انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1075 100 1

troubling

تلفظ troubling
تلفظ troubling به آمریکایی تلفظ troubling به انگلیسی

System.String[]

بررسی کلمه troubling

صفت ( adjective )
• : تعریف: causing one to worry or be upset.

- He received a troubling diagnosis from the doctor today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او امروز یک تشخیص نگران‌کننده از دکتر دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] امروز دکتر از تشخیص ناراحتی دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The idea of her sister marrying that cold and intimidating man was troubling to her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فکر خواهرش با آن مرد سرد و ترسناک او را آزار می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ایده ی خواهر او که ازدواج می کند، مردی سرد و ارعاب او را ناراحت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- There was troubling news for many investors this morning as stock prices fell dramatically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] امروز صبح بسیاری از سرمایه گذاران خبری برای سرمایه گذاران پیدا کردند چون قیمت سهام به شدت کاهش یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] امروز صبح قیمت سهام برای بسیاری از سرمایه گذاران روز به روز شدیدتر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه troubling در جمله های نمونه

1. troubling news
ترجمه خبر نگران کننده

2. my back is troubling me
ترجمه پشتم درد می‌کند.

3. there was mistrust troubling the air at the meeting
ترجمه عدم اعتماد محیط جلسه را ناراحت کننده کرده بود.

4. shortage of money is troubling her
ترجمه کمبود پول او را رنج می‌دهد.

5. I'm really sorry for troubling you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقعا متاسفم که مزاحمتان شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من واقعا متاسفم برای ناراحتی شما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There is one thing that's been troubling me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک چیزی هست که مرا آزار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک چیز وجود دارد که باعث ناراحتی من شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He yawns, not troubling to cover his mouth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خمیازه می‌کشد، به هیچ روی زحمت نمی‌دهد که دهانش را بپوشاند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فریاد میزند، دلم برای دهانش تنگ نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. My back's been troubling me again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوباره پشتم درد گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پشت من دوباره مرا ناراحت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. But most troubling of all was the simple fact that nobody knew what was going on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما مهم‌تر از همه این بود که هیچ‌کس نمی‌دانست چه خبر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما بیشتر نگران کننده همه این واقعیت ساده بود که هیچ کس نمی دانست چه اتفاقی می افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Some troubling questions remain about the legal status of frozen embryos.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی سوالات آزاردهنده درباره وضعیت قانونی جنین یخ زده هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از سوالات نگران کننده درباره وضعیت قانونی جنینهای یخ زده باقی می مانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I don't like troubling him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آزار دادن او خوشم نمی‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من او را ناراحت نمی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Oh, sorry for troubling you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوه، ببخشید که اذیتت کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوه، متاسفم که شما را ناراحت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. What is it that's troubling you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چی داره آزارت میده؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چیزی است که شما را ناراحت می کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Her conscience was troubling her a little.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وجدانش ناراحت می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وجدان او کمی به او آسیب زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The issue was important and troubling enough to prompt me to investigate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مساله به قدر کافی مهم و آزاردهنده بود که من را وادار به تحقیق کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مسئله به اندازه کافی مهم بود و باعث ناراحتی من برای تحقیق شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف troubling

مزاحمت (اسم)
trouble , inconvenience , disturbance , molestation , hindering , troubling , obtrusion
موجب تصدیع خاطر (صفت)
troubling

معنی کلمه troubling به انگلیسی

troubling
• worrying, causing concern; causing discomfort; disturbing
troubling news
• updates which cause worry

troubling را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

م.ج.ن ٢١:٢٩ - ١٣٩٦/٠٧/٢٨
دردسرساز
|

نلی ٢٠:٥٠ - ١٣٩٧/١١/١٦
مسئله ساز
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧
آزارنده، رنج‌آور، دردآور
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی troublingکلمه : troubling
املای فارسی : تروبلینگ
اشتباه تایپی : فقخعذمهدل
عکس troubling : در گوگل


آیا معنی troubling مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )