برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1320 100 1

turn the corner


رو به بهبود گذاشتن

واژه turn the corner در جمله های نمونه

1. As you turn the corner, the road dips suddenly.
[ترجمه ترگمان]همون طور که تو پیچ رو پیچ می‌کنی جاده یهو قاطی میشه
[ترجمه گوگل]همانطور که گوشه را عوض می کنید، جاده به طور ناگهانی فرو می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I thought by January we would turn the corner.
[ترجمه احسان] من فکر کردم اوضاعمون تا ژانویه بهتر می شود
|
[ترجمه ترگمان]من تا ژانویه فکر کردم که ما پیچ را turn
[ترجمه گوگل]من در ماه ژانویه فکر کردم که گوشه را عوض می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now I have stairs which actually turn the corner into a splendid hall.
[ترجمه ترگمان]حالا از پله‌ها بالا می‌روم که در واقع گوشه‌ای را به یک تالار باشکوه تبدیل می‌کنم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر پله هایی دارم که در واقع گوشه را به سالن پر زرق و برق تبدیل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه turn the corner به انگلیسی

turn the corner
• go around the block on the street

turn the corner را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turn the corner
کلمه : turn the corner
املای فارسی : ترن تاه کرنر
اشتباه تایپی : فعقد فاث زخقدثق
عکس turn the corner : در گوگل

آیا معنی turn the corner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )