برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

trustworthiness


اعتماد، قابلیت، موثقیت

واژه trustworthiness در جمله های نمونه

1. Her actions witness to her trustworthiness.
[ترجمه ترگمان]اقدامات او به قابل‌اعتماد بودن او بود
[ترجمه گوگل]اقدامات او شاهد اعتماد اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dave was a little lacking in the trustworthiness department.
[ترجمه ترگمان]دیو در department قابل اعتمادی نبود
[ترجمه گوگل]دیو کمبودی در بخش اعتماد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Such as efficiency, courtesy, and trustworthiness - may play a major role in product differentiation.
[ترجمه ترگمان]چنین بهره‌وری، تواضع، و قابل‌اعتماد بودن ممکن است نقش مهمی در تمایز محصول ایفا کند
[ترجمه گوگل]مانند کارایی، حسن نیت و اطمینان - ممکن است نقش مهمی در تمایز محصول ایفا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Trustworthiness, open your that fanlight lock in my heart such as a key, let us open heart, the bathes the sunlight of that comity.
[ترجمه ترگمان]در را باز کن، دریچه بالای پنجره را مثل یک کلید در قلب من قفل کن، نور خورشید آن چارچوب را زیر و رو می‌کند
...

معنی کلمه trustworthiness به انگلیسی

trustworthiness
• dependability, quality of being reliable

trustworthiness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
توانایی اتکا و اعتماد به صداقت و درستی دیگری، قابلیت اعتماد
غیاثی فر
وثوق پذیری
خاطرجمعی
قابلیت اعتماد
آرمان
امانتداری
Dorsa11
قابل اعتماد بودن
تیبا
وثوق، قابلیت اعتماد
میثم علیزاده
قابلیت اعتماد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trustworthiness
کلمه : trustworthiness
املای فارسی : تروستورتهینس
اشتباه تایپی : فقعسفصخقفاهدثسس
عکس trustworthiness : در گوگل

آیا معنی trustworthiness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )