انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1098 100 1

traffic jam

تلفظ traffic jam
تلفظ traffic jam به آمریکایی/ˈtræf.ɪkˌdʒæm/ تلفظ traffic jam به انگلیسی/ˈtræfɪk ʤæm/

معنی: راهبندان
معانی دیگر: بند آمدن آمد و شد (وسایط نقلیه)

بررسی کلمه traffic jam

اسم ( noun )
• : تعریف: a slowing down or cessation of the flow of traffic due to a concentration of drivers in one area or an accident or other impediment.

- I got caught in a traffic jam and was late for work today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] امروز توی ترافیک گیر کردم و برای کار کردن دیر کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من در یک ترافیک گرفتار شدم و برای کار امروز دیر شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه traffic jam در جمله های نمونه

1. They detoured around the traffic jam by heading south.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها با رفتن به سمت جنوب، در اطراف مربای ترافیک پرسه می‌زنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به سمت جنوب رفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Sorry we're late. We got stuck in a traffic jam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفم که دیر کردیم تو ترافیک ترافیک گیر افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با عرض پوزش دیر شده است ما در یک ترافیک گیر افتاده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Our coach was caught in a traffic jam and got to Heathrow forty minutes late.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کالسکه ما در ترافیک ترافیک گیر کرده بود و چهل دقیقه تاخیر داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مربی ما در یک ترافیک گرفتار شد و 40 دقيقه به هيترو رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A 25 mile traffic jam clogged the northbound carriageway of the M
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک حرکت ۲۵ مایلی ترافیک، قسمت شمال شرقی را مسدود کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تله ترافیک 25 مایل مسکونی راهروی شمالی M را مسدود کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We were stuck in a traffic jam for two hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما دو ساعت تو ترافیک گیر کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما دو ساعت در یک ترافیک گیر افتادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The traffic jam soon cleared once the offending vehicle had been removed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بلافاصله پس از برداشتن وسیله نقلیه متخلف، ترافیک برطرف شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از اتمام نقض جرم، ترافیک به سرعت حذف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We got stuck in a traffic jam and I was desperate for the loo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما توی یه مربا گیر افتادیم و من برای دستشویی نا امید شده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک ترافیک گیر افتادیم و من از این موضوع ناامید شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The traffic jam was caused by a lorry shedding its load.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترافیک توسط یک کامیون حامل بار ایجاد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترافیک ناشی از بارگیری باربری کامیون بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We sat bumper-to-bumper in the traffic jam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپر ماشین روی سپر ماشین نشستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما سپر سپر به سپر در ترافیک نشستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Tempers flared as the traffic jam became worse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی ترافیک شدیدتر شد، آتش زبانه کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طوفان ها به دلیل ترافیک سنگین تر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I got stuck in a traffic jam for half an hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نیم ساعت تو ترافیک گیر کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نیم ساعت در یک ترافیک گیر کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They got stuck in a traffic jam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو ترافیک گیر کرده بودن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در یک ترافیک گیر کرده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We were stuck in a traffic jam .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تو ترافیک ترافیک گیر افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک ترافیک گیر افتادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We got stuck in a traffic jam on the approach road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در ترافیک جاده در ترافیک گیر افتادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در یک جاده ترافیکی گیر افتاده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I spent half the morning sitting in a traffic jam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نصف روز رو تو یه مربا نشسته بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیم ساعت صبح نشستم در یک ترافیک صرف کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف traffic jam

راهبندان (اسم)
traffic jam

معنی traffic jam در دیکشنری تخصصی

traffic jam
[عمران و معماری] راهبندان ترافیک - قفل ترافیک

معنی کلمه traffic jam به انگلیسی

traffic jam
• caravan of traffic vehicles that cannot advance
• a traffic jam is a long line of vehicles that cannot move or that can only move very slowly, because the road is blocked.

traffic jam را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ستایش آریا ١٤:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
گره خوردگی ترافیکی
|

هومر ٠١:٢٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٨
راه بَندان
|

uu ١٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
a long line of vehicles on a road that cannot move or that can only move slowly
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی traffic jam
کلمه : traffic jam
املای فارسی : ترافیک جم
اشتباه تایپی : فقشببهز تشئ
عکس traffic jam : در گوگل


آیا معنی traffic jam مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )