انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 901 100 1

بررسی کلمه toxic

صفت ( adjective )
مشتقات: toxically (adv.), toxicity (n.)
(1) تعریف: of, pertaining to, or resulting from a toxin or other poison.
مترادف: poisonous
مشابه: mephitic, venomous, virulent

- toxic effects
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تاثیرات سمی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اثرات سمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: acting as or like a poison; injurious or deadly.
مترادف: deadly, deleterious, fatal, injurious, lethal, noxious, poisonous
متضاد: harmless, nontoxic
مشابه: baneful, dangerous, harmful, pernicious, poison, virulent

- Because lead is a toxic element, it is no longer used in paint.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چون سرب یک عامل سمی است، دیگر در رنگ مورد استفاده قرار نمی‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] از آنجا که سرب یک عنصر سمی است، دیگر در رنگ استفاده نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه toxic در جمله های نمونه

1. toxic fumes
ترجمه دود و بخار سمی

2. Toxic chemicals continue to be dumped in the North Sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد شیمیایی سمی همچنان در دریای شمال رها می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد شیمیایی سمی همچنان در دریای شمال تخلیه می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Unfortunately these drugs are quite toxic and hinder the body's ability to fight off infection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه این داروها کاملا سمی هستند و مانع از توانایی بدن برای مبارزه با عفونت می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متاسفانه این داروها کاملا سمی هستند و مانع از توانایی بدن در مبارزه با عفونت می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. These factories are releasing toxic gases into the atmosphere.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارخانجات گازهای سمی را به درون اتمسفر آزاد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کارخانه ها گازهای سمی را به جو می رسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She suffered a massive exposure to toxic chemicals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در معرض مواد شیمیایی سمی قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مواجه شدید با مواد شیمیایی سمی رنج می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Too much toxic waste is being dumped at sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد سمی زیادی توی دریا انداخته میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زباله های سمی در دریا تخلیه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Toxic chemicals were spilled into the river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد شیمیایی سمی به رودخانه ریخته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد شیمیایی سمی به رودخانه ریخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The government decided to prohibit the import of toxic waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت تصمیم گرفته‌است که واردات مواد زائد سمی را ممنوع کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت تصمیم گرفت واردات زباله های سمی را ممنوع کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Gallons of toxic waste were flushed into the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]gallons از ضایعات سمی به درون دریا سرازیر شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گالن های زباله سمی به دریا ریختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The factory had accidentally released a quantity of toxic waste into the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارخانه به طور تصادفی مقدار ضایعات سمی را در دریا منتشر کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارخانه به طور تصادفی حجم پسماند سمی را در دریا منتشر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. These products are not toxic to humans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این محصولات برای انسان‌ها مضر نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این محصولات برای انسان سمی نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Local communities are campaigning against the dumping of toxic waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوامع محلی علیه کاهش زباله‌های سمی مبارزه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوامع محلی علیه تخریب زباله های سمی مبارزه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Up to 10 million tonnes of toxic wastes are produced every year in the UK.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سالانه بیش از ۱۰ میلیون تن ضایعات سمی تولید می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تا سالانه 10 میلیون تن زباله سمی در انگلستان تولید می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. When toxic fumes began to drift toward our homes, we were told to evacuate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که گازهای سمی به سمت خانه‌های ما حرکت کردند، به ما گفته شد که تخلیه را تخلیه کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که گازهای سمی شروع به رانندگی به خانه های ما کردند، به ما گفته شد که تخلیه شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This chemical is toxic to many forms of life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ماده شیمیایی برای بسیاری از اشکال زندگی سمی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مواد شیمیایی برای بسیاری از اشکال زندگی سمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف toxic

سمی (صفت)
noxious , toxicant , venomous , toxic , poisonous , pestilent
زهری (صفت)
toxic
ناشی از زهر اگینی (صفت)
toxic
زهراگین (صفت)
virulent , toxic

معنی عبارات مرتبط با toxic به فارسی

حمله در نتیجه مسمومیت
(بیماری زنان در اثر مصرف نوار بهداشتی دارای ترکیزه ای به نام: staphylococcus aureus) هم رفت زهرزدگی، نشانگان شوک سمی
نشانه زهراگینی یامسمومیت

معنی toxic در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] سمی
[نساجی] سمی
[پلیمر] غیر سمی

معنی کلمه toxic به انگلیسی

toxic
• poisonous substance
• poisonous, noxious, deadly
• a toxic substance is poisonous; a technical term.
toxic bachelor
• selfish and uncaring bachelor who is afraid of obligations and committing himself
toxic gas
• poisonous gas
toxic substance
• substance that when touched or eaten is dangerous to one's health
toxic waste
• disposal of hazardous items

toxic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی toxic

__ff ١٨:٢٠ - ١٣٩٥/١٢/٠٨
خطر ناك
|

Saba ١٦:٤٣ - ١٣٩٧/٠٢/٢٧
سمی

مترادف باpoisonous
|

متین ٠٩:٥٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
toxic drug= دارو های سمی, مواد مخدر سمی یا خطرناک
|

ebitaheri@gmail.com ٠٨:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
زهردار
|

پیشنهاد شما درباره معنی toxic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی toxic
کلمه : toxic
املای فارسی : توکسیک
اشتباه تایپی : فخطهز
عکس toxic : در گوگل


آیا معنی toxic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )