برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1324 100 1

throw away

/ˈθroʊəˈweɪ/ /θrəʊəˈweɪ/

معنی: دور انداختن
معانی دیگر: 1- دور انداختن 2- حرام کردن، به هدر دادن 3- به بطالت گذراندن، اشغال، چیز دورانداخته، چیز بی مصرف

بررسی کلمه throw away

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to discard as trash or garbage.
مترادف: discard
متضاد: keep
مشابه: dispose of

- He threw away my favorite sweater.
[ترجمه زینب] او سویشرت موردعلاقه من را دور ریخت
|
[ترجمه ftma] او پولیور مورد علاقه من را دور انداخت
|
[ترجمه ♥♥ آوا] او سویشرت ( سوییتر) مورد علاقه ی من را دور انداخت
|
[ترجمه anahita] او سوئشرت مورد علاقه ام را بیرون انداخت|
[ترجمه Nazanin] او ژاکت مورد علاقه ی من را دور انداخت ...

واژه throw away در جمله های نمونه

1. Don’t throw away the apple because of the core.
[ترجمه Saba] سیب را به دلیل داشتن هسته دور نیندازید
|
[ترجمه ترگمان]سیب را به خاطر هسته دور نکنید
[ترجمه گوگل]به دلیل هسته، سیب را دور نیندازید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Throw away the apple because of the core.
[ترجمه ترگمان]سیب را به خاطر هسته دور بیندازید
[ترجمه گوگل]به دلیل هسته، سیب را بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Your life is too valuable to throw away.
[ترجمه ترگمان]زندگی تو خیلی با ارزش است که دور بریزی
[ترجمه گوگل]زندگی تو بیش از حد ارزشمند است برای دور انداختن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You can throw away any excess.
[ترجمه ترگمان] میتونی هر exces ...

مترادف throw away

دور انداختن (فعل)
throw off , discard , cast off , throw away , scrap

معنی throw away در دیکشنری تخصصی

[سینما] بریده فیلم

معنی کلمه throw away به انگلیسی

throw away
• cast, toss; waste, squander
throw away the scabbard
• leave a war, stop fighting in a war

throw away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمزه
پرت کردن
Kian.m
'Get rid of something that you dont need or want.
a.r
to get rid of something as useless; discard something
دور انداختن
يكتا حبيبي
Get rid of something that you don’t need or want
امیررضا فرهید
پرتاپ ,,,,,, دورریختن,,,,,,,,انداختن
shiva_sisi‌
I never throw clothes away.
Gahzal❤Alireza
دور رانداختن💀💀
Sajad
انداختن به بیرون
محمد ریاحی
دور انداختن
برای مثال پرتاب کردن اشغال در سطل اشغال
Dr.soheil
کانون زبان ایران :reach4
Get rid of something that...
Y
دور انداختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی throw away
کلمه : throw away
املای فارسی : ترو آاوای
اشتباه تایپی : فاقخص شصشغ
عکس throw away : در گوگل

آیا معنی throw away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )