انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 891 100 1

مترادف transformed

مبدل (صفت)
changed , transformed , converted

معنی transformed در دیکشنری تخصصی

transformed
[ریاضیات] مبدل، تبدیل شده، گردانده
[عمران و معماری] روش سطح تغییر یافته
[عمران و معماری] قید تبدیل شده
[ریاضیات] شکل تبدیل شده، شکل مبدل، شکل حاصل، تصویر
[ریاضیات] نمره های تبدیل شده
[عمران و معماری] مقطع تبدیل شده - مقطع معادل - مقطع تغییر شکل یافته - مقطع مبدل
[زمین شناسی] موج ترادیسیده - موج تبدیل شده، موج واگردیده
[عمران و معماری] ترک خورده تبدیل یافته
[زمین شناسی] موج ترادیسیده - موج تبدیل شده، موج واگردیده
[عمران و معماری] ترک نخورده تبدیل یافته

transformed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی transformed

Sunflower ٢٣:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
تغییر کرده، عوض شده، تبدیل به (چیز دیگری) شده.
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/١٧
متحول
|

پیشنهاد شما درباره معنی transformed



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transformedکلمه : transformed
املای فارسی :
اشتباه تایپی : فقشدسبخقئثی
عکس transformed : در گوگل


آیا معنی transformed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )