انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1092 100 1

treachery

تلفظ treachery
تلفظ treachery به آمریکایی/ˈtret͡ʃəri/ تلفظ treachery به انگلیسی/ˈtret͡ʃəri/

معنی: خیانت، غدر، بی وفایی، نارو
معانی دیگر: دغلکاری، نابکاری، ریا کاری

بررسی کلمه treachery

اسم ( noun )
حالات: treacheries
(1) تعریف: violation of faith or allegiance; betrayal.
مترادف: betrayal, disloyalty, perfidy
متضاد: allegiance, loyalty
مشابه: deceit, double-dealing, duplicity, guile, infidelity

- His treachery in cheating his own brother saddened their family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خیانت اون به خیانت به برادر خودش، خانواده شون رو ناراحت کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خیانت او در فریب برادر خود، خانواده اش را ناراحت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: an act of betrayal or of disloyalty to one's country; treason.
مترادف: treason
متضاد: loyalty
مشابه: apostasy, conspiracy, insurgence, insurrection, mutiny, rebellion, revolt, revolution, sedition, subversion

- His acts of treachery against his country will not go unpunished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اعمال خیانت او علیه کشورش مجازات نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اعمال خشونت علیه کشورش بدون مجازات نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه treachery در جمله های نمونه

1. Trick and treachery are the practice if fools,that have not wit enough to be honest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تریک و خیانت اگر احمق باشند، این کار عاقلانه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فریب و خیانت اگرچه احمق هستند که به اندازه کافی صادقانه نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He was eventually brought to book for his treachery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرانجام به خاطر خیانت خود به کتاب پی برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در نهایت برای خیانت خود کتابی آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. That night they plumbed the depths of treachery and horror, and murdered the king as he slept.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن شب که در ته دل خیانت و وحشت را گم کردند و شاه را همان طور که خوابیده بود به قتل رساند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن شب آنها عمق خیانت و وحشت را به هم زدند و پادشاه را به خواب فرو برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was deeply wounded by the treachery of close aides.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از خیانت دستیاران نزدیک عمیقا مجروح شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به شدت مجروح به خیانت همکاران نزدیک شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The stench of treachery hung in the air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بوی تعفن خیانت در هوا معلق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غرق شدن خیانت در هوا پراکنده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. His treachery led to the capture and imprisonment of his friend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیانت او منجر به دستگیری و زندانی شدن دوستش شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خیانت او منجر به دستگیری و زندان کردن دوستش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They faced him with evidence of treachery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اونا با مدارک خیانت روبرو شدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها با شواهدی از خیانت به او روبرو شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The inadequacy and treachery of the old leaderships of the working class have made the need all the more imperative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عدم کفایت و خیانت رهبران قدیمی طبقه کارگر به ضرورت بیشتری نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناکافی بودن و خیانت رهبران قدیمی طبقه کارگر نیازمند ضرورت بیشتر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. For treachery and cold-blooded murder it has seldom been surpassed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خاطر خیانت و قتل خونسردی که به ندرت از آن پیشی گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای خیانت و قتل عام سرکش آن به ندرت پیشی گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Vice is immorality. Infidelity is immorality. Treachery is immorality. Inhumanity is immorality. Dr T. P. Chia
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فساد اخلاق است infidelity فساد اخلاق است خیانت اخلاق است inhumanity فساد اخلاق است دکتر تی پی چیا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معاون فساد است وفاداری بی اخلاقی است خیانت بی رحمی است غیر انسانی بی رحم است دکتر T P Chia
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Treachery from a party gearing up below White Slab - only to sneak on to Great/Bow ahead of the queue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیانت از یک حزب در پایین slab - فقط برای دزدکی جلو رفتن به سمت راست \/ تعظیم کردن از صف
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خائنانه از یک مهمانی که در زیر White Slab کار می کند - تنها به دزدکی حرکت کردن به Great / Bow پیش از صف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. For many battered women the unpredictable treachery of a deadly serpent is an apt characterization of the abusive actions of their husbands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای بسیاری از زن‌های فرسوده، همان خیانت غیرقابل‌پیش‌بینی که یک افعی مرگبار به زبان می‌آورد، این است که رفتار ناهنجار شوهرانشان را توصیف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای بسیاری از زنان آسیب دیده، خیانت غیرمنتظره یک جنای مرگبار، مشخصه مناسب اعمال خشونت آمیز شوهران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The existence of treachery finds confirmation elsewhere.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وجود خیانت، تایید جای دیگر را پیدا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وجود خیانت در جاهای دیگر تایید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There is a fear of treachery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترس از خیانت وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترس از خیانت وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف treachery

خیانت (اسم)
perfidy , collaboration , infidelity , adultery , betrayal , treason , treachery , disloyalty , untruth , guile , treason felony , ratting , treacherousness , treasonableness
غدر (اسم)
perfidy , betrayal , treason , treachery
بی وفایی (اسم)
adultery , treason , treachery , disloyalty , desertion , unfaith
نارو (اسم)
treachery

معنی کلمه treachery به انگلیسی

treachery
• betrayal, perfidy, treason, disloyalty
• if someone betrays their country or betrays a person who trusts them, you describe their action as treachery.

treachery را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

پ ص ر parviz13371348@gmail.com ١٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣
دوروئی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی treachery
کلمه : treachery
املای فارسی : تریچری
اشتباه تایپی : فقثشزاثقغ
عکس treachery : در گوگل


آیا معنی treachery مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )