برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

transformer

/trænsˈfɔːrmər/ /trænsˈfɔːmə/

معنی: مبدل، تغییر دهنده، تبدیل کننده
معانی دیگر: دگردیسگر، دگرسانگر، دگرگون ساز، تغییر شکل دهنده، ترانسفورماتور، دستگاه تبدیل برق ضعیف به برق قوی

بررسی کلمه transformer

اسم ( noun )
(1) تعریف: a device that transfers electric current from one circuit or set of circuits to another, by means of electromagnetic induction and usu. for the purpose of changing voltage.

(2) تعریف: that which transforms.

واژه transformer در جمله های نمونه

1. We traced the trouble to a faulty transformer.
[ترجمه ترگمان]ما مشکل a معیوب رو ردیابی کردیم
[ترجمه گوگل]ما مشکلات را به یک ترانسفورماتور معیوب ردیابی کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Keep away from the transformer.
[ترجمه ترگمان]از ترانسفورماتور دور بمانید
[ترجمه گوگل]دور از ترانسفورماتور نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He switched off the transformer and the buzzing stopped.
[ترجمه ترگمان]او برق را خاموش کرد و وز وز قطع شد
[ترجمه گوگل]او ترانسفورماتور را خاموش کرد و وزوز متوقف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Plug the transformer into the mains .
[ترجمه ترگمان]ترانسفورماتور را به سمت برق اصلی متصل کنید
[ترجمه گوگل]ترانسفورماتور را به برق متصل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Yo ...

مترادف transformer

مبدل (اسم)
transformer , converter , transducer
تغییر دهنده (اسم)
changer , transformer
تبدیل کننده (اسم)
transformer , converter

معنی عبارات مرتبط با transformer به فارسی

الکترونیک : اتو - ترانسفورماتور

معنی transformer در دیکشنری تخصصی

transformer
[سینما] ترانسفورماتور - مبدل
[عمران و معماری] مبدل - ترانسفورماتور
[کامپیوتر] مبدل
[برق و الکترونیک] ترانسفورماتور - ترانسفورماتور قطعه ای که از دو یا چند پیچک تشکیل شده است که با اتصال مغناطیسی به یکدیگر تزویج شده اند . این قطعه می تواند انرژِی الکتریکی را از یک یا چند مدار ، بدون تغییر بسامد ، به یک یا چند مدار دیگر منتقل می کند . ولی معمولاً مقادیر جریان و ولتاژ را تغییر می دهد .
[مهندسی گاز] مبدل ، تبدیل کننده
[برق و الکترونیک] هسته ترانسفورماتور
[برق و الکترونیک] تقویت کننده با تزویج ترانسفورماتوری تقویت کننده صوتی که ترانسفورماتورهای هسته - آهنی تنظیم نشده ی آن تزویج بین طبقات را ایجاد می کنند .
[برق و الکترونیک] تزویج ترانسفورماتوری
[برق و الکترونیک] ترانسفورماتور ایده آل
[برق و الکترونیک] تلف ترانسفورماتوری - تلفات ترانسفورماتور نسبت توان گرفته شده از ترانسفورماتور ایده ال به توان گرفته شده از ترذانسفورماتور حقیقی تحت شرایط معین که بر حسب دسی بل بیان می شود .
[برق و الکترونیک] ترانسفورماتور عملی
[برق و الکترونیک] اولیه ترانسفورماتور
[برق و الکترونیک] ث ...

معنی کلمه transformer به انگلیسی

transformer
• device for changing the voltage of electrical current
• a transformer is a piece of electrical equipment which changes the voltage of a current.

transformer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
تبدیل شونده، تغییر کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transformer
کلمه : transformer
املای فارسی : ترانسفرمر
اشتباه تایپی : فقشدسبخقئثق
عکس transformer : در گوگل

آیا معنی transformer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )