انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 888 100 1

بررسی کلمه transsexual

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who strongly identifies with, or wishes to be of, the opposite sex.

(2) تعریف: one who has accomplished this wish through surgery and hormone treatments.
صفت ( adjective )
مشتقات: transsexuality (n.)
• : تعریف: of or pertaining to a transsexual.

واژه transsexual در جمله های نمونه

1. Not so long ago, transsexuals were regarded as freaks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خیلی وقت پیش نبود، transsexuals هم به عنوان یه دیوونه نگاه میکردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نه چندان دور، ترانسکسیوها به عنوان فریبنده در نظر گرفته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Further questions about the rights of paedophiles, transsexuals and bisexuals in relation to the centre were mooted, but full-scale debates never materialized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوالات بیشتر در مورد حقوق of، تراجنس ها و bisexuals در رابطه با این مرکز مطرح شدند، اما بحث‌هایی در مقیاس کامل هرگز تحقق نیافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سؤال های بیشتری درباره حقوق pedofiles، transsexuals و دوجنس گرا در رابطه با این مرکز مورد تقدیر قرار گرفت، اما بحث های جامع هرگز تحقق نیافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. There is in this du Transvestites and transsexuals do not challenge the social construction of gender.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این دو زمینه وجود دارد و تراجنس ها، ساختار اجتماعی جنسیت را به چالش نمی‌زنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این دوتا Transvestites و transsexuals وجود دارد ساخت و ساز اجتماعی جنس مخالفت نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Rather, like the gallae or modern transsexuals, they follow an inner drive or compulsion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عوض، مانند تراجنس ها یا تراجنس های مدرن، از یک محرک یا اجبار درونی پیروی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض، مانند ژاکت یا مدرن مدرن، آنها از یک درایو داخلی یا اجبار پیروی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Not all transsexuals opt for mutilation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه تراجنس ها را به خاطر ضرب و جرح انتخاب نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه transsexuals را انتخاب کنید برای زایمان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The appearance of the transsexual person challenges the civil order and legal system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ظهور فرد تراجنسی، نظام حقوقی و نظام حقوقی را به چالش می‌کشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظاهر فرد فرانسوی از نظام مدنی و نظام حقوقی چالش می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Transsexualism is a severe gender dysphoria, for which transsexual operation is an important therapy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Transsexualism یک dysphoria جنسیتی شدید است که عمل جراحی تراجنسی یک روش درمانی مهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Transsexualism یک اختلال جنسیتی شدید است که عمل جراحی تراژدی یک درمان مهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. You rarely ever see a transsexual written honestly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو به ندرت کسی رو می‌بینی که صادقانه نوشته شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما به ندرت یک متاهل واقعی را که صادقانه نوشته اید را می بینید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She will become a transsexual man after the sex change operation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پس از عملیات تغییر جنسیت به یک تراجنسی تبدیل خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بعد از عمل جراحی تغییر جنسیت تبدیل به یک مرد متاهل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Kidman is playing the first post-operative transsexual Einar Wegener.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"کیدمن\" اولین تراجنسی را در فیلم \"Einar Wegener\" (Einar Wegener)بازی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Kidman اولین عینک وگنر پس از عمل جراحی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Furthermore, if males do mate with transsexual individuals, they deliver relatively few sperm to them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، اگر مردان با افراد تراجنسی جفت گیری می‌کنند، اسپرم نسبتا کمی به آن‌ها می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، اگر مردان با افراد متاهل متصل شوند، نسبتا کم اسپرم را به آنها تحویل می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Daily life at home was often like a scene from the Rocky Horror Picture Show with transvestites and transsexuals continually visiting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگی روزانه در خانه اغلب شبیه صحنه‌ای از نمایش فیلم ترسناک راکی با تراجنس ها و تراجنس ها به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگی روزمره در منزل اغلب مانند یک صحنه از نمایش تصویر ترسناک راک با transvestites و transsexuals به طور مداوم بازدید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In its present form it would have no relevance to homosexual unions and little relevance to a union involving a transsexual.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در شکل کنونی آن هیچ ارتباطی با اتحادیه‌های همجنس گرا و ارتباط کمی با یک تراجنسی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در شکل فعلی آن هیچ ارتباطی با اتحادیه های همجنسگرایان ندارد و ارتباط کمی با یک اتحادیه شامل یک فرد متاهل دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی transsexual در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] اختلالات هویت جنسی ، کسی که جنسیت خود را از لحاظ رفتاری یا فیزیکی تغییر داده است.

معنی کلمه transsexual به انگلیسی

transsexual
• one who has changed his gender, one who has undergone a sex change

transsexual را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی transsexual

فرزانه... ١٥:١٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٢
تراجنسی، کسی که بین هویت جنسی = sexual identity [تشخیص افراد براساس اندام جنسی که به عنوان جنس ماده و نر قلمداد می شوند] و هویت جنسیتی= Gender identity [باوری که فرد از جنسیت خود، بدون توجه به اندام جنسی، در ذهن دارد ] خود تضاد دارد.
|

ebitaheri@gmail.com ٢٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٩
تراجنسینه
|

پیشنهاد شما درباره معنی transsexual



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی transsexual
کلمه : transsexual
املای فارسی : ترنسسکشوال
اشتباه تایپی : فقشدسسثطعشم
عکس transsexual : در گوگل


آیا معنی transsexual مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )