برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

threatening

بررسی کلمه threatening

صفت ( adjective )
(1) تعریف: containing, or appearing to contain, a threat of harm.
مشابه: dangerous, fearsome, frightening

- The radio show host received a threatening letter from an angry listener.
[ترجمه ترگمان] مجری برنامه رادیویی یک نامه تهدیدآمیز از یک شنونده عصبانی دریافت کرد
[ترجمه گوگل] میزبان رادیو یک نامه تهدید آمیز از یک شنونده عصبانی دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She was frightened by the threatening look on his face.
[ترجمه ترگمان] از نگاه تهدید آمیز بر چهره‌اش ترسیده بود
[ترجمه گوگل] او توسط نگاه تهدید به چهره اش ترسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: serving as a sign that something undesirable may happen.

- Those dark clouds look threatening; we'd better get back to the car before it pours.
[ترجمه ترگمان] اون ابره‌ای تیره دارن تهدید به نظر می شن؛ بهتره قبل از این که تولید کنه برگردیم پیش ماشین
[ترجمه گوگل] این ابرهای تاریک به نظر میرسد؛ ما بهتر است قبل از اینکه آن را ریخته شود به ماشین بازگردیم
[ترجمه شما] ...

واژه threatening در جمله های نمونه

1. his threatening words unnerved her
حرف‌های تهدید آمیز او موجب شد که خودش را ببازد.

2. flood was threatening to engulf the village
دهکده در معرض خطر محاصره سیل قرار داشت.

3. unemployment was threatening the whole fabric of the society
بیکاری همه‌ی تاروپود اجتماعی کشور را تهدید می‌کرد.

4. german dynamism was threatening the balance of power in europe
نیروی پویای آلمان‌ها توازن قدرت در اروپا را مورد تهدید قرار داده بود.

5. advice is one thing, but threatening is quite another
نصیحت یک چیز است ولی تهدید کاملا چیز دیگری است.

6. a universe of pain and privation was threatening them
دنیایی از شکنجه و محرومیت آنها را تهدید می‌کرد.

7. the workers leaned on the management by threatening to go on strike
کارگران با تهدید به اعتصاب مدیران را تحت فشار قرار دادند.

8. a monster of a forest fire which is threatening our village
آتش سوزی سهمناکی که دهکده‌ی ما را تهدید می کند

9. Postal workers are threatening a strike if they don't receive a pay increase.
[ترجمه ترگمان]کارگران پستی در صورتی که افزایش حقوق را دریافت نکنند دست به اعتصاب خواهند زد
[ترجمه گوگل]اگر کارکنان پست در صورتی که افزایش حقوق ...

معنی کلمه threatening به انگلیسی

threatening
• intimidating, endangering
• someone or something that is threatening seems likely to cause harm.
• a threatening letter or phonecall is one that contains threats.
• see also threat.

threatening را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمیرا ق
هولناک
مدنی
تهدیدآمیز
ارغوان
ترساننده، توام‌با تهدید، رعب‌آمیز، رعب‌انگیز، مخوف
فواد بهشتی
خطرناک، زیان بار
Emily
Appearing dangerous
فرانک
Bullying, abuse
حسین رحمانی
هراس‌آور
محدثه فرومدی
تهدیدزا، تهدیدکننده
عاطفه درودی
تهدید عمدی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی threatening مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )