برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1293 100 1

toot

/ˈtuːt/ /tuːt/

معنی: خوش گذرانی، صدای تیز شیپور و بوق یا سوت، بطور منقطع شیپور زدن
معانی دیگر: (سوت یا بوق یا شیپور و غیره) زدن، (سوت و غیره) صدا کردن، زده شدن، (خودمانی) کوکائین استنشاق کردن، (بوق و غیره) صدا، صدای بوق، صدای سوت، (خودمانی) میگساری، مشروبخوری، باده نوشی

بررسی کلمه toot

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: toots, tooting, tooted
(1) تعریف: to make a quick, short sound on a horn or whistle.

(2) تعریف: to cause a musical instrument to make such a sound or series of sounds.

(3) تعریف: (slang) to sniff cocaine.
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to blow or cause to sound (a horn or whistle).
مشابه: blow

(2) تعریف: to give forth (short blasts) on a horn or whistle.

(3) تعریف: (slang) to sniff (cocaine).
اسم ( noun )
مشتقات: tooter (n.)
(1) تعریف: the sound made by a horn or whistle, or the act of making such a sound.

(2) تعریف: (slang) a drinking binge.
مشابه: binge

(3) تعریف: (slang) cocaine, or an amount inhaled in one sniff.

واژه toot در جمله های نمونه

1. The car overtook with a toot.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل از جا بلند شد
[ترجمه گوگل]این ماشین با یک تله فرو ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The taxi driver gave a toot on the horn.
[ترجمه ترگمان]راننده تاکسی سوتی زد
[ترجمه گوگل]راننده تاکسی یک شاخ در شاخ داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Car horns toot as cyclists dart precariously through the traffic.
[ترجمه ترگمان]بوق اتومبیل زده شد و دوچرخه سواران به طور خطرناکی از میان ترافیک عبور کردند
[ترجمه گوگل]شاخک های اتومبیل به عنوان دوچرخه سواران به طور ناگهانی از طریق ترافیک حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The waiting taxi gave a toot on its horn.
[ترجمه ترگمان]تاکسی منتظر بوق بوق زد
[ترجمه گوگل]تاکسی در حال انتظار برای یک شاخ افتاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف toot

خوش گذرانی (اسم)
debauch , binge , randan , toot , life of endless frivolity , self-indulgence
صدای تیز شیپور و بوق یا سوت (اسم)
toot
بطور منقطع شیپور زدن (فعل)
toot

معنی کلمه toot به انگلیسی

toot
• sound resembling that of a horn or other wind instrument
• produce a sound of or resembling a horn, hoot
• if you toot your car horn or if it toots, you make it produce a short sound or series of sounds. verb here but can also be used as a count noun. e.g. `look,' she said and gave a toot on the horn.

toot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا قریشی
1 صدای بوق
2 عزیز
3 (در مورد دخانیات) استنشاق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی toot
کلمه : toot
املای فارسی : توت
اشتباه تایپی : فخخف
عکس toot : در گوگل

آیا معنی toot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )