انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1017 100 1

turmeric

تلفظ turmeric
تلفظ turmeric به آمریکایی/ˈtɜːrmərɪk/ تلفظ turmeric به انگلیسی/ˈtɜːmərɪk/

معنی: زردچوبه
معانی دیگر: (گیاه شناسی) زردچوبه (curcuma longa از خانواده ی ginger - بومی هندوستان)

بررسی کلمه turmeric

اسم ( noun )
(1) تعریف: the powdered rootstock of an Indian plant, used in yellow dyes, medicines, and condiments such as curry powder.

(2) تعریف: this plant, which bears yellow flowers and has an aromatic rootstock.

واژه turmeric در جمله های نمونه

1. The oil and turmeric give the chicken a yellow-gold color that is really dramatic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روغن و زرد چوبه به مرغ یک رنگ زرد - طلایی می‌دهند که واقعا چشمگیر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روغن و زردچوبه مرغ را یک رنگ زرد و طلایی می دهد که واقعا دراماتیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Garlands of turmeric and garlic are worn to ward off evil spirits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترکیبی از زردچوبه و سیر تا حالا از شر ارواح خبیث خسته شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حلقه های زردچوبه و سیر برای پوشاندن ارواح بد استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Add the turmeric and stir in well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زرد چوبه را اضافه کنید و به خوبی حرکت کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اضافه کردن زردچوبه و هم بزنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Sprinkle with lemon juice, pomegranate syrup, turmeric, salt, pepper to taste and teaspoon cinnamon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از عصاره لیمو، شیره انار، زرد چوبه، نمک، فلفل به طعم و teaspoon دارچین بپاشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوره با آب لیمو، شربت انار، زردچوبه، نمک، فلفل به مزه و قاشق چای خوری دارچین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Mix the yogurt, coriander, cumin, turmeric, paprika, ginger, garlic salt and chilli powder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماست، گشنیز، زیره سبز، زرد چوبه، زنجبیل، زنجبیل، پودر سیر و پودر فلفل قرمز را مخلوط کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماست، گشنیز، زیره، زردچوبه، پاپریکا، زنجبیل، نمک سیر و پودر چیلی را مخلوط کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Add onion, chili paste, ginger, garlic and turmeric.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیاز، خمیر فلفل چیلی، زنجبیل، سیر و زرد چوبه را اضافه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیاز، چیپس، زنجبیل، سیر و زردچوبه اضافه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Her turmeric pies are a great favourite - cream cheese flavoured with turmeric in pastry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از زرد چوبه او یک پنیر خامه‌ای بزرگ با طعم زرد چوبه در خمیر شیرینی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیک پودر زردچوبه ای عالی است - پنیر کرمی با طعم زردچوبه در شیرینی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Cook rice with the saffron or turmeric in a medium pan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنج را با زعفران و یا زرد چوبه در یک ماهی‌تابه متوسط بپزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنج را با زعفران یا زردچوبه بپزدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Add the garlic paste, red chilli powder and turmeric and mix well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خمیر سیر، پودر فلفل قرمز و زرد چوبه را اضافه کنید و به خوبی مخلوط کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پودر سیر، پودر چیری قرمز و زردچوبه را اضافه کنید و خوب مخلوط کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Turmeric and sweet basil are commonly used Ayurvedic herbs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ریحان و ریحان لطیف معمولا از گیاهان دارویی استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زردچوبه و ریحان شیرین معمولا از گیاهان آیورودا استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Turmeric: The'superstar of spices,'it may have anti - inflammatory and anti - cancer properties. "
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Turmeric: این ستاره ادویه، ممکن است دارای خواص ضد التهابی و ضد سرطانی باشد \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زردچوبه The'superstar ادویه جات ترشی جات '، ممکن است دارای خواص ضد التهابی و ضد سرطان باشد '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We want to buy Black Pepper, Ginger, Turmeric, Cumin Seed, Caraway Seed, Nutmeg, Cassia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌خواهیم فلفل سیاه، زنجبیل، Turmeric، دانه کولا، دانه کولا، Nutmeg، cassia را بخریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می خواهیم به خرید فلفل سیاه، زنجبیل، زردچوبه، دانه زیره، بذر چغندر، مغز گردو، Cassia
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Milk thistle and turmeric is the preferred pet medication for this disorder, and most liver ailments in pets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توت‌فرنگی و زرد چوبه، داروی خانگی ارجح برای این اختلال و اغلب بیماری‌های کبد در حیوانات خانگی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیر و خار و زردچوبه داروهای حیوان خانگی ترجیح داده شده برای این اختلال و بیشتر بیماری های کبدی در حیوانات خانگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Turmeric: The'superstar of spices,'it has anti - inflammatory and anti - cancer properties. "
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Turmeric: این ستاره ادویه، دارای خواص ضد التهابی و ضد سرطانی است \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زردچوبه The'superstar ادویه جات ترشی جات، 'آن دارای ضد التهابی و ضد سرطان خواص '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. In 1-gallon saucepan put 3 tablespoons ghee, turmeric, hing, and beans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ماهی‌تابه ۱ - ۳ قاشق سوپ خوری روغن، زرد چوبه، hing و لوبیا بگذارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در 1 قاشق غذاخوری پانسمان 3 قاشق غذاخوری قهوه، زردچوبه، تخم مرغ و لوبیا قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف turmeric

زردچوبه (اسم)
turmeric

معنی عبارات مرتبط با turmeric به فارسی

(شیمی) کاغذ زردچوبه (که اسید بوریک آن را قهوه ای مایل به سرخ و قلیا آن را قهوه ای می کند)

معنی turmeric در دیکشنری تخصصی

turmeric
[صنایع غذایی] زرد چوبه : پودر ریشه گیاه curcurma longa است با رنگ نارنجی روشن که به عنوان ادویه استفاده می شود

معنی کلمه turmeric به انگلیسی

turmeric
• east indian plant whose aromatic subterranean stem (rhizome) in powdered form is used in several ways (in a seasoning such as curry, a yellow dye, and as a medicine); powdered form of this plant's rhizome; any one of several similar plants
• turmeric is a yellow spice that is used to flavour hot food such as curry.

turmeric را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی turmeric

اميد پوركريمي ١١:٣٥ - ١٣٩٨/٠١/٠٨
زردچوبه
|

kosar ٢٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٤
زرد چویه
|

پیشنهاد شما درباره معنی turmeric



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی turmeric
کلمه : turmeric
املای فارسی : تورمریک
اشتباه تایپی : فعقئثقهز
عکس turmeric : در گوگل


آیا معنی turmeric مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )