انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 888 100 1

بررسی کلمه transparency

اسم ( noun )
حالات: transparencies
(1) تعریف: the state or condition of being transparent; transparence.
متضاد: opacity

(2) تعریف: that which is transparent, esp. a photograph or graphic representation that can be projected on a screen.

واژه transparency در جمله های نمونه

1. Cataracts is a condition that affects the transparency of the lenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Cataracts شرایطی است که بر شفافیت لنزها تاثیر می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب مروارید شرایطی است که بر شفافیت لنز تاثیر می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They were shocked by the transparency of his lies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از شفافیت دروغ‌های او شوکه شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از شفافیت دروغ هایشان شگفت زده شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The old-fashioned type of plastic lacked transparency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوع قدیمی پلاستیک فاقد شفافیت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوع قدیمی پلاستیک فاقد شفافیت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In their view, the lack of transparency in the system is ample justification for any accusation or rumour, however far-fetched.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر آن‌ها، عدم شفافیت در این سیستم توجیه کافی برای هر گونه اتهام یا شایعه، با این حال دور از ذهن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر آنها، عدم شفافیت در سیستم، توجیه گسترده ای برای هر گونه اتهام یا شایعه است، هرچند که از نظر اخلاقی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The transparency measures, also within the normal range, were similarly unremarkable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معیارهای شفافیت، هم چنین در محدوده نرمال، به طور مشابه قابل‌توجه بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات شفاف، همچنین در محدوده طبیعی، به طور مشابه غیر قابل علاج بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They provide superb transparency and accuracy and must be judged excellent value for money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها شفافیت و دقت عالی دارند و باید ارزش بسیار زیادی برای پول داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها شفافیت و دقت فوق العاده ای را ارائه می دهند و باید برای پول بسیار ارزش قائل شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The partial transparency of the rock allows focussing up and down to assess grain packing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شفافیت جزئی سنگ باعث شده تا بالا و پایین کردن بسته‌بندی گندم تمرکز داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شفافیت بخشی از سنگ اجازه می دهد تا تمرکز بالا و پایین برای ارزیابی بسته بندی دانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Transparency of design to blend with the existing landscape is encouraged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شفافیت طراحی برای ترکیب با چشم‌انداز موجود تشویق می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شفافیت طراحی برای ترکیب با چشم انداز موجود تشویق می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Transparency is accomplished using middleware that facilitates a distributed computing environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شفافیت با استفاده از میان افزار انجام می‌شود که یک محیط محاسبه توزیع‌شده را تسهیل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شفافیت با استفاده از middleware انجام می شود که محیط محاسباتی توزیع را تسهیل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Transparency is essential for dealing with higher-level issues than physical media and interconnection that the underlying network infrastructure is in charge of.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شفافیت برای مقابله با موضوعات سطح بالاتر از رسانه فیزیکی و interconnection که زیرساخت شبکه زیر مسئول آن است، ضروری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شفافیت برای مقابله با مسائل مربوط به سطح بالاتر از رسانه های فیزیکی و ارتباطی است که زیرساخت شبکه زیربنایی مسئول آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is similar in hue and transparency to phthalocyanine green, but perhaps slightly less brash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رنگ مشابه به رنگ و شفافیت برای phthalocyanine سبز است، اما شاید کمی هم گستاخانه باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فتالوسیانین سبز شبیه رنگ و شفافیت است، اما شاید کمی کم رنگ تر باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This is part of an insistence on greater transparency in company dealings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بخشی از پافشاری بر شفافیت بیشتر در معاملات شرکت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بخشی از اصرار بر افزایش شفافیت معاملات شرکت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In that case an advertising agency telephoned a transparency library with whom the agency had never previously dealt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن صورت، یک موسسه تبلیغاتی به کتابخانه شفافی که این آژانس هرگز به آن‌ها رسیدگی نکرده بود، تلفن زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آن صورت یک آژانس تبلیغاتی، یک کتابخانه شفاف را که با آن آژانس هرگز قبلا مورد استفاده قرار نگرفته، تلفن کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It could bring about greater price transparency and so more competition for consumers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این می‌تواند منجر به شفافیت بیشتر قیمت و رقابت بیشتر برای مصرف کنندگان شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این می تواند باعث شفافیت قیمت بیشتر و رقابت بیشتر برای مصرف کنندگان شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی transparency در دیکشنری تخصصی

[سینما] پرده شفاف - خاصیت شفافیت - طلقهای شفاف
[زمین شناسی] شفافیت - (عکاسی) : یک تصویر مثبت، سیاه سفید یا رنگی، بر روی زمینه روشن (شیشه یا فیلم) که برای دیدن با نور منکسره در نظر گرفته شده است. یک دیاپازیتیو.
[نساجی] شفافیت - درخشش - زلالی - شفافی
[پلیمر] شفافیت
[سینما] پروژکسیون زمینه ای
[زمین شناسی] خاصیت سیستم سختافزار که امکان کار روی پلاتفرمهای سختافزاری گوناگون را فراهم میآورد
[سینما] اسلاید پزتیو سیاه و سفید
[ریاضیات] شفافیت خود القاییده

معنی کلمه transparency به انگلیسی

transparency
• condition of being transparent; transparent graphical image which can be projected onto a screen
• a transparency is a small piece of photographic film which is mounted in a frame. you project light through the transparency in order to display the picture on a screen.
• transparency is the quality that an object or substance has if you can see through it.

transparency را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی transparency

زاهد ٠٨:٣٨ - ١٣٩٦/٠٨/٣٠
روشن شدن یک موضوع، سردراوردن
|

محمدعلی زمانی ٢٢:١٧ - ١٣٩٦/٠٩/٢٠
از لحاظ ریشۀ لغویی �شفافیت� کلمه‌ای عربی از ریشه �شفّ� به معنای نازک بودن، ظریف بودن، روشن بودن و زلال بودن است. این واژه، مصدر اسمی، �شفاف� بوده و �شفاف� در لغت به هر چیز لطیف و نازک گفته می‌شود که از پشت آن اشیای دیگر نمایان باشد؛ مانند بلور و شیشه و جمع آن �شفوف� است. شایان توجه است که �شفافیت�، معادل پذیرفته شده برای اصطلاح �Transparency� است ، که در مورد ریشۀ لغوی آن اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند که این واژه از حرف اضافۀ �Trans�، به معنای �حرکت� و �جنبش� و �Parent�، به مفهوم �قابل مشاهده�، ترکیب یافته است. عده‌ای دیگر بر آن هستند که این واژه از تالیف دو ریشۀ لاتین �Trans�، به معنای �از طریق� و �از میان�، و �Parere�، به مفهوم �نمایان شدن� و �نشان داده شدن جهت نظاره� اشتقاق یافته است.
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
نمایانی ، فرانمایانی
|

پیشنهاد شما درباره معنی transparency



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transparency
کلمه : transparency
املای فارسی : ترنسپرنکی
اشتباه تایپی : فقشدسحشقثدزغ
عکس transparency : در گوگل


آیا معنی transparency مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )