برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1358 100 1

thorough

/ˈθɜːroʊ/ /ˈθʌrə/

معنی: کامل، تمام، تمام و کمال، خیلی دقیق، از اول تا اخر
معانی دیگر: سرتاسر، از آغاز تا پایان، از سر تا ته، تاته، جانانه، به تمام معنی، موشکاف، موشکافانه، (در اصل) عبور کننده، گذرا (مثلا در: thoroughfare)، (مهجور) رجوع شود به: through، بطور کامل

بررسی کلمه thorough

صفت ( adjective )
مشتقات: thoroughly (adv.), thoroughness (n.)
(1) تعریف: complete.
مترادف: complete, comprehensive, exhaustive, extensive, thoroughgoing
متضاد: cursory, partial, perfunctory, sketchy, superficial
مشابه: arrant, good, inclusive, intimate, outright, perfect, searching, solid, sound, strict, sweeping, total, utter, widespread

- The police made a thorough search of the area.
[ترجمه Sh] پلیس یک جستجوی کامل در منطقه انجام داد
|
[ترجمه ترگمان] پلیس به طور کامل منطقه را بازرسی کرد
[ترجمه گوگل] پلیس یک جستجوی کامل منطقه انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The paper was very thorough and covered all the important aspects of the topic.
[ترجمه ترگمان] مقاله بسیار دقیق بود و تمام جنبه‌های مهم این موضوع را پوشش می‌داد
[ترجمه گوگل] مقاله بسیار کامل و تمام جنبه های مهم موضوع را پوشش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه thorough در جمله های نمونه

1. The police made a thorough search of the house after the crime had been reported.
بعد از اینکه جنایت گزارش شد، پلیس خانه را کاملاً بازرسی کرد

2. My science teacher praised Sandy for doing a thorough job of cleaning up the lab.
معلم علوم سندی را بخاطر تمیز کردن کامل ازمایشگاه، تحسین کرد

3. Mom decided to spend the day in giving the basement a thorough cleaning.
مادر تصمیم گرفت تمام روز را صرف تمیز کردن کامل زیرزمین کند

4. a thorough acquaintance with the works of ferdowsi
آشنایی کامل با آثار فردوسی

5. a thorough checkuph
یک معاینه‌ی کامل

6. a thorough rascal!
یک رذل به تمام معنی‌!

7. a thorough researcher
پژوهشگر دقیق

8. a thorough search
جستجوی موشکافانه

9. a man of thorough exactitude
مردی با دقت موشکافانه

10. the police conducted a thorough search, quartering and re-quartering the area
ماموران پلیس جستجوی دقیقی را آغاز کردند و آن ناحیه را مورد تجسس مکرر قرار دادند.

11. the media gave him a thorough exposure
رسانه‌ها او را کاملا معرفی کردند.

...

مترادف thorough

کامل (صفت)
main , large , absolute , total , full , perfect , complete , thorough , exact , mature , whole , plenary , stark , orbicular , culminant , unabridged , intact , exhaustive , full-blown , full-fledged , unqualified , integral , unmitigated
تمام (صفت)
main , full , complete , thorough , out-and-out , through , all , whole , entire , rounded , thru , full-blown , integral
تمام و کمال (صفت)
thorough , well , whole , consummate , thoroughgoing
خیلی دقیق (صفت)
thorough , precise , meticulous , rigorous
از اول تا اخر (صفت)
thorough

معنی عبارات مرتبط با thorough به فارسی

(موسیقی)، روش تعیین سیم ساز از راه شماره گذاری زیر نت های موسیقی
(کالسکه) تسمه ی فنر، تسمه ی زیر اتاق
اصیل، خوش جنس، سر کش
بی قید وشرط، مطلق، تمام وکمال، مفرط
دقیق گام، خوش روش، بهمه جور قدم تربیت شده اسب، قابل، حسابی
راهداری، باجپل

معنی کلمه thorough به انگلیسی

thorough
• comprehensive; complete, finished
• a thorough action or thing is done very carefully and completely.
• people who are thorough do things in a careful and methodical way.
• you can use thorough for emphasis.
thorough check
• intensive search, careful check
thorough cleaning
• deep cleaning, cleaning completely, disinfecting, purifying, polishing
thorough examination
• intensive test
thorough investigation
• extensive search, deep search
thorough knowledge
• deep knowledge, wide knowledge
thorough person
• diligent person, methodical person
thorough search
• methodical search, search of all areas
thorough type
• meticulous person, one who takes care of small details, strict person
thorough work
• good job, intensive work, detailed job

thorough را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mehrangiz
competent
rigorous
افشین حاجی طرخانی
جامع، همه جانبه
Younes
تمام عیار
Mahla
از میان
Mahla
طی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thorough
کلمه : thorough
املای فارسی : تهروق
اشتباه تایپی : فاخقخعلا
عکس thorough : در گوگل

آیا معنی thorough مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )