برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

trivia

/ˈtrɪviə/ /ˈtrɪvɪə/

معنی: چیزهای بی اهمیت
معانی دیگر: داده های کم اهمیت یا کم شناخته، چیزهای کم اهمیت و پیش پا افتاده، ناچیز

بررسی کلمه trivia

اسم جمع ( plural noun )
(1) تعریف: unimportant or unessential things or matters.

(2) تعریف: little-known or obscure facts.

واژه trivia در جمله های نمونه

1. a trivia contest
مسابقه‌ی پرسش و پاسخ (درباره‌ی داده‌های کم شناخته)

2. acres of time devoted to trivia
وقت زیادی که صرف چرندیات شد

3. to stuff one's head with trivia
کله‌ی خود را پر از مطالب کم اهمیت کردن

4. She has an encyclopedic knowledge of pop trivia.
[ترجمه الناز] اوهمه چیز حتی کم اهمیت ترین چیز هارا درباره پاپ می داند (اودرباره پاپ اطلاعات کامل دارد)
|
[ترجمه ترگمان]اون اطلاعات عمومی زیادی درباره اطلاعات عمومی داره
[ترجمه گوگل]او دارای دانش دایره المعارف چیزهای پاپ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Try not to clutter your head with trivia.
[ترجمه ترگمان]سعی کنید سر خود را با جزئیات بی‌اهمیت نکنید
[ترجمه گوگل]سعی نکنید سر خود را با چیزهای بی اهمیت تطبیق دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The two men chatted about such trivia as their favourite ki ...

مترادف trivia

چیزهای بی اهمیت (اسم)
trivia

معنی کلمه trivia به انگلیسی

trivia
• inconsequential things or facts, trivial details, trifles
• if you refer to things as trivia, you mean that they are unimportant.

trivia را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
اطلاعات مفصل (پر از جزئیات)
محمد رومزی
حقایق کمتر شناخته شده یا پیچیده و مبهم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trivia
کلمه : trivia
املای فارسی : تریویا
اشتباه تایپی : فقهرهش
عکس trivia : در گوگل

آیا معنی trivia مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )