برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1331 100 1

trainer

/ˈtreɪnər/ /ˈtreɪnə/

معنی: فرهیختار
معانی دیگر: فرهیختگر، مربی، ارمگان، تربیت کننده ی حیوانات (اهلی یا سیرک و غیره)، پروردگر، تعلیم دهنده، کفش ورزشی

بررسی کلمه trainer

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who trains athletes or horses for competition.
مشابه: coach, manager

- Her trainer thinks that she'll be ready for the competition by next week.
[ترجمه ترگمان] مربی او فکر می‌کند که تا هفته آینده برای رقابت آماده خواهد بود
[ترجمه گوگل] مربی او فکر می کند که او هفته آینده آماده رقابت خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (chiefly British) (usu. pl.) a strong but lightweight shoe suitable for playing sports; tennis shoes; sneakers.

- His feet were comfortable in his new trainers.
[ترجمه ترگمان] پاهایش در کفش‌های راحتی جدیدش راحت بودند
[ترجمه گوگل] پاهای او در مربیان جدیدش راحت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه trainer در جمله های نمونه

1. the bear hugged its trainer to death
خرس مربی خود را آنقدر در بغل فشرد که مرد.

2. the lion mauled his trainer
شیر مربی خود را گاز گاز کرد.

3. He works out every morning with his personal trainer.
[ترجمه ترگمان]او هر روز صبح با مربی خصوصی اش کار می‌کند
[ترجمه گوگل]او هر روز صبح با مربی شخصی اش کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The football team was disciplined by a professional trainer.
[ترجمه ترگمان]تیم فوتبال توسط یک مربی حرفه‌ای تحت انضباط قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تیم فوتبال توسط یک مربی حرفه ای نظارت داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her trainer is a triple Olympic champion.
[ترجمه ترگمان]مربی او یک قهرمان سه‌گانه المپیک است
[ترجمه گوگل]مربی او یک قهرمان سه گانه المپیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He is our trainer.
[ترجمه ترگمان]او مربی ما است ...

مترادف trainer

فرهیختار (اسم)
educator , trainer

معنی trainer در دیکشنری تخصصی

trainer
[برق و الکترونیک] آموزش دهنده تجهیزات مورد استفاده برای آزمایش دادن متصدیان رادار ، سونار و تجهیزات الکترونیکی دیگر با شبیه سازی سیگنالهای دریافتی تحت شرایط کار واقعی .
[برق و الکترونیک] تعلیم دهنده راداری تعلیم دهنده ای برای آموزش روشهای راداری و عملکردهای آن شبیه سازی صفحه های هدف راداری متعدد.

معنی کلمه trainer به انگلیسی

trainer
• guide; plane used for training pilots
• a trainer is a person who trains people or animals in a particular skill or for a particular purpose.
• trainers are special shoes that are worn for running.
trainer plane
• airplane used for the professional training of a pilot
cross trainer
• kind of athletic footwear intended for cross-training that involves running and lifting weights and other type of sports
dog trainer
• expert at domesticating dogs
personal trainer
• person fitness coach, one who helps an individual in an exercise program
police dog trainer
• one who trains and teaches police dogs

trainer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

D
اموزش دهنده
A
مربی حیوان ها
Maashj
کفش ورزشی
taha🙂
مربی.
محمد
athletic trainer امدادگر ورزشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trainer
کلمه : trainer
املای فارسی : ترینر
اشتباه تایپی : فقشهدثق
عکس trainer : در گوگل

آیا معنی trainer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )