برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

tire out


کاملا خسته کردن، فرسودن

واژه tire out در جمله های نمونه

1. The walk left me quite tired out.
[ترجمه ترگمان]پیاده‌روی مرا کاملا خسته کرد
[ترجمه گوگل]راه رفتن مرا کاملا خسته کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I' ve been on my legs all day and I'm tired out.
[ترجمه ترگمان]تمام روز روی پاهام بودم و خسته شدم
[ترجمه گوگل]من تمام روز در پاهایم بودهام و خستهام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They were cold, hungry and tired out .
[ترجمه ترگمان]آن‌ها گرسنه، گرسنه و خسته بودند
[ترجمه گوگل]آنها سرد، گرسنه و خسته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We were tired out after that long walk.
[ترجمه ترگمان]بعد از پیاده‌روی طولانی خسته بودیم
[ترجمه گوگل]ما پس از پیاده روی طولانی خسته شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He looked tired out.
...

معنی کلمه tire out به انگلیسی

tire out
• exhaust, make tired

tire out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
to make very weary due to difficult conditions or hard effort

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tire out
کلمه : tire out
املای فارسی : تیر آوت
اشتباه تایپی : فهقث خعف
عکس tire out : در گوگل

آیا معنی tire out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )