انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1072 100 1

toothed

تلفظ toothed
تلفظ toothed به آمریکایی/ˈtuːθt/ تلفظ toothed به انگلیسی/tuːθt/

معنی: مضرس
معانی دیگر: دارای نوع یا تعداد بخصوصی دندانه یا تضریس یا دندان، دندانه دندانه، کنگرهدار

بررسی کلمه toothed

صفت ( adjective )
• : تعریف: having teeth or projections like teeth, usu. of a specified kind or quantity (often used in combination).

- sharp-toothed
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دندون تیز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تیز دندانه دار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه toothed در جمله های نمونه

1. toothed sleeve
ترجمه بوش هزار خار

2. a toothed knife
ترجمه چاقوی دندانه‌دار (دم اره‌ای)

3. a toothed wheel
ترجمه چرخ دنده‌دار (دندانه‌دار)

4. This toothed wheel should be meshed with that one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این چرخ دندانه‌دار را باید با آن یکی ترکیب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چرخ دنده باید با آن یکی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The motor was driven by a toothed belt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور آن را با تسمه نخ پیچ کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور توسط یک کمربند دندانه ای رانده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Top predators, such as toothed whales and dolphins, can accumulate large quantities in their tissues if they keep eating contaminated prey.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکارچیان بالا مانند وال دندان و دلفین‌ها می‌توانند مقادیر زیادی در بافته‌ای خود جمع کنند اگر که طعمه آلوده خود را حفظ کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکارچیان بالا مانند نهنگ های دندانی و دلفین ها می توانند مقادیر زیادی در بافت های خود را جمع آوری کنند، اگر آنها مواد مخدر را بخورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The toothed whales have a set of teeth which they use to grasp large and quick-moving prey, mainly squid or fish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نهنگ دندان دار مجموعه‌ای از دندان‌ها دارند که برای درک شکار سریع و سریع، عمدتا مرکب از ماهی مرکب یا ماهی استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نهنگ های دندانی دارای مجموعه ای از دندان هایی هستند که آنها برای گرفتن شکار بزرگ و سریع، عمدتا ماهی مرکب یا ماهی استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Several toothed whales, of which only dolphins have been thoroughly studied, have evolved sophisticated echo-sounding equipment in their heads.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چندین نهنگ دندان دار که تنها دلفین‌ها به طور کامل مطالعه شده‌اند، تجهیزات پیچیده به صدا در سرشان ایجاد کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چند نهنگ دندانی که فقط دلفین ها کاملا مورد مطالعه قرار گرفته اند، تجهیزات پیچیده پیچیده ای را در سر خود توسعه داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Beneath us, the descents were toothed with jagged rock.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زیر ما، descents با سنگ دندانه‌دار تیز شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در زیر ما، فرود آمد با سنگ ناهموار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sprocket: round, toothed object that turns on an axel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Sprocket: گرد و خاک toothed که بر روی یک axel ظاهر می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دور صورتی، شی دندانه ای که روی یک محور چرخش می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Other toothed whales are bottlenose, the beaked whale, and the white whale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واله‌ای دندان دیگر واله‌ای نوک‌تیز و واله‌ای نوک‌تیز و وال سفید هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیگر نهنگ های دندانی عبارتند از بطری، نهنگ خاردار و نهنگ سفید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The reliability design of toothed belts gearing was studied.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طراحی قابلیت اطمینان از gearing toothed مورد مطالعه قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طراحی پایداری دنده های دندانی مورد بررسی قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The involute gear transmission precision hard - toothed surface device has dominated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جعبه‌دنده انتقال با دقت انتقال با دقت بالای دستگاه، تحت سلطه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دنده انتقال چرخ دنده دقیق سخت دستگاه سطح دندانه دار غالب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The gear sector, toothed roller, or stud meshes with the worm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بخش دنده، roller دندان دار یا حلقه‌های زنبور عسل با کرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخش دنده، غلطک دندانه دار یا مش بند با کرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The toothed whale has a large square head with a cavity that contains the so - called spermaceti.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وال دندان سر مربع بزرگی با یک حفره دارد که حاوی روغن وال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نهنگ دندانی دارای یک مربع بزرگ با حفره ای است که به اصطلاح spermaceti نام دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف toothed

مضرس (صفت)
jagged , serrate , dentate , denticulated , ridged , toothed , ridgy , runcinate , serrulate , serrulated

معنی عبارات مرتبط با toothed به فارسی

(جانورشناسی) نهنگ مخروط دندان (نام راسته ای از وال ها به نام: odontoceta)
چرخه دندانه دار
(جانوران دارای دندان های نیشی که دراز و قلاب مانند هستند) شمشیر دندان، دشنه دندان، تیزدندان، دندان شمشیری
(مانند لبه ی اره) دندانه دار، اره سان، دندانه دندانه (saw tooth هم می گویند)، sawtooth دارای دندانه اره مانند
تیز دندان

معنی toothed در دیکشنری تخصصی

toothed
[ریاضیات] دندانه دار، اره ای
[پلیمر] تسمه دندانه ای
[نفت] تاج مته ی دندانه یی
[معدن] سرمته داندانه (چالزنی)
[معدن] سرمته چرخشی دندانه ای (چالزنی)
[نفت] مته ی چرخ دندانه ای
[زمین شناسی] دندان شمشیرى ، د ندان خنجری ها ، گروهی از گربه سانان
[ریاضیات] دندانه اره ای

معنی کلمه toothed به انگلیسی

toothed
• having teeth
buck toothed
• someone who is buck-toothed has teeth that stick forwards out of their mouth.
gap toothed
• a gap-toothed person has wide spaces between their teeth.
sabre toothed
• having teeth that look like sabers

toothed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی toothed
کلمه : toothed
املای فارسی : توتهد
اشتباه تایپی : فخخفاثی
عکس toothed : در گوگل


آیا معنی toothed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )