انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 888 100 1

بررسی کلمه transvestite

اسم ( noun )
مشتقات: transvestism (n.)
• : تعریف: a person who derives pleasure, esp. sexual pleasure, from dressing in clothing and assuming behavior specifically associated with the opposite sex.

واژه transvestite در جمله های نمونه

1. So the transvestite fails the test of humanist transgression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، transvestite از آزمون تخطی از انسان‌گرایی ناموفق عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین ترانسستیست تست گناه انسانی را شکست می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I formed a real friendship with the transvestite man who owned the house where I lived.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک دوستی واقعی با مردی که صاحب آن خانه بود و در آن زندگی می‌کردم تشکیل دادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک دوست واقعی را با مردی که در آن زندگی می کردم متعلق به یک مرد فرانسوی بودم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The transvestite and the hermaphrodite: both were disturbing images; perhaps they are less so now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The و ماده (نر): هر دو این تصاویر آزاردهنده بودند؛ شاید هم اکنون کم‌تر باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترانسستیشن و هرمافردیت هر دو تصاویر مزاحم بودند؛ شاید آنها هم اکنون کمتر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. And every so often a transvestite would swagger past, some more obvious than others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و هر چند گاهی اوقات یک transvestite از گذشته خود را بالا می‌برد، برخی از آن‌ها آشکارتر از بقیه بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و هر چند وقت یک transvestite می تواند گذشته، برخی از بیشتر آشکار تر از دیگران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She then mates with the transvestite who never risked his life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون هم با دختری که هیچ وقت زندگیش رو به خطر نمیندازه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سپس با ترانسستیست که هرگز زندگی او را تحت تاثیر قرار نمی دهد، متصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Sergio was quite right: if Bandeira was a transvestite he would do anything to prevent the fact from becoming known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Sergio حق داشت: اگر Bandeira یک transvestite بود، می‌توانست هر کاری بکند تا از تبدیل شدن حقیقت به آن جلوگیری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرجیو کاملا درست بود اگر باندیرا یک ترانسستیت بود او هر کاری می کرد تا از این واقعیت جلوگیری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There, in the sweaty darkness, after the transvestite cabaret, to the accompaniment of Rihanna, we kiss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آنجا، بعد از کاباره sweaty، بعد از کاباره transvestite، با همراهی ریهانا (Rihanna)، ما می‌بوسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آنجا، در تاریکی عرق، پس از کاباره transvestite، به همراه Rihanna، ما بوسه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Jason is a transvestite and he likes to have fun at the pub.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جیسون زن transvestite و دوست داره تو بار خوش بگذرونه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جیسون Transvestite است و او دوست دارد در خیمه سرگرم کننده باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The transvestite toilet has three cubicles and was introduced last month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توالت transvestite سه اتاق‌خواب دارد و ماه گذشته معرفی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توالت transvestite دارای سه کابین است و ماه گذشته معرفی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Leonard: When the transvestite lived here, you didn't care how he kept the place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی که اون دختر transvestite اینجا زندگی می‌کرد، تو اهمیت نمی‌دادی که چطور اونجا رو نگه داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لئونارد هنگامی که transvestite در اینجا زندگی می کرد، شما اهمیتی نمی دادید که او محل را نگه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The guy could be aa transvestite aa junkie a chain saw murderer, or someone really sick.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یارو می تونه یه زنی که یه قاتل زنجیری و یه قاتل رو دیده باشه یا کسی واقعا مریض باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مرد می تواند یک قاتل زنجیره ای یا یک فرد واقعا بیمار باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His youngest son, Gregory, a tortured transvestite who eventually changed sex, once called his father "a gin-soaked monster".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوچک‌ترین پسرش، گریگوری، یک transvestite شکنجه دهنده که در نهایت جنسیت را تغییر داد، زمانی پدرش را \"هیولای آبی‌رنگ\" نامید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوانترین پسر او، گرگوری، یک ترانسستیست شکنجه شده که در نهایت تغییر جنسیت داد، یک بار پدرش را �یک هیولای خیس خورده� نامید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The guy could be a cracked, a transvestite, a flasher, a junkie, a chain-saw murder or someone really sick, Someone, like my Rick.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یارو می تونه یه زن transvestite، یه چراغ چشمک زنی باشه، یه معتاد، یه معتاد یا کسی که واقعا مریض باشه، یه نفر، مثل ریک من
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مرد می تواند ترک خورده باشد، یک transvestite، یک flasher، یک مواد مخدر، یک قاتل زنجیره ای و یا کسی که واقعا بیمار، کسی، مانند ریک من
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Go and see this woman who's just been found not guilty of murdering her transvestite husband.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برو و این زن را که فقط در قتل شوهرش مقصر نیست، پیدا کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برو و ببین این زن که فقط به خاطر قتل شوهر transvestiteش مجرم شناخته نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Let me give you a brief word picture of the average transvestite.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بذار یه کلمه مختصر از یه دختر رو به صورت یه زن جلوه بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بگذارید یک تصویر کلی کوتاه از میانگین transvestite بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف transvestite

زن جامه (اسم)
transvestite

معنی کلمه transvestite به انگلیسی

transvestite
• person who gets sexual pleasure from dressing in the clothes of the opposite sex (often a homosexual or a transsexual)
• a transvestite is a person, usually a man, who enjoys wearing clothes normally worn by people of the opposite sex.

transvestite را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی transvestite

ebitaheri@gmail.com ٠٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
دگرپوش
|

پیشنهاد شما درباره معنی transvestite



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transvestite
کلمه : transvestite
املای فارسی : ترنسوستیت
اشتباه تایپی : فقشدسرثسفهفث
عکس transvestite : در گوگل


آیا معنی transvestite مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )