برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

trailer

/ˈtreɪlər/ /ˈtreɪlə/

معنی: پشت بند، یدک
معانی دیگر: (قایق یا تریلر و غیره) به دنبال خود کشیدن، یدک کشیدن، (شخص یا چیز) دنباله رو، از پسایند، تریلر، پس بند، ترک بند (اتاقک چرخ دار که اتومبیل یا کامیون به دنبال خود می کشد)، (سینما و تلویزیون) نمایش صحنه های برنامه ی آینده، پیش پرده، برنامه ی آینده، (فیلم عکاسی و سینمایی و غیره) فیلم خالی در آخر حلقه، ردیاب، ردپا گیر، (کامیون) تریلی، گیاهی که بزمین یا در و دیوار میچسبد، یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن، ترایلر، اتومبیل یدک کش، باترایلر حمل کردن

بررسی کلمه trailer

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that trails.
مشابه: tag

(2) تعریف: a wagon pulled by a motorized vehicle and used to transport freight.

(3) تعریف: a furnished vehicle, not self-propelled, in which people may live while traveling.

واژه trailer در جمله های نمونه

1. a trailer hitch on the car's bumper
قلاب روی سپر ماشین برای یدک کشی ترایلر

2. The car was pulling a trailer, which carried a boat.
[ترجمه ترگمان]ماشین یدک‌کش بود که قایق را حمل می‌کرد
[ترجمه گوگل]ماشین یک تریلر را کشید که یک قایق داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They detached their trailer and set up camp.
[ترجمه ترگمان] تریلر رو جدا کردن و اردو زدن
[ترجمه گوگل]آنها تریلر خود را جدا کردند و اردوگاه را راه اندازی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A trailer was attached to the rear of the truck.
[ترجمه ترگمان] یه تریلر به پشت کامیون بسته شده‌بو
[ترجمه گوگل]تریلر به عقب کامیون متصل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The car was pulling a trailer with motorcycle on it.
[ترجمه ترگمان] ماشین داشت یه تریلر رو با موتور سوار می‌کرد
[ترجمه گوگل]ماشین یک تریلر با موتورسیکلت بر روی آن کشید
[ترجمه شما] ...

مترادف trailer

پشت بند (اسم)
support , brace , continuation , sequel , clamp , trailer , fastening , fish
یدک (اسم)
spare , trailer

معنی عبارات مرتبط با trailer به فارسی

court trailer محل استقرارترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
کارت پشت بند
camp trailer محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
برچسب پشت بند
ماندگاه خانه های متحرک، توقفگاه کامیون های پس بند دار (تریلردار)، camp trailer محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
مدرک پشت بند
(کامیون) یدک کش و تریلردار، تریلی
ترایلر کامیون، ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود

معنی trailer در دیکشنری تخصصی

[سینما] آنونس / برنامه آینده - پیش پرده / ته فیلم - ته فیلم انتهایی
[عمران و معماری] تریلر - یدک کش - کاروان
[برق و الکترونیک] دنباله رگه روشن در سمت راست منطقه تاریک یا خط تیره در تصویر تلویزیون یا ناحیه تاریک یا رگه ی تیره در سمت رایت قسمت روشن. این پدیده در اثر ناکافی بودن بهره در بسامدهای تصویری پایین ایجاد می شود.
[مهندسی گاز] یدک کش
[معدن] تریلر (ترابری)
[زمین شناسی] لاروب مکشی پیشرونده
[کامپیوتر] برچسب پشت بند .
[کامپیوتر] مدرک پشت بند ، رکورد پشت بند .
[نفت] دکل روی یدک کش
[سینما] برنامه آینده
[سینما] برنامه آینده
[معدن] نیمه تریلر (ترابری)
[عمران و معماری] تریلی

معنی کلمه trailer به انگلیسی

trailer
• mobile house; vehicle drawn by another vehicle; motion picture preview
• a trailer is a vehicle which is pulled by a car or van and which is used for transporting large or heavy items.
• a trailer is also the long rear section of an articulated lorry, in which the goods are carried.
• a trailer is also a long vehicle which people use as a home or office and which can be pulled behind a car; used in american english.
• a trailer for a film or television programme is a set of short extracts which are shown or broadcast to advertise it.
caravan trailer
• motor vehicle equipped as traveling living quarters
semi trailer
• large truck used for transferring cargo

trailer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

222
تیزر تبلیغاتی فیلم- پیش پرده فیلم
مهدی صباغ
تیزر تبلیغاتی فیلم
تبلیغ یک فیلم در رسانه ها، پیش از اکران عمومی آن به منظور جلب توجه بیشتر مردم و فروش بیشتر فیلم در آینده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trailer
کلمه : trailer
املای فارسی : تریلر
اشتباه تایپی : فقشهمثق
عکس trailer : در گوگل

آیا معنی trailer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )