انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 893 100 1

بررسی کلمه trickle

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: trickles, trickling, trickled
(1) تعریف: to fall or flow in drops or in a thin, weak stream.
مترادف: dribble, drip
متضاد: gush
مشابه: drain, exude, flow, leak, ooze, percolate, seep, spill, sprinkle, stream, weep

(2) تعریف: to go or come slowly, irregularly, or in small numbers.
مترادف: filter
متضاد: pour

- Viewers trickled through the gallery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Viewers از گالری سرازیر شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بینندگان از طریق گالری سرازیر می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause to flow, fall, go, or come thinly or irregularly.
مترادف: dribble, drip, percolate
متضاد: gush
مشابه: drop, leak, ooze, spill, sprinkle, stream, weep

- She trickled the coins between her fingers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او سکه‌ها را بین انگشتانش جاری کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او سکه ها را بین انگشتانش فرو برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: tricklingly (adv.)
(1) تعریف: a thin weak flow.
مترادف: dribble, drip
متضاد: flood, gush, torrent
مشابه: drop, droplet, flow, ooze, stream

(2) تعریف: a small, slow, or irregular quantity going or coming.
مترادف: dribble
متضاد: gush
مشابه: bit, drop, sprinkle, stream

- only a trickle of responses to the advertisement
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فقط چند پاسخ به این آگهی داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فقط یک لکه از پاسخ به تبلیغات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه trickle در جمله های نمونه

1. in july the river flow is reduced to a trickle
ترجمه در ماه ژوئیه جریان رودخانه به یک آب باریک نقصان می‌یابد.

2. Trickle some oil over the salad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه کمی روغن روی سالاد بریز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روغن زیتون را روی سالاد بریزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The stream is reduced to a mere trickle in summer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه در تابستان فقط به یک قطره کوچک تقلیل می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تابستان، جریان به یک طوفان ساده کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There was a trickle of blood at the corner of his mouth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در گوشه دهانش قطره قطره خون دیده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در گوشه ای از دهانش، خونریزی شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The first few fans started to trickle into the stadium.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند نفر از طرفداران شروع به رخنه کردن به استادیوم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چندین هوادار اول به ورزشگاه افتادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They are worried that the flow/trickle/stream of tourists could swell into an unmanageable torrent if there are no controls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها نگران این هستند که اگر هیچ گونه کنترل وجود نداشته باشد جریان \/ trickle \/ سیل توریست‌ها می‌تواند به سیل غیرقابل مهار تبدیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها نگران هستند که جریان / جریان / گردش گردشگران می تواند به یک تورنت غیر قابل کنترل تبدیل شود، اگر کنترل وجود نداشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Wealth is failing to trickle down through society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ثروت در حال حاضر از طریق جامعه به پایین می‌ریزد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ثروت در حال شکستن در جامعه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We usually only get a trickle of customers in the shop in the mornings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما معمولا صبح‌ها فقط یک قطره از مشتریان را در مغازه داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما معمولا صبح فقط یک مشتری از مغازه می گیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A trickle of melted butter made its way down his chin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک قطره کره آب شده راه خود را روی چانه‌اش فرو کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سرکه از کره ذوب شد و چانه اش را پایین انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She felt the cold water trickle down her throat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس کرد آب سرد از گلویش سرازیر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس می کرد که آب سرد به گلو افتاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There was a slow trickle of people through the barriers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افراد زیادی از میان حصار عبور کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم از طریق موانع آهسته آهسته بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A thin trickle of blood ran down from a cut above her eye.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قطره کوچکی از خون از بالای چشم او رد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تار نازک خون از یک برش بالای چشم او فرار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The stream has dwindled to a trickle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جریان به a کاهش‌یافته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جریان به یک جریان سرازیری رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Recent legislation has reduced immigration to a trickle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون اخیر مهاجرت را به یک trickle کاهش داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوانین اخیر مهاجرت را به یک زلزله کاهش داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The stream had thinned down to a mere trickle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جریان آب تا حدودی محو شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جریان فقط به یک تکه تکه شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف trickle

چکه (اسم)
drop , drip , trickle , minim , sprinkle , leak , gutta , leakage , seep , seepage
چکیدن (فعل)
drop , abstract , ooze , drip , trickle , dribble , fall , lave , plash
چکانیدن (فعل)
drip , trickle , dribble

معنی کلمه trickle به انگلیسی

trickle
• thin stream, slow movement
• to flow in a thin gentle stream; flow by dripping; move slowly
• if a liquid trickles somewhere, it flows slowly in a thin stream. verb here but can also be a count noun. e.g ...a thin trickle of blood.
• if people or things trickle somewhere, they move there slowly in small groups or amounts. verb here but can also be a count noun. e.g. a small trickle have begun to return to their homes in afghanistan. the trickle of jews allowed to leave the soviet union turned into a steady stream earlier this year.
trickle irrigation
• irrigation by dripping small amounts of water into the soil through perforated hoses (as opposed to irrigation with sprinklers)

trickle را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی trickle

ebitaheri@gmail.com ٠٥:٣٩ - ١٣٩٦/١٠/١١
قطره چکاندن
|

پیشنهاد شما درباره معنی trickle



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trickle
کلمه : trickle
املای فارسی : تریککل
اشتباه تایپی : فقهزنمث
عکس trickle : در گوگل


آیا معنی trickle مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )