برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

tower

/ˈtaʊər/ /ˈtaʊə/

معنی: برج، قلعه بلند بودن
معانی دیگر: (مانند برج) بلند بودن، سر به فلک کشیدن، دکل آنتن، دژ، قلعه، ارگ، (شخص یا دستگاه) یدک کش، بکسل کننده، قلعه مثل برج بلند بودن

بررسی کلمه tower

اسم ( noun )
• : تعریف: a tall narrow building, a similar part of a building, or a separate, often unwalled, structure that rises high above the ground.
مشابه: beacon, belfry, lookout, obelisk, overlook, pinnacle, spire, steeple, turret, ziggurat

- A flag was flying over the castle tower.
[ترجمه منا جهانبخشی] یک پرچم بالای برج قلعه به حرکت در آمده بود.
|
[ترجمه امین] یک پرچم بالای برج قلعه در اهتزاز بود.
|
[ترجمه ترگمان] یک پرچم بر فراز برج قلعه پرواز می‌کرد
[ترجمه گوگل] پرچم بیش از برج قلعه پرواز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- There's a wonderful view from the observation tower.
[ترجمه منا جهانبخشی] از برج دیدبانی یک منظره ی شگفت انگیز را می توان مشاهده کرد.
...

واژه tower در جمله های نمونه

1. a tower as a mark for fliers
برجی که به عنوان راهنمای خلبانان از آن استفاده می‌شود

2. a tower rearing far into the sky
برجی که سر برآسمان کشیده بود

3. a tower rising above the trees
برجی که از درختان بلندتر بود

4. a tower springing high above the town
برجی که برفراز شهر سر به فلک کشیده است

5. kashan's tower appeared from a distance
منار کاشان از دور نمایان شد.

6. observation tower
برج دیده بانی

7. the tower of pisa leans at an angle
برج پیزا به یک سو خم شده است.

8. the tower pierced the clouds like a sword
برج ابرها را همچون شمشیر می‌شکافت.

9. the tower that crowned the fortress
برجی که برفراز دژ قرار داشت

10. this tower has stood for several centuries now
این برج از چندین قرن پیش از این برپا بوده است.

11. a clock tower
برج ساعت (دار)

12. a crazy tower
برج کج

13. a spindly tower
برج باریک و بلند

...

مترادف tower

برج (اسم)
house , pinnacle , month , asterism , constellation , tower , pylon , steeple
قلعه بلند بودن (اسم)
tower

معنی عبارات مرتبط با tower به فارسی

(یکی از برزن های شهر لندن) تاور هملتز
قلعه مستحکم قرون وسطی، خانه بالای برج
(در شهر لندن) برج لندن
دخمه
اتومبیل مجهز به جرثقیل یا نردبان
اسم خاص مونث، برج ناقوس، (در کلیسا و غیره) بالاخانه یا برجی که ناقوس ها در آن قرار دارد
(ناوهای جنگی) اتاقک زرهی (که ناخدا هنگام نبرد از آنجا دیدبانی و فرماندهی می کند)، برج هدایت، برج زیردریایی
(فرودگاه) برج مراقبت، برج کنترل
برج ایفل (در پاریس)
برج آتشبانی (برجی که در جنگل برای دیده بانی و گزارش آتش سوزی می سازند)
(مجازی - نماد بلند اندیشی همراه با کناره گیری) برج عاج، برج عاج، محل دنج، محل ارام برای تفکر، گوشه خلوت
(با m کوچک) قلعه ی ساحلی، برج پدافند کرانه (martello هم می گویند)
سکوی پایه دار دریایی (برای رادار و چراغ راهنما و غیره)
...

معنی tower در دیکشنری تخصصی

tower
[عمران و معماری] برج
[کامپیوتر] برج محفظه ی کامپیوتر که بلندی دارد . این نوع محفظه ها نسبت به محفظه ی سنتی فضای بیشتری برای قرار گرفتن کارتهای افزودنی و گرداننده های اضافی دارند و می توان آنها را روی میز کنار مانیتور یا در کف اتاق قرار داد .
[کوه نوردی] برج
[پلیمر] برج
[پلیمر] برج تقطیر
[عمران و معماری] جرثقیل برجی
[زمین شناسی] جرثقیل برجی ، جرثقیل برج آسا
[معدن] آسیای قائم (خردایش)
[برق و الکترونیک] برج باز تابنده ساختار فلزی بلندی که به عنوان آنتن فرستنده عمل می کند .
[عمران و معماری] داربست برجی
[زمین شناسی] داربست برجی
[علوم دامی] سیلوی برجی ، سیلوی عمودی
[عمران و معماری] طغیانگر برجی شکل
[زمین شناسی] طغیانگر برجی شکل
[آب و خاک] سرریز برج آبگیر
[نساجی] اطاق بخار بدون هوا
[شیمی] برج جذب
[پلیمر] برج جذب
[شیمی] برج جذب
[مهندسی گاز] برج جذب
[پلیمر] برج جذب
...

معنی کلمه tower به انگلیسی

tower
• tall structure, turret
• rise higher, stand tall, be of great height
• a tower is a tall, narrow building, or a tall part of a building such as a castle or church.
• someone or something that towers over other people or things is a lot taller than they are; a literary use.
• if someone towers over other people, they are far superior to them, or much more successful than them; a literary use.
• see also towering.
tower block
• a tower block is a tall building divided into flats or offices.
tower case
• vertical computer case which usually rests on the floor
tower of babel
• (biblical) tower built by the descendants of noah in an attempt to reach heaven (as a punishment, god created many different languages so they could not understand one another)
tower of david
• fortress on the wall of the old city of jerusalem whose construction is attributed to david
bell tower
• tall narrow tower in which a church bell is located
clock tower
• tower in a church or civic building or town hall that displays a large clock
conning tower
• elevated observation tower in a submarine that forms the main entrance and which contains the periscope; pilothouse on a warship that is protected by armor
control tower
• supervision tower, tower from which one can observe and inspect
• a control tower is a building at an airport from which people give instructions to aircraft when they are taking off or landing.
cooling tower
• large tower through which hot water is moved around to reduce its temperature b ...

tower را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسترن بصیری
برج
سجاد
در رشته برق:
دکل های مخابراتی یا انتقال قدرت
Matin
برج

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tower
کلمه : tower
املای فارسی : تاور
اشتباه تایپی : فخصثق
عکس tower : در گوگل

آیا معنی tower مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )