برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

transcendent

/trænˈsendənt/ /trænˈsendənt/

معنی: مافوق، افضل
معانی دیگر: (الهیات) متعال، برین، فرازگر، فرازگرای، غیر تجربی، اثیری، برتر، فائق، ماورای مقولات، دهگانه، خارجاز جهان مادی

بررسی کلمه transcendent

صفت ( adjective )
مشتقات: transcendently (adv.), transcendence (n.), transcendency (n.)
(1) تعریف: going beyond the ordinary; surpassing; extraordinary.

- She wanted to see for herself the transcendent beauty of the Himalayas.
[ترجمه ترگمان] می‌خواست زیبایی متعالی هیمالیا را ببیند
[ترجمه گوگل] او می خواست خودش را زیبایی فوق العاده هیمالیا را ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in philosophy, beyond the limits of human experience or knowledge.

(3) تعریف: in theology, beyond and independent of the material universe, as God. (Cf. immanent.)

واژه transcendent در جمله های نمونه

1. When the mystic returns from his transcendent journey, he puts his emotions into the bare code of human words.
[ترجمه ترگمان]وقتی که mystic از سفر his بر می‌گردد، احساساتش را تبدیل به کد ورود کلمات انسان می‌کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که عارف از سفر متعالی خود باز می گردد، احساساتش را به کد های انحصاری کلمات انسانی می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Zeus is both like the world and transcendent to it.
[ترجمه ترگمان]زئوس هر دو مانند جهان است و به آن فرا می‌رسد
[ترجمه گوگل]زئوس هر دو مانند جهان و متعالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The whole of the transcendent is virgin land whereas the mundane is filled with the debris of a lifetime.
[ترجمه ترگمان]تمام of زمین بکر است در حالی که دنیوی پر از بقایای یک عمر است
[ترجمه گوگل]کل transcendent زمین باکره است در حالی که عامیانه با بقایای یک عمر پر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Entering the transcendent and feeling the beautiful ideas of creativity is to escape from the sad feelings of the child.
...

مترادف transcendent

مافوق (صفت)
over , above , superior , super , transcendent , upmost , dominant , uppermost
افضل (صفت)
transcendent , better , supreme , superlative , pre-eminent

معنی کلمه transcendent به انگلیسی

transcendent
• sublime, exalted, superior
• something that is transcendent exists outside normal limits, or is more important than other things; a formal word.

transcendent را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
استعلایی
Helia
مستاق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transcendent
کلمه : transcendent
املای فارسی : ترنسکندنت
اشتباه تایپی : فقشدسزثدیثدف
عکس transcendent : در گوگل

آیا معنی transcendent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )