برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1329 100 1

tolerant

/ˈtɑːlərənt/ /ˈtɒlərənt/

معنی: ازاده، شکیبا، بردبار، دارای سعه نظر، بامدارا، مدارا امیز، ازادمنش، اغماض کننده، شخص متحمل
معانی دیگر: پرمدارا، سازگار، باگذشت، لوطی، دگراندیش پذیر، دارای قدرت تحمل، پرطاقت، پرتحمل، تاب آور، اغما­ کننده

بررسی کلمه tolerant

صفت ( adjective )
مشتقات: tolerantly (adv.)
(1) تعریف: willing to tolerate the beliefs, characteristics, or acts of others.
مترادف: broad-minded, liberal, open-minded, understanding
متضاد: illiberal, intolerant, narrow-minded, small-minded
مشابه: broad, charitable, forbearing, largehearted, lenient, magnanimous

- The new ruler was more tolerant of different faiths than his predecessor.
[ترجمه ترگمان] حاکم جدید نسبت به پیشینیان خود نسبت به ادیان مختلف tolerant بود
[ترجمه گوگل] حاکم جدید تحمل بیشتری نسبت به ادیان مختلف نسبت به سلف خود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Why is she so tolerant of her children's bad behavior?
[ترجمه ترگمان] چرا او این قدر نسبت به رفتار بد بچه‌هایش مدارا می‌کند؟
[ترجمه گوگل] چرا او نسبت به رفتار بد کودکانش متضاد است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He's highly opinionated, and he's never been tolerant of other people's views.
[ترجمه ترگمان] او به شدت مستبد است و تا به حال از نظرات دیگران خویشتن‌داری نکرده است
[ترجمه گوگل] او بسیار مورد احترام است، و او از نظر دیگران تحمل نمی کند
[ترجمه شما ...

واژه tolerant در جمله های نمونه

1. we must be tolerant of those whose ideas are different from ours
بایستی نسبت به کسانی که عقایدشان با عقاید ما فرق دارد مدارا داشته باشیم.

2. He is tolerant of those who disagree with him.
[ترجمه تاجیک] او نسبت به مخالفانش صبور و شکیباست
|
[ترجمه ترگمان]او نسبت به کسانی که با او مخالفت می‌کنند، مدارا می‌کند
[ترجمه گوگل]او از کسانی است که با او مخالف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's naive to think that teachers are always tolerant.
[ترجمه ترگمان]این ساده لوحانه است که فکر کنیم معلمان همیشه صبور هستند
[ترجمه گوگل]ساده لوحانه فکر می کنم که معلمان همیشه تحمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mares are surprisingly tolerant of the roughness and rudeness of their own offspring.
[ترجمه ترگمان]Mares به طرز شگفت آوری نسبت به خشونت و خشونت فرزندان خود تحمل می‌کنند
[ترجمه گوگل]Mares شگفت آور تحمل زبری و ناراحتی فرزندان خود ...

مترادف tolerant

ازاده (صفت)
liberal , noble , catholic , tolerant , free-hearted
شکیبا (صفت)
sturdy , hardy , enduring , tolerant , patient
بردبار (صفت)
meek , hardy , tolerant , patient
دارای سعه نظر (صفت)
liberal , highbrow , tolerant
بامدارا (صفت)
tolerant , lenient
مدارا امیز (صفت)
tolerant
ازادمنش (صفت)
tolerant
اغماض کننده (صفت)
tolerant
شخص متحمل (صفت)
tolerant

معنی کلمه tolerant به انگلیسی

tolerant
• open-minded, easy-going, unprejudiced, unbigoted, indulgent
• if you are tolerant, you let other people say and do what they like, even if you do not agree with it or approve of it.

tolerant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هانیه
محدوده خطا
Parmerry
انتقاد پذیر
علی اسکندری
با گذشت
Example: Most of Iranian people are tolerant.
بیشتر مردم ایران با گذشت هستند.
zoha
نقد پذیر
leila
با تحمل
طاها تمسکی
showing a willingness to allow the existence of opinions or behavior that one does not necessarily agree with
fati
انعطاف پذیر
Azal
انتقاد پذیر
S
تحمل کردن
مهدی باقری
گیاهان سازگار با شرایط آب و هوایی خاص
trees that are tolerant of salt sea winds

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tolerant
کلمه : tolerant
املای فارسی : تلرنت
اشتباه تایپی : فخمثقشدف
عکس tolerant : در گوگل

آیا معنی tolerant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )