برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

turn into

/tɜrn ˈɪntu/ /tɜrn ˈɪntu/

واژه turn into در جمله های نمونه

1. Patriotism can turn into jingoism and intolerance very quickly.
[ترجمه ترگمان]Patriotism می‌توانند به سرعت تبدیل به jingoism و تعصب شوند
[ترجمه گوگل]وطن پرستی می تواند به زودی و به تدریج تحمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I saw him turn into the library.
[ترجمه علی] من اونو دیدم که به کتابخانه برگشت
|
[ترجمه امین] او را دیدم که به کتابخانه وارد شد.
|
[ترجمه ترگمان]دیدم که به کتابخانه برگشت
[ترجمه گوگل]من دیدم او به کتابخانه تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I want that my love to you will turn into bright sunlight so thatto warm your heart.
[ترجمه ترگمان]من می‌خواهم که عشق من به شما به نور خورشید روشن تبدیل شود و ...

معنی کلمه turn into به انگلیسی

turn into
• change into, become
turn into cinder
• turn into ashes

turn into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahan
تبدیل کردن به
Ramin Naimi
تبدیل شدن به
The beautiful princess kissed the frog and it turned into a handsome prince .
a.r
to change into sth or sb
become transformed into sth or sb
to convert sth into sth
to direct one's way or course into sth
احمد
تبدیل کردن به
عليرضا كريمي وند
تبديل كردن به ، وارد شدن به
علی
تبدیل شدن به
ر. ف
منجر به ... شدن
الی حسینی وند
روی اوردن به...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی turn into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )