راه چاره دیگری وجود ندارد
آنان که چشم دارند و نمی بینند از همه کورترند
بسیاری هستند که
هر قصه ای دو طرف دارد، تنها به قاضی رفته خوشحال برمی گردد
زیرکاسه نیم کاسه است sl
هست، یافت میشود
در خانه روبرو آتش سوزی ر داده است
چاقو دسته خودشو نمیبره ...

معنی کلمه there به انگلیسی

there
• in that location, in a specific place
• it's not so bad; a-ha! (used to express surprise, satisfaction, or relief)
• word used to begin a sentence stating whether or not something exists (i.e. there is food); that place, that location
• you use there as the subject of the verb `be' to say that something exists or does not exist, or to draw attention to it.
• you use there in front of some intransitive verbs to emphasize the meaning. the subject of the verb is placed after the verb; a formal use.
• if something is there, it exists or is available.
• you use there to refer to a place that has already been mentioned.
• you say there to indicate a place that you are pointing to or looking at.
• you use there when speaking on the telephone to ask if someone is available to speak to you.
• you use there to refer to a point that someone has made in a conversation.
• you also use there to refer to a stage reached in an activity or process.
• if you say that someone is not all there, you mean that you think they are stupid or not mentally alert; an informal expression.
• if something happens there and then or then and there, it happens immediately.
• you say `there you are' or `there you go' when accepting an unsatisfactory situation.
• you also use `there you are or `there you go' to emphasize that something proves you right.
• you also say `there you are' or `there you go' when you are giving something to someone.
• you can add `so there' to what you are saying to show that you will not change your mind about a decision you have made; an informal expression.
there ain't no justice
• life isn't fair, there is no fairness in the world
there ain't no such thing as a free lunch
• nothing worthwhile is for free, quality doesn't come cheap
there are many more fish ...

there را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Student
اشاره کردین به چیزی یا مکانی که در آنجا است . (آنجا)
Mary
وجود داشتن
کوروش
در آنجا، آنجا
Parastoo
یه مثال :
?Can you put my pencil there
Yes i can
میتوانی مدادمن رو بگذاری اونجا
بله من میتونم
Reza
کاش کامل تر میکردین ، there اگه آخر جمله بیاد معنی آنجا میده ولی مثلا معنی there are two books میشه دو کتاب وجود دارد یعنی اینجا there معنی وجود داشتن داره.
Amir gangster
دیدی!
There!that did'nt hurt too much,did it?
مانی
آنجا یا وجود داشتن
tinabailari
do you like to go there again 🎭
آیا دوست داری دوباره به آنجا بروی ؟؟
Afsan lotfi
Give me my money.
There!
بیا
مهسا
used when you think you have proved to someone that what you are telling them is right
دکتر سعیدی
تا آنجا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی there
کلمه : there
املای فارسی : ذتهر
اشتباه تایپی : فاثقث
عکس there : در گوگل

آیا معنی there مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )