برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1358 100 1

try out

/traɪ aʊt/ /traɪ aʊt/

1- (از طریق به کار بردن) آزمودن، امتحان کردن 2- (برای شرکت در تئاتر یا تیم ورزشی وغیره) در آزمون شرکت کردن، درمسابقه ی گزینشی شرکت کردن

بررسی کلمه try out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to enter into a competition, as for a job, play, or sport.

(2) تعریف: to test.

واژه try out در جمله های نمونه

1. Don't forget to try out the equipment before setting up the experiment.
[ترجمه ترگمان]فراموش نکنید که قبل از شروع آزمایش تجهیزات را امتحان کنید
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید قبل از راه اندازی آزمایش از تجهیزات امتحان کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You will have to try out the various tennis rackets to find out which one suits you best.
[ترجمه ترگمان]شما باید راکت‌های تنیس مختلف را امتحان کنید تا بفهمید کدام یک برای شما مناسب‌تر است
[ترجمه گوگل]شما باید از راکت های مختلف تنیس استفاده کنید تا بدانید کدامیک از بهترین ها برای شما مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She is going to try out for the basketball team.
[ترجمه ترگمان]او قصد دارد تیم بسکتبال را امتحان کند
[ترجمه گوگل]او قصد دارد برای تیم بسکتبال امتحان کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He got to try out all the new software.
[ترجمه ترگمان]او باید تمام نرم‌افزارهای جدید را امتحان کند
[ترجمه گوگل]او تمام نرم افزارهای جدید را امتحان کرد
[ترجمه ...

معنی کلمه try out به انگلیسی

try out
• put to a test, examine
try out for
• try to gain a place on a team; try to get in an organization (e.g.: "are you going to try out for the school basketball team?")

try out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
to test or use sth experimentally
to test sb or sth for a while
فرزاد ک پ
to test or use sth experimentally عملا امتحان کردن یا استفاده کردن از چیزی
to test sb or sth for a while امتحان کردن کسی یا چیزی برای مدتی.

experimentally
by means of scientific experiment.با استفاده از آزمایش علمی
"the existence of the electron was demonstrated experimentally""وجود الکترون به صورت تجربی نشان داده شد"

as the result of experience as opposed to authority or conjecture.
"to whom does God experimentally reveal the eternal purpose of His grace?"
رسول مجدی
استفاده کردن
آناهیتا سرور
پرو‌ کردن
فريبا
انتخاب کردن يا شدن
Javad
آزمودن
حمید
تست کردن
Mohsen
ازمایش کردن ، بکار بردن ، تجربه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی try out
کلمه : try out
املای فارسی : تری آوت
اشتباه تایپی : فقغ خعف
عکس try out : در گوگل

آیا معنی try out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )