برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1157 100 1

thriving

واژه thriving در جمله های نمونه

1. his business is thriving
کاسبی او گرفته است.

2. the country's economy is thriving
اقتصاد کشور در حال شکوفایی است.

3. our trade with mexico is thriving
بازرگانی ما با مکزیک پررونق است.

4. pearling in the persian gulf was thriving
صید مروارید در خلیج فارس رونق داشت.

5. Some components of a thriving friendship are honesty, naturalness, thoughtfulness, some common interests.
[ترجمه ترگمان]برخی از اجزای یک دوستی پر رونق، صداقت، طبیعی بودن، تفکر و برخی منافع مشترک هستند
[ترجمه گوگل]برخی از اجزای دوستی پر رونق صداقت، طبیعی بودن، تفکر، برخی از منافع مشترک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There was a thriving black market in foreign currency.
[ترجمه ترگمان]یک بازار سیاه پر رونق در ارز خارجی وجود داشت
[ترجمه گوگل]یک بازار سیاه در حال رشد در ارز خارجی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. May the god of money give you a thriving business.
[ترجمه ترگمان]خدا پول به شما یک کسب‌وکار پر رونق ...

معنی کلمه thriving به انگلیسی

thriving
• succeeding, prospering
thriving business
• successful business, flourishing business

thriving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی خلیلی شجاعی
مقتصد و صرفه جو
Sahand
Growing and developing, and very succesfully.
صادق جباری
در حال رشد
آرمین مظاهری
بسیار موفق
Mi
پررونق
محدثه فرومدی
روبه رشد، در حال شکوفایی/ ترقی/پیشرفت، متزاید
عباس نعمتی فر
بسیار موفق، پررونق شکوفا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی thriving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )