برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1222 100 1

troublemaker

/ˈtrəbəlˌmekər/ /ˈtrʌblmeɪkə/

معنی: اشوبگر، مزاحم
معانی دیگر: آشوب انگیز، آشوبگر، فتنه انگیز، مسئله آفرین، مفتن، مسئله ساز، موجد زحمت ودردسر

بررسی کلمه troublemaker

اسم ( noun )
مشتقات: troublemaking (adj.), troublemaking (n.)
• : تعریف: one who causes conflict or trouble for others.
مشابه: agent provocateur, agitator, gadfly, hoodlum, hooligan, incendiary, malcontent, marplot, meddler, mischief-maker, miscreant, nuisance, pest, rabble-rouser, scandalmonger

واژه troublemaker در جمله های نمونه

1. He's a troublemaker! Always was and always will be!
[ترجمه ترگمان]!! !! !! !! !! !! !! !! !! همیشه بوده و همیشه خواهد بود!
[ترجمه گوگل]او سختگیر است! همیشه بود و همیشه خواهد بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His reputation as a troublemaker told against him when he tried to change his job.
[ترجمه ترگمان]شهرت او به عنوان یک آشوبگر، هنگامی که سعی کرد شغلش را تغییر دهد، به او گفت
[ترجمه گوگل]شهرت او به عنوان یک مشکل ساز در هنگام تلاش برای تغییر شغل خود در برابر او گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'd had him pegged as a troublemaker.
[ترجمه ترگمان]او را به عنوان یک دردسر درست کرده بودم
[ترجمه گوگل]من او را به عنوان یک مشکل کننده متهم کرده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The newspapers had unjustly labelled him a troublemaker.
[ترجمه ترگمان]روزنامه‌ها به ناحق درباره او نوشته بودند: دردسر ساز
[ترجمه گوگل]روزنامه ها به طور غیرمستقیم به او دچار مشکل شده اند
[ترجمه شما] ...

مترادف troublemaker

اشوبگر (اسم)
agitator , exciter , rioter , troublemaker
مزاحم (اسم)
troublemaker , gadfly , intruder , leech , enfant terrible , knocker

معنی کلمه troublemaker به انگلیسی

troublemaker
• one who causes trouble for others; one who causes difficulty; one who causes worry; one who causes conflict
• a troublemaker is someone who causes unpleasantness, quarrels, ill feeling, or rebellion.

troublemaker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fati
ادم دردسر درست کن
Ftm
مشکل ساز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی troublemaker
کلمه : troublemaker
املای فارسی : تروبلمکر
اشتباه تایپی : فقخعذمثئشنثق
عکس troublemaker : در گوگل

آیا معنی troublemaker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )