انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

throw away

تلفظ throw away
تلفظ throw away به آمریکایی/ˈθroʊəˈweɪ/ تلفظ throw away به انگلیسی/θrəʊəˈweɪ/

معنی: دور انداختن
معانی دیگر: 1- دور انداختن 2- حرام کردن، به هدر دادن 3- به بطالت گذراندن، اشغال، چیز دورانداخته، چیز بی مصرف

بررسی کلمه throw away

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to discard as trash or garbage.
مترادف: discard
متضاد: keep
مشابه: dispose of

- He threw away my favorite sweater.
ترجمه کاربر [ترجمه زینب] او سویشرت موردعلاقه من را دور ریخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه ftma] او پولیور مورد علاقه من را دور انداخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه ♥♥ آوا] او سویشرت ( سوییتر) مورد علاقه ی من را دور انداخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه anahita] او سوئشرت مورد علاقه ام را بیرون انداخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه Nazanin] او ژاکت مورد علاقه ی من را دور انداخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه امین] او لباس بافتنی من را دور انداخت
|

ترجمه کاربر [ترجمه yasamin] او ژاکت مورد علاقه ی من را دور ریخت.
|

ترجمه کاربر [ترجمه ملیکا =)] او سوییشرت مورد علاقه من را دور انداخت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون ژاکت مورد علاقه‌ام رو ازم دور کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او جوراب های مورد علاقه من را دور ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to waste by failing to appreciate or take advantage of.

- He threw away his one chance at a better life.
ترجمه کاربر [ترجمه s . b] او تنها شانس خود را برای زندگی بهتر از دست داده بود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او تنها شانس خود را برای زندگی بهتر از او دور کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک شانس را در یک زندگی بهتر از خود دور کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه throw away در جمله های نمونه

1. Don’t throw away the apple because of the core.
ترجمه کاربر [ترجمه Saba] سیب را به دلیل داشتن هسته دور نیندازید
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیب را به خاطر هسته دور نکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل هسته، سیب را دور نیندازید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Throw away the apple because of the core.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیب را به خاطر هسته دور بیندازید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل هسته، سیب را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Your life is too valuable to throw away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگی تو خیلی با ارزش است که دور بریزی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگی تو بیش از حد ارزشمند است برای دور انداختن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. You can throw away any excess.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میتونی هر excess رو دور بندازی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید هر گونه اضافی را دور بریزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I'm not advising you to throw away your makeup or forget about your appearance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من توصیه نمی‌کنم که you را دور بیندازی و یا ظاهرت را فراموش کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من توصیه نمی کنم که آرایش خود را دور بریزید و یا ظاهر خود را فراموش کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I should know by now not to throw away the directions until we've finished cooking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از این به بعد باید تا وقتی که آشپزی را تمام کردیم، مسیر را دور نکنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حالا باید بدانید تا زمانی که پختن نداشته اید، دستورالعمل ها را دور نیندازید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Sort out any clothes you want to throw away and give them to me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباسی را که دوست داری دور بیندازی و آن‌ها را به من بدهی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر گونه لباسهایی را که میخواهید پرتاب کنید، مرتب کنید و آنها را به من بدهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She couldn't bear to throw away anything that might come in useful one day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نمی‌توانست هر چیزی را که ممکن بود به درد بخورد، از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمی تواند تحمل کند تا چیزی را که ممکن است در یک روز مفید باشد، بریزد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. So when are you going to throw away those old magazines of yours?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس کی می‌خواهی آن مجلات قدیمی را از خودت دور کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس چه زمانی می خواهید مجلات قدیمی خود را از بین ببرید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is a waste to throw away good food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدر دادن غذای خوب به هدر می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زباله است که غذای خوب را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Throw away clothes you don't wear - be ruthless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس‌هایی را که به تن ندارید دور بریزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لباس هایی را که پوشانده اید دور ننشینید - بی رحمانه باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Just a stone's throw away is the City Art Gallery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یک پرتاب سنگی به دور گالری هنر شهر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک پرتاب سنگ از شهر گالری هنر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I had to throw away the uneaten food.
ترجمه کاربر [ترجمه Judi] من مجبور شدم غذای نخورده را دور بریزم (بیاندازم)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجبور شدم غذای نخورده رو پرت کنم دور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مجبور شدم غذای سرخورده را دور کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They should put him in prison and throw away the key!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید او را به زندان می‌انداختند و کلید را دور می‌انداختند!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باید او را در زندان بگذارند و کلیدی را دور بزنند!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف throw away

دور انداختن (فعل)
throw off , discard , cast off , throw away , scrap

معنی throw away در دیکشنری تخصصی

[سینما] بریده فیلم

معنی کلمه throw away به انگلیسی

throw away
• cast, toss; waste, squander
throw away the scabbard
• leave a war, stop fighting in a war

throw away را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حمزه ١٦:٠٥ - ١٣٩٧/٠١/٢٦
پرت کردن
|

Kian.m ١٦:٤٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٤
'Get rid of something that you dont need or want.
|

a.r ١٧:٣٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٥
to get rid of something as useless; discard something
دور انداختن
|

يكتا حبيبي ٢٠:٠٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
Get rid of something that you don’t need or want
|

امیررضا فرهید ١٧:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
پرتاپ ,,,,,, دورریختن,,,,,,,,انداختن
|

shiva_sisi‌ ١٥:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠١
I never throw clothes away.
|

Gahzal❤Alireza ١١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦
دور رانداختن💀💀
|

Sajad ١٩:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠
انداختن به بیرون
|

محمد ریاحی ١٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧
دور انداختن
برای مثال پرتاب کردن اشغال در سطل اشغال
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی throw away
کلمه : throw away
املای فارسی : ترو آاوای
اشتباه تایپی : فاقخص شصشغ
عکس throw away : در گوگل


آیا معنی throw away مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )