برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

throes

واژه throes در جمله های نمونه

1. death throes
کشاکش مرگ

2. the throes of childbirth
اوج درد زایمان

3. in the throes of
در کشاکش،در گیر و دار،گرفتار،دستخوش

4. the country was in the throes of another revolution
کشور در گیر و دار یک انقلاب دیگر بود.

5. The country is presently in the throes of the worst recession since the second world war.
[ترجمه ترگمان]این کشور در حال حاضر در چنگال بدترین بحران اقتصادی از زمان جنگ جهانی دوم گرفتار شده‌است
[ترجمه گوگل]این کشور در حال حاضر در جریان بدترین رکود اقتصادی از زمان جنگ جهانی دوم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We're in the throes of moving to a new office, so the place is in chaos at the moment.
[ترجمه ترگمان]ما در گیر افتادن به یک دفتر جدید هستیم، بنابراین مکان در حال حاضر در آشفتگی است
[ترجمه گوگل]ما در حال حرکت در یک دفتر جدید هستیم، بنابراین مکان در هرج و مرج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The government was in its death throes.
[ترجمه ترگمان]دولت در حال مرگ بود
...

معنی کلمه throes به انگلیسی

throes
• effects of struggle; violent pangs
• if you are busy doing something that is very complicated, you can say that you are in the throes of it; a formal expression.
• see also death throes.
throes of birth
• suffering of childbirth, labor, contractions, labor pains
throes of travail
• suffering of childbirth, labor, contractions, labor pains
death throes
• spasms suffered by a dying person
• death throes are violent, uncontrolled movements which people sometimes make while they are dying, especially if they are suffering great pain.
• the death throes of something are its final stages, just before it fails or ends completely.

throes را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Angel
(in the throes of something)،درموقعیت خیلی سختی بودن
محدثه فرومدی
کشاکش، گیرودار، گرماگرم، بحبوحه، اوج

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی throes مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )